بدگویی و سخن چینی 96.08.04

بسم ا… الرحمن الرحیم

با رجوع کردن به تاریخ و مرور رفتارهای ناپسند آن زمان مردم کوفه، در می یابیم که امروزه نیز در برخی از مردم آن صفات وجود دارد. زمانی که انسانی مهر و محبت، نان و نمک خویش را در طبقی از اخلاص در اختیار انسان دیگری که چه بسا خویشاوند و آشنای او باشد، می گذارد و او پس از مدتی به ناسپاسی، حرمت شکنی و تخریب رابطه می پردازد و در شکل ساده و عامیانه آن (نمک می خورد و نمکدان می شکند) چنین مردمانی تداعی گر مردمان کوفه هستند.

خداوند تبارک و تعالی حد و حدود گناهان را به وضوح معین کرده است. نمک نشناسی و قدر نشناسی نوعی از گناه است؛ هم چنین بد زبانی و بدگویی نوعی دیگر از گناه است. وای بر ما اگر بدگویی کنیم و بدتر از آن، زمانی است که در عدم حضور شخص بدگویی کنیم و حق دفاع را از فرد به دلیل عدم حضورش از او گرفته شود . منتظر نباشیم تا دیگران از بدگویی کردن امتناع کنند. از خودمان آغاز کنیم و از بدگویی کردن به شدت حذر کنیم.

ما باید دوری کردن از خبرچینی و بدگویی را به صورت دستور و امر برای مغز، قلب، فکر و وجودمان ارسال کنیم. مطمئناً کسی که خبرچینی نمی کند، اجازه خبرچینی و بدگویی را به افراد دیگر هم نمی دهد. برای ترویج این عمل خیر یعنی جلوگیری از خبرچینی و بدگویی می توان در نهایت ادب و به دور از هر مشاجره، ناسزاگویی و هتک حرمتی، فرد را متوجه صحبت پیرامون خود و زندگی خود کرد تا علاوه بر جویای حال یکدیدگر شدن، از یک گناه بزرگ نیز پرهیز شود؛ چنین عکس العمل هایی حداقل نفع و سودی که در بر خواهد داشت، به فکر فرو بردن فرد و بررسی خود است.

متأسفانه در این بین گاهی خود ما نیز دچار خطا می شویم و در مواجهه با عمل زشت فردی دیگر، موعظه گر و تحلیل گر خوبی می شویم، در حالی که خود سرشار از همان ضعف هستیم. ما باید از پالایش رفتاری گذر کرده و از خود مطمئن باشیم، آن وقت است که اگر با چنین رفتارهای ناپسند روبرو شدیم، می توانیم علت یابی کنیم. ریشه بسیاری از این رفتارها جلب توجه و مطرح شدن است.

کسانی که به بدگویی و سخن چینی می پردازند، در گذشته ی خود کمبود توجه را لمس کرده اند و برای جبران این کمبود به روش ناصحیح، به مهر طلبی روی می آورند. کودکی که کمبودهایش توسط والدینش شناسایی و با ابراز محبت، در آغوش کشیدن و … رفع شود، هرگز به اعمال ناشایستی چون خبرچینی روی نمی آورد.

ریشه بسیاری از کمبودها، عقده ها و خود کم بینی های کودکان در رفتارهای نامتعادل و گاهی ویرانگر پدر و مادر خلاصه می شود. کودکانی که در دریافت محبت، دچار افراط و تفریط می شوند، بی گمان با برخی رفتارها هم چون جیغ کشیدن و شکستن ظروف، دیگران را وادار به توجه می کنند و به این ترتیب کمبود محبت به مرور زمان در شکل های مختلف رشد می کند و در سنین مختلف ابراز می شود.

برای برخی افراد مطرح شدن از بدگویی کردن از یک انسان بزرگ (چه به لحاظ علمی یا به لحاظ فکری، فرهنگی و یا ورزشی) آغاز می شود اما همین فرد پس از اندک زمانی در رویارویی با همان انسان بزرگ به تعریف و تمجید از او می پردازد و رفته رفته پس از ارتکاب گناه به بدگویی، به گناهِ تزویر و دورویی نیز مرتکب می شود.

برای درمان درد بدگویی و سخن چینی باید با فرد با مهربانی و در عین حال قاطعیت برخورد کرد و فرد را با تبعات و پیامدهای منفی عملش به صورت منطقی آگاه کرد. در رفع کردن عیب  از دیگران باید ابتدا خود را از آن عیب مُبرّا کنیم و سپس به ریشه یابی رفتار فرد مورد نظر بپردازیم تا راحت تر و مؤثرتر به او کمک کنیم.

کسی که به دنبال شرافت انسانی باشد هرگز به بدگویی و سخن چینی نمی پردازد و به دنبال عیب دیگران نخواهد بود، مگر در شرایط خاص که داشتن شرایط امر به معروف و نهی از منکر است. رفع عیب دیگران مستلزم ایجاد اعتماد بین طرفین است. اعتماد ایجاد کردن، امین و راستگو بودن بهترین و کوتاه ترین راه برای حل مشکل بدگو و سخن چین است.

توجه داشته باشیم لازمه اعتماد سازی و امین بودن، داشتن صبر است. همان گونه که اُسوه صبر خانم حضرت زینب (س) در عبور از شهر کوفه در حالی که در غُل و زنجیر اسارت بودند در مقابل پرتاب سنگ افراد و حتی در مقابل تعارفات و پذیرایی برخی افراد که به اصرار لقمه نان و جرعه آبی تعارف کردند، صبور بودند. خانم حضرت زینب (س) در شناخت از تمامی آن افراد آگاه بودند اما آیا آبرویی از کسی بردند؟ خانم هر چند به افراد اشاره می کردند که آن ها را می شناسند اما از آن جایی که آل خدا خصلت خدایی دارند و ستار العیوب هستند هرگز عیب کسی را برملا نکردند.

مقابله به مثل کردن با فرد خاطی یعنی تکرار عمل زشت فرد می باشد؛ در نتیجه فرقی بین خاطی و فرد مورد ستم قرار گرفته، ایجاد نخواهد کرد و حتی در برخی مواقع بار حق الناسی برای او فراهم می کند. وقتی در مقابل بدگویی فردی، خشمگینی و ناراحتی پیشه می کنیم، نه تنها او را متوجه عمل زشتش نمی کنیم بلکه به اصلاح عمل او نیز هیچ کمکی نخواهیم کرد. دقت کنیم ما اکنون به عنوان یک رهرو زندگی می کنیم، پس علاوه بر صبر داشتن و فرصت بخشیدن به دیگران باید دقت عمل زیادی در رفتارهای خود نسبت به اطرافیانمان داشته باشیم، چرا که برای رهروی مولا ممکن است بزرگ ترین خوبی و نیکی ها از سوی مردم به زبان نیاید اما کوچک ترین اشتباه مورد توجه قرار گیرد. دشمنی ها را می توان به دوستی تبدیل کرد فقط قدری تدبیر و صبر می خواهد. بدین گونه نه تنها از ارتکاب به گناه و ایجاد حق الناس جلوگیری شده بلکه نامه عملمان با ثواب، خیر و خوبی مُزَین می شود.

جملۀ زیبا و پر معنای “عاقلان دانند” که از داستانی کوتاه و با مفهوم زیر نشأت می گیرد نیز زمینه ساز آرامش برای انسان هایی است که مورد بدگویی واقع شده اند. در داستان این چنین می خوانیم که مردی کوچک و نحیف از مرد پهلوان می خواهد تا بر دوش او سوار شده و در شهر راه افتند و به مردم بگویند که مرد پهلوان از مرد کوچک جثه کتک خورده و در اثر ترس، او را بر دوش خود سوار کرده است. مرد پهلوان چنین می کند و در شهر می گردد. شخصی نزد مرد پهلوان می آید می گوید چرا این کار را کردی؟ مرد پهلوان پاسخ می دهد “عاقلان دانند”.

عاشورا درس بزرگش به بشریت درس شجاعت و شهامت است. یاد بگیریم اگر دشمنی هم می کنیم با شهامت دشمنی کنیم و اگر بدگویی می کنیم و به آن ایمان داریم و مطمئن هستیم، نباید اجازه ورود ترس را به خود دهیم. در مواجهه با بدگویی بهتر است با فردی که بدگویی کرده است، صحبت کنیم تا هم بار حق الناس برای خود ایجاد نکند و هم فرصت دفاع را برای او فراهم کنیم. مبادا شریک دزد و رفیق قافله باشیم.

برخی از گناهان ما بدون این که مقصر باشیم صرفاً به علت عدم شناسایی ما از خود است. متأسفانه گاهی نیز همین عدم خودشناسی ها با تصور غلط این که خداوند ما را دوست ندارد، جمع می شود و فاصله ما را از خدا بیشتر و بیشتر می کند. آن وقت است که با باری از حق الناس مدام از خداوند طلب نعمت می کنیم و جوابی دریافت نمی کنیم. غافل از این که باید قدری از حق الناس هایمان کم کنیم تا موقع دریافت نعمت جدید، حق الناس های جدید بر عهده مان قرار نگیرد.

خداوند در عطا کردن نعمات، تقوای بنده را مد نظر قرار می دهد و به ظواهر دنیوی انسان ها توجه نمی کند. خداوند، هر بنده را در حین خشمش می سنجد که آیا به خاطر خداوند از خشمش می گذرد یا خیر؟ بی تردید خداوند برای چنین بنده ای از خشمش می گذرد و او را مورد عفو و بخشش خود قرار می دهد. همان طور که بارها گفتیم مؤمن باید زرنگ باشد اما زرنگی، بر حسب احکام و اصول دین باید باشد. زرنگی و هوشمندی که در آن از خداوند برکت و نعمت دریافت کند و به اندوخته های معنوی اش اضافه کند. ان شاء ا… ما نیز به لطف دعای بانوی سه ساله از جمله رهروان صادق، مؤمنان زرنگ و باهوش در عرصۀ بندگی و عشق ورزی باشیم. والسلام

Check Also

ترس، ساختن رویاها – 99/08/01

بسم ا… الرحمن الرحیم زندگی با همه خوشی ها و ناخوشی هایش زمان و ساعتی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *