طبقه بندی ،ظرفیت سازی، بهره مندی از ابزار های كمكی برای عبور از گذرگاه های عاشقی

بسم ا… الرحمن الرحیم

پرداختن به مشق عشق می تواند یادآوری و تذكر خوبی برای ما باشد. گاهی یك جمله، یك عكس و یا بندی از یك شعر می تواند تأثیری مهم داشته باشد و درون ما را بیدار و متحول كند و به داشته های ما اضافه كند. دقت كنیم كه در پرداختن به مشق عشق كیفیت مهم تر از كمیت است. به یاد داشته باشیم كه همیشه راه، روشن و هموار نیست. همان طور كه در اتومبیل توصیه به زاپاس و ذخیره لوازم می شود، همه ما نیز برای حركت در مسیر بندگی نیازمند ذخیره، آذوقه و توشه برای عبور از ناهمواری ها و گذرگاه های صعب العبور هستیم.

به اسم، قلب، راه و مرامی رهرو هستیم و رهرو یعنی سالك و رونده؛ و رهرویی یعنی حركت كردن به سوی هدف مشخص و نهایی در مسیری معین. بی تردید رسیدن به چنین هدف غایی و والایی برای رهرو و سالك مستلزم طبقه بندی، ظرفیت سازی، برنامه ریزی و مدیریتی جامع و صحیح است. در مباحث مدیریت بارها و بارها گفتیم كه شناخت و داشتن اطلاعات از اركان مهم و عوامل اساسی موفقیت در مدیریت است. برای داشتن مدیریت درست نیازمند اطلاعاتی به موقع و جهت یافته در راستای مسئولیتمان هستیم. از دیگر مسائل مهم در رهرویی ما كه تكلیفمان نیز محسوب می شود، به خود دروغ نگفتن و یا به نوعی صادق بودن با خود است. انجام این تكلیف از جایی حائز اهمیت است كه می تواند ما را با سرعت، امنیت و انرژی بیشتری در حركت به سوی هدف یاری كند.

در تمام طول تاریخ، بشر در راستای ارتقای سطح كیفی زندگی، دائماً در حال اختراع و تولید وسیله و ابزار آلات برای سرعت بخشیدن به امور انسانی بوده است. به طور مثال انسان برای صرفه جویی در زمان خود وسیله ای به نام اتومبیل اختراع كرد و روز به روز بر آسایش، آرامش و امنیت آن افزود و یا در مثالی دیگر می توانیم به سفرهای طولانی انسان ها در گذشته با كمترین امكانات اشاره كنیم.

رجوع كردن به قصص و داستان های قدیمی كه در قالب پند عنوان شده است بیانگر اختلافاتی است كه انسان ها در امانت داری ها و سپردن ها داشتند. مسافرت طولانی انسان ها در گذشته ایجاب می كرد تا مسافر اموال، دارایی و خانواده ی خود را به دیگری بسپارد اما گاهی به دلیل زمان های سپری شده زیاد، عدم امكانات و اطلاع رسانی در هنگام بازگشت با خیانت در امانات خود مواجه می شد و بدین ترتیب اختلافات بین افراد شكل می گرفت.

اختراعات و اكتشافات امروزه امكانات و برنامه ریزی دقیق و درستی را در اختیار انسان قرار داده است و صرفه جویی در زمان و بهره وری های فراوانی را نصیب انسان ها كرده، به گونه ای كه هر فردی در كمترین زمان قادر است تا سفرهایی داشته باشد و از اختلافات نشأت گرفته از سپردن ها در امان باشد. خداوند كریم در طبیعت الگوهای فراوانی را از جهت عبادی، فقهی، مادی و معنویی در اختیار انسان قرار داده است. پرواز پرنده و پرداختن نوع فرود آمدن و اوج گرفتن و گشودن بال ها ایده و الگویی از ساخت هواپیما را در ذهن بشر ایجاد كرده است. الگوگیری ما از طبیعت نباید صرفاً به جنبه های تجاری و تفریحی محدود شود .

رهرو در حقیقت عهد، قول و قراری را ابتدا با دل خود سپس با اولیای خدا و حیطه ای وسیع تر با خداوند بسته است. رهرو مسافری است به سوی قُرب خدا و خانه اصلی و ابدی خویش. از گذشته پیامبران، احادیث، دانشمندان، شاعران و نویسندگان ادیان مختلف بارها به این مسئله پرداختند كه انسان از كجا آمده؟ برای چه آمده؟ و به كجا می رود؟ پرداختن به محتوا و درون مایه ی هر یك از این سه جمله می تواند پایه و اساسی برای تعیین هدف های عالی در جهت عزت، مقام و شأن انسانی باشد. چنانچه انسان عمیقاً به این باور برسد كه از كجا آمده، مقام و جایگاه خویش را به عنوان اشرف مخلوقات و خلیفه ا… می شناسد. خلیفه خدا بودن به معنای حاكم و والی نبوده و منظور از خلیفه الهی جانشینی خداوند بر روی زمین است كه خدای مهربان بر عهده ی انسان قرار داده و او را صاحب مقامی والا كرده است. مقام و جایگاه انسان در تمامی اعصار و در تمامی عرصه ها بر سایر مخلوقات اولویت و ارجحیت داشته است.

در زندگانی پیامبران همیشه انسان از مقام و جایگاه والا برخوردار بوده است. توانمندی حضرت سلیمان (ع) در شنیدن و ارتباط برقرار كردن ایشان با تمامی حیوانات، پرندگان، حشرات و موجوداتی چون جن، دیو و … بر همه ی ما آشكار است. در داستان حضرت سلیمان (ع)  و بلقیس ( ملكه سبا) می خوانیم كه بلقیس علیرغم همه ی قدرت، ثروت، لشكر و مشاوران عظیمی كه در اختیار داشت وقتی به سپاه حضرت سلیمان (ع) پیشنهاد هدایای گرانبها می كند، حضرت سلیمان (ع) با نمایان كردن بخشی از قدرت خویش نشان می دهند كه خداوند قدرت، ثروت و توانایی بی نظیری در اختیار ایشان قرار داده است. با وجود این كه خداوند با اعطا كردن تسلط وسیع بر جانداران،‌ بنا بر مصلحت و مقتضیات زمان چنان امپراطوری را برای حضرت سلیمان (ع) فراهم می كند، باز هم شأن انسانی را ارجح قرار می دهند و حتی برای لحظه ای نیز مقام والا و جایگاه ویژه ی اشرف مخلوقی را در اختیار سایر مخلوقات قرار نمی دهند.

از سوی دیگر در عالم معصومیت فرشتگان، ملائك و كروبیان كه هیچ گناه، اشتباه و خطایی نداشته، ندارند و دائم الذكر و دائم التسبیح بودند، مُكلف شدند تا در مقابل حضرت آدم(ع)، (ابوالبشر) سجده كنند و حرمت این سجده ها تا جایی است كه انسان ها با همه ی گناه و معصیتی كه در جهت دنیاپرستی انجام می دهند، باز هم مورد احترام و عزت عزیزان و فرشتگان الهی قرار گیرد و این ها همه تأئید و تأكیدی بر مقام والای انسانی است. همان طور كه این بزرگواران در مقابل مقام مادری و پدری صرف نظر از این كه چگونه انسان هایی بودند، سر تعظیم فرود می آورند و برای این مقام حرمت خاصی قائل می شوند.

تاكنون گفتیم كه انسان با وجود مقام و شأن ویژه ای كه داراست، برای رسیدن به هدف غایی و كمال انسانی نیازمند حركت در مسیر الهی است و برای حركت صحیح و بدون لغزش، نیازمند طبقه بندی، ظرفیت سازی و برنامه ریزی است. صِرف انتخاب مسیر الهی و حركت در شأن بندگی و در دست دادن عشق به عنوان پیوند دهنده ی انسان با معصومین (س)، خدا و كسب رضایت این بزرگواران، نمی توانند خود را ایمن از شیطان درون، بیرون و ناهمواری های راه دانست.

رهروی مولا برای حركت و پیمودن راه نیازمند لوازم احتیاطی و ذخیره ای است تا در مواجه با خطرات و اتفاقات پیش رو دچار خُسران و شكست نشود. خطراتی كه در طول مسیر برای هر رهروی پیش خواهد آمد، امتحانات الهی و غفلت های اوست. هیچ رهروی، هرچند راه پیموده و سینه سوخته باشد، نمی تواند مدعی شود كه از غفلت ها در امان خواهد بود. گاهی غفلت از سوی رهروی مولا، او را هدف تیر شیطان قرار می دهد كه رهرو به رضایت و جایگاه خود مطمئن است و تصور می كند كه انجام دادن یا ندادن عملی نمی تواند خدشه ای در جایگاه او وارد كند و درست  در همین لحظه ی اطمینان است كه شعله های منیت نیز زبانه كشیده و جایگاه فرد را كه او به خود نسبت داده دچار لغزش می كند.

از سویی دیگر برای رهرویی كه سرسپرده است، اسباب عهدشكنی نیز فراهم می شود و بدین گونه رهرو دربند ضرر و زیان ها می شود. قبلاً نیز گفتیم منظور از سرسپردن، تسلیم محض خدا و اولیای خدا بودن است. در توضیح سرسپردن نیز اشاره كردیم كه سر به عنوان فرمانده ی بدن و جایگاه مغز كه همه ی دستورات بدن از آن صادر می شود ما آن را در اختیار به اراده، فرمان و عظمت الهی قرار می دهیم و از چرا و چگونه ها پرهیز می كنیم.

دقت كنیم منیت در قالب های متفاوتی در وجود ما نفوذ می كند، گاهی حتی نسبت دادن برخی الطاف و موهبت های الهی به خود می تواند دیو منیت را در درون ما بیدار كند؛ به طور مثال استفاده از كلمه ی جایگاهم. اگر انسان از غفلت ها مصون بود، هیچ گاه معصومین (س) تا آخرین لحظات عمر مبارك خودشان بر انجام و اجرای تكالیف خود مداومت نداشتند.

در دعای كمیل كه از طرف حضرت علی (ع) به جناب كمیل اعطا شد تا با آن همه عشق ناب كه در وجودش شعله كشیده بود، توان ماندن در جسم را برای او باعث شود، می خوانیم كه این بزرگواران تا آخرین لحظات از ترس غفلت و اسیر شدن در دام شیطانِ نفس امان طلبیدند. مولا علی (ع) و پیامبر (ص) نیز علیرغم معصوم بودنشان نه تنها هیچ گاه از عبادات خود كم نكردند بلكه هر لحظه بر عبادات خود می افزودند و سیره ی ائمه (ع) این چنین رقم خورد تا ما فراموش نكنیم كه هر قدر هم در مسیر الهی گام برداریم نمی توانیم از غفلت های لحظه ای و آنی در امان باشیم.

نماز صبح بهترین زمان برای امتحان، عاشقی و راز و نیاز است. وقتی امام معصوم، آقا ابا عبدا… (ع)، در حین جنگ و با بر دوش داشتن بار مصیبت عزیزان خود از اقامه ی نماز خودداری نمی كنند ما جایز نیستیم تا در برابر الطاف و هدیه های الهی خود را فارغ از انجام تكلیف الهی بدانیم كه چه بسا همین غفلت و دوری، اسباب هلاكت را برای ما در پی داشته باشد. گاهی همین الطاف و موهبت های الهی و یا برآورده شدن حوائجی كه ما به درگاه الهی اصرار ورزیدیم می تواند مایه ی امتحان و آزمایش ما باشد. نمونه بارزی از بسیاری انسان ها هستند كه در شرایط سخت و هولناك از خداوند طلب نعمت، رفاه و آسایش می كنند و برای رسیدن به آنچه طلب كردند با خداوند عهد و پیمانی می بندد اما به محض رسیدن به شرایط مطلوب و مورد نظر، عهد و پیمان خود را فراموش می كنند و خصلت بخشندگی خود را با چشیدن طعم شیرین تجمع ثروت از دست می دهند.

بخشندگی از جمله خصلت های ناجی انسان هاست. بخشیدن و دعا كردن فردی كه به ما بدی كرده نیز در موقعیت و شرایط دیگر یاری كننده و نجات دهنده ما خواهد بود. گفتیم مؤمن و مرید مولا باید زرنگ باشد. در دعا كردن نیز باید زرنگ بود، دعا كردن نیاز به ظرفیت سازی دارد. بدانیم چگونه دعا كنیم كه در عین بخشیدن دیگری، خود نیز بخشیده شویم و صاحب پس انداز باشیم. گاهی راه حل ها و فرمول هایی وجود دارد تا ما ساده، راحت و كوتاه تر به مقصود برسیم و نتیجه عالی و گاهی متعالی را بگیریم. برای دعاكردن نیز باید در پی كسب بهترین راه حل ها بود. در دعا كردن باید به برخی نكات توجه خاصی داشت تا به نتیجه ای پر ثمر رسید. مثل این كه برای چه كسی، در چه ساعتی دعا كنیم و شرایط دعا شونده را مدنظر قرار دهیم. چنین دعایی قطعاً می تواند برای ما كارساز باشد و كارگشایی ایجاد كند.

طبقه بندی و ظرفیت سازی های ما به هیچ عنوان نباید در جهت ایجاد آسودگی خاطر برایمان پیش برود. رهرو برای دیدن، رسیدن و بوییدن معشوق بی قرار است. اگر برای حضور در جلسات عاشقی در خود شور و شوق رسیدن را نیافتیم باید به عاشق بودن و رهرو بودنمان شك كنیم. فرشتگان، ملائك و آسمانیان نیز در هر پنج شنبه در انتظار دیدن و بوییدن یار هستند. پس چگونه می توان این همه اشتیاق را نادیده گرفت و به راحتی خود را از محفل پر نور یار محروم كرد. عاشقی كه از همه چیز برای بودن در كنار یار می گذرد، بی شك مورد توجه خاص معشوق قرار می گیرد. در عشق مجازی نیز ارجعیت دادن به معشوق همیشه با ارزش بوده و هست هر چند معشوق خود وعده دیدار را به تأخیر بیاندازد.

ما هم باید اهل معنا باشیم، باید بدانیم كه از تخفیف ها و گذشت ها در چه زمانی استفاده و در چه زمانی بهره ببریم. پر سودترین زمان برای بهره مندی از گذشت های یار، زمانی است كه او فرصتی را در اختیار خودمان قرار دهد اما ما باز هم از فرصت در جهت نزدیكی به یار استفاده كنیم. در راه و مرامی كه انتخاب كردیم هر قدر هم كه مورد رضایت مراد و مولایمان باشیم باز هم نباید ذره ای آسودگی خاطر را در وجودمان راه دهیم چرا كه شاید یك لحظه آسودگی برای ما غفلت، سستی و در نهایت هلاكت را سبب شود.

عشق به معنای عالی درجه، بزرگ ترین و مهم ترین لوازم احتیاطی ما در تاریكی ها و غفلت های مسیر است. عشق شارژ دوباره برای روشنایی بخشیدن در بخش هایی از مسیر است كه با كوتاهی و غفلت ما به تاریكی رسیده است. عشق میانبر ما برای طی طریق و رسیدن به قرب الهی بوده و باز همین عشق است كه لوازم احتیاط و یدكی ما برای عبور از گذرگاه های سخت را فراهم می كند. عاشق ترس را نمی شناسد، عاشق به جز صدای یار نمی شنود.

ماجرای خرما گذاشتن پیامبر (ص) در دهان حسنین (ع)، حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) را خواندیم، در زمانی كه پیامبر (ص) خرما در دهان مولا علی (ع) گذاشتند، خداوند خود گفت: نوش جان، در این هنگام پیامبر (ص) برای اطمینان حاصل كردن باری دیگر خرما در دهان مولا علی (ع) گذاشتند، باز هم خداوند گفت: نوش جان و در این هنگام خدا خطاب به پیامبر (ص) فرمود: اگر تا یوم قیامت بر دهان علی (ع) خرما بگذاری، خواهم گفت نوش جان. عظمت مولا این چنین وسیع جلوه نمایی كرد و این نماد حقیقی از عشق بین عاشق و معشوق است. در سوی دیگر خوشحالی پیامبر (ص) بود كه به سبب خرما خوردن مولا علی (ع) صدای یار در جان و تنشان طنین انداز می شد.

عاشق جز معشوق نمی بیند و نمی شنود؛ اما آیا ما به درجه ای رسیدیم كه برای یا علی گفتن هایمان در هر پنجشنبه از همه چیز گذشت كنیم؟ آیا برای پایداری در عشق و سر دادن نوای عاشقی از پیشامدها و اتفاقات برای رسیدن به یار عبور كردیم؟ كه اگر چنین كردیم، باور كنیم كه عاشقیم و دلداده و در وادی عشق در حركتیم.

عشق حد، مرز و ضریبی ندارد كه با رسیدن به آن مدعی پیمودن و رسیدن به عشق باشیم. عشق تا عظمت پروردگار وسعت و ظرفیت دارد. در عاشقی می توان به جایی رسید كه مرگ و جدایی از این دنیا به راحتی خواندن شهادتین باشد. برای معشوق هدف تنها با یار بودن و جلب رضایت اوست. بنابراین عاشق هیچ گاه از تغییر مكانی، موقعیت و شرایط نمی رنجد چرا كه هدف تنها بودن با یار است و بس.

ان شاء ا… حركت ما به سوی یار، ما را تا جایی پیش ببرد كه مطمئن باشیم راه برگشتی نخواهد بود و خوشا بر آنان كه در زمان كوچ به سرای باقی با ضریب عشقی والا پرواز را آغاز می كنند.

والسلام …

Check Also

ظرفیت سازی

بسم ا… الرحمن الرحیم در مباحث پیش از خودشناسی، سفر به درون، آماده سازی، بالا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »