سرسپردگی

« بسم ا… الرحمن الرحیم »

به نام خداوند جان و خرد                                           کزین اندیشه برنگذرد

نکاتی طلایی برخاسته از مشق عشق :

راهکاری جهت کاهش بی قراری هایمان که سبب آرامش روحمان می گردد ، بر سر قبور امامزاده ها و پدر و مادر ، رفتن است .

ما رهروان ، انسان هستیم و انسان جایز الخطاست و در خیلی موارد خطا ها سبب بیداری روح آدمی می گردد و پی به خطا بردن بر انسان درهای آسمان را می گشاید ، لیک فرصت اندک است .

هر کاروان و گروهی برای عبور از راه های سخت و پیچ در پیچ و صَعبُ العُبور نیاز وافری به بلدِ راه دارد .         

چه بسیار انسان هایی هستند که در جستجوی بلد راهی هستند از برای گذرِ فراز و نشیب های راه عاشقی ا… .

اکنون خداوندی که فرصت ها را برای بندگانش تعیین می نماید این فرصت را به ما ارزانی داشته و تنها کار ما پرداختن                     خالصانه به بندگی و طیِ طریق کمال است به گونه ای که گویی عمر نوح داریم و از سوی دگر طوری برخورد می کنیم که گویی فرصتی باقی نیست . پس باید همیشه خویش را مُهیا برای وصال یار نگاه داریم .

اکنون هنگامه ی انتخاب شدن ، ماندن و گرفتن درجه ی بلد بودن ، آغاز گشته است . همسفران عزیز ، حکم تک تک ما ، خادم بودن است و بس . چه بسا افراد بسیاری در آرزوی ثبت نمودن یک روز خادمی در پرونده ی خویش هستند .

معنای دگر بلد بودن ، عارف گشتن است . به مثال همان خُدامی حَرمِینِ شَریفِین و به مثال خدامی درگاه مولای حق علی (ع) .

مسابقه ی بین لاک پشت و خرگوش را همیشه و همیشه یادمان باشد . انتخاب شدن و ماندن براساس قلب و روح آدمی است و به “تعداد سال های رهروی بستگی ندارد” . چه بسیار انسان هایی بودند که در یک لحظه آن چنان منقلب شدند که نامشان در جرگه ی تاریخ به آزادگی و آزادمردی ثبت گردید . مانند حُر بن ریاحی .    

یادمان باشد سال های رهروی ، سبب کسب تجاربی ناب برای تک تک ما گشته است که اگر از آن ها در عمل به کار ببریم سبب پیشرفت معنویمان می گردد . امام جعفر صادق (ع) می فرمایند : مردم را دعوت کنید با عمل خود نه با زبان . اکنون هنگامه ی عمل به مشق عشق رسیده است .

یادمان بیاشد این خانواده ی معنوی که توسط راه و مرام مولا علی (ع) اکنون یک تن واحد لیک با زخم های بسیار است ، متشکل از افرادی با قومیت ها ، آداب و رسوم و اخلاقیات متفاوت است .

اکنون این تن واحد ساخته شده ، حرف می زند ، درک می کند ، عاشق گشته و در تلاش است برای افزون نمودن درجه ی عشق خویش و در این راه از خویش نیز می گذرد لیک این تن واحد از خویشتن غافل شده است . اکنون فرصت نیز از برای این مسئله است .

مهر و مهربانی آنقدر زیباست که انسان را هر چند برای لحظاتی در عشق غوطه ور می نماید و این عشق با مسائل بسیاری از جمله : ادب و احترام عجین است .

یک رهرو ، یک طالب راه و مرام مولا امیرالمومنین (ع) هدفش شناخته شدن او با شناسنامه ی نورانی معنوی خویش می باشد نه در شناسنامه ی جسم مادی خود . باید در همه ی این موارد به شناخت کامل برسد و عامل به شناخت هایش گردد .

شیطان های درونی بسیاری در هر انسان وجود دارد که تک تک آن ها در درس های مشق عشق بازگو شده و به طور ناخواسته همراه رهروان است . یک رهرو هوشیار باید به جایی برسد که ضریب تشخیص آن ها را بیابد و درجه ی فرقان را از خداوند دریافت نماید تا توانایی تشخیص به موقع آن شیطان ها را یافته که در کجا و از کدام نوع هستند . این گونه است که می تواند راه حل و درمان آن را نیز تشخیص دهد . چشم باطن من و شما اگر باز نباشد نمی توانیم تشخیص درست دهیم .

انسان مُتِکَلم با صحبت کردن خیلی از مسائل را حل و فصل می نماید و با صحبت های دیگران چه بسا منقلب گشته و هدایت و رشد می یابد و یا از راه به بیراهه رفته و همسایه ، همراه و شریک شیطان می گردد .

یکی از این شیطان های به ظاهر ساده لیک بسیار خطرناک دروغگویی است که اگر با آن قطع رابطه نماییم راه رشد و نجاتمان خیلی هموار می گردد و اگر با آن بیگانه شویم و این بیگانگی را مرتب حفظ نماییم و فاصله یمان را هر چه بیشتر و این دیوار فاصله را محکم تر کنیم نتیجه اش راسخ تر شدنِ ایمانمان است .

تمرین این هفته ی عاشقی : دروغ نگفتن لااَقَل به خود است .

دروغگو دشمن خداست یعنی بدترین و کَریه ترین صفتی که یک انسان می نواند با خود حمل نماید ، دشمنی با خداست.

در ابتدا به خودمان دروغ نگوییم . اگر واقعاً این کار را انجام دهیم از هر حِیث ایمن خواهیم گشت . از جمله : آسودگی ، حُسن خُلق و ایمانمان فزونی گشته و در عوض بی حالی ، عصبانیت ، تنبلی و کینه ، بد خواهی و بد خُلقی و چه بسا مریضی ها همه از بین می روند .

آیا از توانایی هایی که خداوند مَنان ، به من بنده ارزانی داشته به درستی و در راه رضای خدا استفاده می کنیم و امانت دار خوبی هستیم ؟؟؟ اوست که به من دست ، پا ، مغز ، قدرت اندیشیدن و انتخاب را عطا نموده آیا چشم های بینا و گوش های شنوای خداوند را که در زندگی من بنده جاری و ساری است می بینم ؟؟؟

خداوند این اطمینان را به بنده اش داده است که از قدرت و توانایی خویش در او نیز نهاده و تنها با توکل به خود اوست که می توانیم با عدالت از امانت هایش به خوبی نگهداری و به موقع استفاده نماییم .

یک لحظه همه ی ما برویم در درون مغز خویش و احوال خویش را به نظاره بنشینیم و بگوییم : به خودم دروغ نمی گویم . آیا من امانت دار خوبی از امانت های الهی بودم ؟؟؟

دروغ ، مریضی و ناراحتی ها بر چهره و روح آدمی تأثیر می گذارد و این تأثیر بر وجود اطرافیان نیز می نشیند .

خداوند مَنان قدرت اختیار ، انتخاب و برگزیدن را به ما بندگانش عطا نموده است .

نعمت چشم : این هِبه ی خداوندی است از برای نظاره ی زیبایی ها و نعمات بیکرانی که خداوند برای بنده اش از جهت دیدن خوبی ها و آموختن آن ها و به اجرا در آوردنشان ، آفریده است .

نعمت زبان : این هدیه ی الهی را از برای دروغ نگفتن و امانت دار بودن کلام آسمانی خویش یعنی قرآن ، آفریده است نه از برای بچه شیطان شدن آن .

نعمت مغز : این فرمانده ی بدن را از برای در راه حق اندیشیدن و انتخاب اَصلح آفریده ها .

نعمت پا : این موهبت را از برای گام برداشتن بر روی زمین و دیدن احوال گذشتگان آفریده است .

امان و صد امان از نیش زبان هایی که دلها را می شکند ، خواسته و ناخواسته . یادمان باشد نعمت زبان از برای مِهر ، گذشت ، عطوفت ، عشق ورزیدن ، ترقی نمودن و آموختن است .

خداوند کریم لحن و صوت به ما عطا فرموده است . چه زیباست که این موهبت الهی را در سمت و سوی مهربانی و حُسن خلق که از خصوصیات های برجسته ی پیامبر اکرم ( ص ) است به کار گیریم .

دروغگو بزرگترین دشمن خداست . اگر من به خودم دروغ بگویم معنایش این است که دارم بزرگترین دشمن خدا را در خویشتن خویش پرورش و رشد می دهم . به این مسئله و مثمر ثمر بودن آن ، بیندیشیم .

موهبت گوش:  از برای شنیدن موسیقی زیبای خلقت است . موسیقی که با عشق ا… آغاز گشته و پایان جهان و آغاز زندگی جاودانه نیز با همین موسیقی آغاز می گردد و جریان می یابد .

مهر  ورزیدن نمودِ موسیقی عشق خداوندی است . آیا من بنده از لحن و صوت در این جهت استفاده می نمایم ؟؟؟

خداوند مَنان و کریم الگوهای زیبا و کاملی برایمان قرار داده است . آیا چشمان باطنمان را گشوده ایم و آنان را در عمل به نظاره نشسته ایم ؟؟؟ الگوهای آسمانی هم چون پیامبر عظیم الشأن حضرت محمد (ص) و اهل بیت ایشان .

مولا امیر المومنین (ع) یک الگوی تمام عیار لطف و مرحمت که محبت و مهربانی شان به حدی است که برای شادی کودکی خم گشته و کودک را بر شانه های خویش می نشاند لیک در هنگامه ی جنگ با دشمنان خدا ، شمشیر از نیام بر می آورد و خشم الهی را به رخسار جهانیان می نگارد .

الگوی دگر ، کتاب آسمانی قرآن این کلام وحی است که خداوند با تمام سخاوتش در آن راه خیر و شر را نگاشته است .

پاها و دست هایمان نعمت هایی هستند از سوی خداوند تبارک از برای خدمت کردن و انجام خوبی ها .

علاوه بر امانت دار بودن اعضا و جوارح ظاهری ، امانت دار اعضا و جوارح داخلی نیز هستیم .

هر دروغی که انسان به خویشتن می گوید ، ضربه ایست به تمامی سیستم بدن حتی بر پوست . به هنگامه ی مهر ورزی پوست انسان نیز مهر می ورزد . طوری که فرد مورد نظر، دلنشین می گردد .

کینه ، نفرت ، تظاهر و ریا که بدترین خیانت فرد به خودش است سبب آلوده گشتن روح خود و غبار آلود نمودن آن می گردد . این گونه می شود که در هنگامه ی عبادت و راز ونیاز از خود نمی توانی رها گردی . اما اگر تمرین این هفته را در وجود خویش حک نماییم و به خویشتن دروغ نگوییم روح انسان به شفافیت و روحانیت نزدیک و نزدیک تر می گردد و رهایی از خویش آسان .

همان طور که گفته شد یکی از مراحلی که یک رهرو برای پرواز نیاز دارد و لازمه ی پرواز است ، آزاد شدن از خود می باشد .

یک رهرو با توجه به قدرتی که خداوند به او عنایت فرموده است اراده می نماید و خویش را رها می کند . چگونه ؟؟؟     با دروغ نگفتن به خود و به اعضا و جوارح خود در عمل نه تنها در سخن .

درون و ذات انسان طالب نظم و ترتیب و زیبا پسند است و در جستجوی نظم الهی است . اگر انسان اینگونه نباشد نمی تواند مسیر خود را طی نماید زیرا خلقت انسان و جهان سرچشمه اش از نظم الهی است .

به هنگامه ای که در این مسیر قرار می گیریم خداوند به یاریمان می شتابد و در امتحانات مددمان می کند .

نظم الهی باز کننده ی امانت داری ، بخشندگی ، گذشت ، عدم حرص و طمع و دروغ نگفتن است .

وقتی خویش را به خدایت و نظم الهی اش سپُردی ، نگران و مأیوس نباش . به هنگامه ای که خویش را سپردی ، می توانی خود را آزاد نمایی و در نتیجه به بی نیازی رسی . در این مرحله دیگر حاضر نیستی این موهبت و جایگاه معنوی خویش را با ثروتمندترین و صاحب مَنصب ترین فرد روی زمین عوض نمایی .

چقدر لذت بخش است از خویش آزاد گشتن . به هنگامه ای که از خود آزاد گشتی یعنی رهرو گشته ای یعنی تابع گشته ای یعنی بنده گشته ای یعنی طالب گشته ای و به معرفت دست یافته ای . یعنی عارف گشته ای و در این زمان است که از آن خدا می شوی .

ندای آسمانی خدا را باید شنید و در این زمان است که چشم و گوش باطنت بیدار می شود . و چقدر زیباست که دید باطنت بیدار شود تا با این موهبت الهی سفرهای معنوی زیبا را آغاز نمایی و جایگاه خود را ببینی .

در یکی از درس های مشق عشق گفته شد که خداوند ، توانایی دستور دادن به اعضای بدنمان را به ما عطا نموده است در نتیجه برای کامل تر شدن و تمرین عاشقی این هفته به خود دستور می دهیم : به خویشتن خویش دروغ نگوییم .

همسفران عزیز : یادمان باشد فرصت همیشه نیست . ان شاء ا… که جمع ما از فرصت ها به خوبی بهره برداری نماید و زیر سایه ی حمایت امیرالمومنین (ع) نقیص هایمان به مدد و لطف همیشگی مولا علی (ع) برطرف شود و مولایمان اجازه ندهند که حتی یک فرد از ما ، از راه و مسلک ، بارگاه و کوچه اش دور یا رانده شود .

من و شما می دانیم که اگر زنده هستیم و اگر نفس داریم فقط و فقط از عشق مولاست لیک عاشق حقیقی باید عملش بازگوکننده ی عاشقی اش باشد .

ادب و احترام ، ادب و احترام ، ادب و احترام از عصاره ها و مغز عشق می باشد و سبب ساخته شدن انسان می گردد و در جایی راهنما و بلد راهمان  می گردد و در جایی ما را از تاریکی ، رهسپار روشنایی می کند و چراغ راه حقیقت می شود .

ان شاءا… آقایمان ، مولایمان ، سرورمان از ما راضی و خشنود باشند و ما نیز متعهد و وفادار به تعهدهایمان . والسلام .

Check Also

مسیر بندگی

بسم ا… الرحمن الرحیم پیدایش بشر و نیازهای بشری ، مقدمه ی اتصال انسان برای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *