اعتماد به نفس كاذب

بسم ا… الرحمن الرحیم

در بحث ندامت و پشیمانی از استغفار و توبه حقیقی سخن به میان آوردیم و گفتیم كه بسیار بودند عابدان و زاهدانی كه سال های طولانی از عمر خویش را در اطاعت الهی سپری كردند اما در پس اندك غفلتی همه اندوخته های خود را تباه كردند؛ بنابراین مباحث و نكات مشق عشقی را جدی بگیریم تا مبادا ما نیز در اثر یك غفلت در دام شیطان و نفس اسیر شویم.

در گذشته اشاره كردیم كه اعتماد به نفس برای هر انسان و سالكی از جمله واجباتی است كه به منزله پله صعود و ترقی اوست و همراه داشتن آن می تواند فرد را تا محل تقوا، قرب و كمال پیش ببرد. داشتن اعتماد به نفس نه تنها در مسائل عبادی و معنوی بلكه در تمام زمینه های زندگی می تواند تأثیرگذار و مُثمِر ثمر باشد. خداوند نعمات را برای انسان آفریده تا انسان با آنچه خدا فرمان داده از نعمات بهره مند شود. تشكیل زندگی مشترك در انسان از جمله این الزامات و بهره وری های صحیح و الهی است.

در قرآن كریم به افرادی كه فكر می كنند در مسیر تقوا قرار گرفته و از همه آسیب ها و گزندها در امان هستند اشاره شده و این به دلیل اعتماد به نفس كاذبی است كه در افراد شكل می گیرد. عدم اعتماد به نفس سبب ناامیدی، ضعف و سقوط انسان در تمامی مسئولیت های فردی، اجتماعی و عبادی او می شود و از سویی دیگر اعتماد به نفس كاذب كه از تشویقات بی محتوای اطرافیان نشأت می گیرد، می تواند سقوط و نزول انسان را سبب شود.

در مبحث عشق و عاشقی به خصوص در عشق معنوی گفتیم برای رسیدن باید سفر كرد و رنج كشید، باید با تلاش و زحمت خود را از خامی به پختگی رساند تا قدردان و شاكر بودن در نهاد ما قرار گیرد. هر چیزی كه آسان به دست بیاید محكوم به شكست و ویرانی است. اعتماد به نفس هم از این قاعده مستثنی نیست. اعتماد به نفسی كه به آسانی شكل گرفته باشد به آسانی نیز فرو می ریزد.

در داستان ساره و پیامبر (ص) می خوانیم، در زمان رسالت پیامبر (ص) زنی به نام ساره بود كه توسط خوانندگی اِمرار معاش می كرد. دو سال پس از جنگ بدر، ساره به نزد پیامبر (ص) مراجعه می كند و از ایشان كمك و یاری می طلبند، پیامبر (ص) ابتدا از او سوال می كنند كه در زمره مسلمین قرار گرفته ای و او پاسخ می دهد خیر و می گوید پس از جنگ بدر درآمد و كسب من دچار ركود سختی شد و به همین دلیل سرپناه، قوت و غذای خویش را از دست دادم و اكنون نیازمند و درمانده هستم. آقا رسول ا… (ص) بر خلاف تفكری كه اطرافیانشان داشتند، از آنان می خواهند كه خانه، شتر و اسباب اِمرار و معاش حلال را برای او فراهم كنند. اطرافیان در كمال تعجب و ناراحتی اطاعت امر می كنند. آقا رسول ا… (ص) در پاسخ ناراحتی آنان می فرمایند ” این زن مخلوق خداست، خداوند روزی همه آفریده های خویش را تعیین كرده،‌ پس ما نیز موظف به حمایت و یاری او هستیم “. یاری مُدبرانه پیامبر (ص) در نهایت منجر به اسلام آوردن ساره می شود و برای همیشه او را از گناه و حرام دور می كند.

ما نیز امت چنین پیغمبری هستیم اما برای ما كه ادعای رهرویی مولا را می كنیم، آیا قادریم تا چنین بخشش هایی را در لحظه داشته باشیم؟ گاهی ما محبت و بخشش هایی را می كنیم اما پس از ابراز خشم، ناراحتی و عصبانیت. متفاوت است كه انسان این قدر بر خود مسلط باشد كه تصمیمی را در لحظه عملی كند. اگر پیامبر (ص) در یك لحظه تصمیم به یاری ساره گرفتند به این دلیل بود كه تصمیم ایشان برگرفته از اعتماد به نفس كاذب نبود.

پیامبر (ص) می دانستند در بین اعرابی جاهل به انجام رسالت مشغولند، اعرابی بت پرست كه دختران خود را زنده به گور می كردند؛ ایشان می دانستند برای ابلاغ دین خدا و مأموریت الهی خویش باید تحریم، گرسنگی، محدودیت و نامردی ها را تحمل كنند و صبور باشند اما با این وجود از اعتماد به نفسی راسخ و راستین برخوردار بودند و محكم و قاطع در مسیر عاشقی گام بر می داشتند.

هر چند هیچ یك از ما نمی توانیم همانند پیامبر (ص) و ائمه (ع) باشیم اما می توانیم رهروی این بزرگواران باشیم و به اندازه وسع خود به تبعیت بپردازیم اما از كجا می توانیم اعتماد به نفس كاذب را تشخیص دهیم؟ بدین گونه كه در مسائل به چه میزان متزلزل یا استوار و محكم هستیم؛ به چه اندازه پایبند به عهد و پیمان هایی كه در جهت مهر، عشق و زندگی بخشیدن بستیم، هستیم؛ به چه مقدار مسئولیت هایمان را شناختیم و خودمان را حفظ كردیم؛ همگی معیاری بر تشخیص اعتماد به نفس ما است.

صِرف حضور در جلسات پنج شنبه ما را از آسیب های مسیر مصون نگاه نمی دارد. چنانچه تصور كنیم كه بسنده كردن به میزان اندكی از اعمال و جایگاه ما نزد خدا، ما را در زمره ی متقیان قرار می دهد و از ورود شیطان به درونمان جلوگیری می كند، نه تنها در اشتباه به سر می بریم بلكه عِنان خویش را كاملاً در دست شیطان قرار می دهیم. در سیره ی ائمه (ع) هرگز دیده نشده كه این بزرگواران حد مشخصی را ترسیم كرده باشند و اعلام كنند رسیدن به این حد معین شما را از گزند شیطان در امان نگاه می دارد اما در این میان تنها كسانی در امنیت هستند كه بر خدا توكل كنند. توكل بر خدا را صِرفاً نباید در گفتن خلاصه كرد، این كه ما در رفتن به مكانی و یا شروع كاری به خدا توكل می كنیم و توكلمان را بیان می كنیم، عادتی است كه از گذشته به ارث بردیم؛ توكل واقعی، توكلی است كه لحظه به لحظه ی آن مراقبه و تطبیق دادن امورمان با امر الهی باشد. به طورمثال، شناخت حدود مَحرم و نامحرم در رفتن به مهمانی و جشن ها، پرهیز از غیبت نمودن و غیبت شنیدن در تفریحاتی كه در آن بسیاری از زمینه های شرعی و دینی ( حجاب، دعا، قرائت ) رعایت شده، نمونه هایی از توكل بر خداست.

بسیار هنجارشكنی می كنیم و ارزش های دینی را نادیده می گیریم و متأسفانه ادعای رهرویی می كنیم. اگر كاملاً خود را مطالعه كنیم و سفرنامه ی خود را بررسی كنیم، استحكام خودمان را بسنجیم، نقاط ضعف و قوتمان را بشناسیم و به آن ها جهت دهیم، آن وقت است كه می توانیم مطمئن باشیم آسیب نمی بینیم و در نوع خود دائم الذكر هستیم.

بسیاری از ما در انجام كارهای نیك و خوب در صدر هستیم ولی اساسی ترین مسئله، مسئله سجده، تسبیح و حمد خداست. پیغمبر (ص) و امامان ما، غرض از سجده را نماز بیان كردند. سجده و نماز یعنی به خاك افتادن. ما انسان ها از خاكی پست و بی ارزش آفریده شدیم، آن چه به ما ارزش داده، روح الهی است كه در وجود هر یك از ما دمیده شده است. چنانچه اهل سجودیم، پس بدانیم از اعتماد به نفس محكمی نیز برخورداریم. اهل سجود بودن یعنی اهل بندگی بودن.

انسان های زیادی هستند كه هرگز تارك نماز نبوده و نیستند اما در دام گناه نیز اسیر شدند. این افراد به سبب عادتی كه در خانواده خویش از بَدو تولد داشتند و صِرف خشنود كردن دیگران به ادای نماز پرداختند، نمازی كه مبنایی جز تقلید كوركورانه و انجام عادت نداشته؛ این گونه نماز ها، نماز فاقد دل سپردن است.

مگر نه این كه غرض ما از جمع شدن و رهرویی كردن این بوده كه جز خدا در اعمال و رفتارمان نبینیم؟ پس اگر به نمازی رسیدیم كه در آن تمام سلول های بدن و ذهنمان اشتیاق دیدن یار و بوییدن او را دارد می توان گفت كه به معنای واقعی، اهل سجودیم. هر یك از ما اگر بخواهیم با رئیس و یا مقام ارشدی صحبت كنیم و یا درخواستی را مطالبه كنیم، ساعت ها و روزها به تمرین بیان و نوع سخن خود می پردازیم اما در نمازهای خود با وجود این كه با والامقام ترین حاضر و ناظر به صحبت می پردازیم، ذره ای حضور قلب و تمركز نداریم.

 فردی كه به چند كار نیك خود بسنده می كند و معتقد است كه عزیزان و اولیاء الهی از او مراقبت می كنند، اولین ضربه را به خود وارد می كند. خداوند با همه عظمت، بارها و بارها به انسان ها متذكر شده كه شیطان دشمن آشكار آن ها است و این دشمنی پایان ناپذیر است. این كه انسانی به دنبال راه الهی است و برای كسب آن سجده و … را برمی گزیند، قابل احترام و ارزش است اما اگر خواهان آن هستیم كه علاوه بر كسب علوم و فضایل الهی هرگز دچار خُسران در دنیا و آخرت نشویم، باید از غفلت ها به دور و هوشیار باشیم. ضرر و زیان ها همه از غفلت های ما سرچشمه می گیرند. اگر خود را به جایی برسانیم كه خدا را بر همه اعمال و رفتارمان حاضر و ناظر ببینیم ممكن نیست وجودمان را به گناه آلوده كنیم؛ این گونه تربیت كردن خود برابر است با تربیت و استحكام بخشیدن اعتماد به نفس.

تصور برخی انسان هاست كه شیطان در قالبی زشت به انسان حمله ور می شود، در حالی كه شیطان در بسیاری مواقع در زبان ما و در مقام فریب، با بر زبان جاری كردن منیت ها، به ما لطمه می زند و از خدا دور می كند. حال كه ادعای رهرویی مولا را داریم باید بدانیم مولا علی (ع) با همه جاه، مقام و اختیارات معنوی كه داشتند، لحظه ای از خود غفلت نكردند. نماز، گریه و ترس خدایی ایشان زبانزد بود. ترس از خدا تنها مفهوم قرار گرفتن در آتش جهنم نیست. ترس از خدا، ترس از نظر خدا افتادن و به حال خود واگذاشته شدن، است.

بدون خودشناسی متزلزل و همانند حبابی روی آب هستیم كه هر لحظه ممكن است نابود شود. خودشناسی تنها در بُعد عبادی خلاصه نمی شود، خودشناسی آثار بسزایی در ابعاد مختلف زندگی ما دارد. خداوند در هیچ زمانی نفرموده كه انسان را تنها برای عبادت خلق كردم. خداوند انسان را آفرید تا زندگی توأم با بندگی داشته باشد و از نعمات بهره ببرد اما در عین حال فانی بودن دنیا را از یاد نبرد. چنانچه خودشناسی را جزو واجبات بندگیمان قرار دهیم و بر آن مرور داشته باشیم، مطمئناً نمی لغزیم و تصمیمات اشتباه نمی گیریم و كم تر در رنج و سختی قرار می گیریم.

شناخت از جنبه و ظرفیت نیز می تواند به ما كمك كند تا به سرعت و به راحتی خواسته هایمان را با ظرفیتمان تطبیق دهیم. توصیه مولاست كه اگر مورد تعریف و تمجید همگان قرار گرفتیم باید بترسیم. گاهی شیطان در قالب تشریفات و روزمرگی بر ما وارد می شود و این گونه ما را تا مرز خودبینی و منیت پیش می برد. تمامی انسان های موفق و ماندگار در طول تاریخ از خصلت عالی و بی نظیر بی نیازی برخوردار بودند. بی نیازی یعنی عدم حسرت، حرص و طمع برای نداشته های  دنیایی.

نظافت و مطهر بودن از توصیه های دین ماست و بنا به زمانی كه در آن واقع شدیم، امروزه شكل خاص خود را دارد اما آیا پس از نظافت و آراستگی در جلوی آینه ایستاده ایم و شاكر خدای خود بوده ایم؟ آیا به همان میزانی كه متوجه نداشته ها هستیم، متوجه داشته هایمان هستیم؟ آیا برای در مسیر قرار گرفتن و شناخت پیدا كردن از دین برتر خدا، شاكر بوده ایم؟ متأسفانه همیشه برای تمام چیزهایی كه داریم قدرنشناسی پیشه می كنیم و قانع نیستیم. اگر قرار بود همه داشته های افراد از ظواهر و امكانات تا معنویات یكسان بود كه خلقت معنا پیدا نمی كرد. نزول تمامی پیامبران و امامان برای این بوده كه فانی بودن دنیا بر انسان اثبات شود. در دنیا باید تلاش و كوشش كرد اما نباید حرص و طمع ورزید. هیچ یك از پیامبران و امامان نیز دست از تلاش و كوشش برنداشتند. سلامتی هر انسانی بسته به میزان سعی و تلاش او دارد.

اعتماد به نفس، با تقوا و معرفت به دست می آید. معرفت یعنی شناخت؛ تا زمانی كه مطالعه نكنیم و به دنبال آنچه خواهان معرفت پیدا كردن از آن هستیم، نباشیم شناخت پیدا نمی كنیم. فرض كنیم كتابی هستیم كه فقط در اختیار خود قرار داریم، كمی روی خودمان مطالعه كنیم. اخلاق، رفتار، حساسیت، كشش، شرایط جسمی و نیازهایمان را مطالعه كنیم و بشناسیم. این گونه می توانیم برای خود شناسنامه محرمانه از خصلت ها و خصوصیاتمان داشته باشیم. قبل از هر نماز، روزه و عبادت بررسی كنیم كه در شناسنامه محرمانه خود چه خصوصیات بد و ناپسندی داریم و در صدد رسیدگی و رفع آن برآییم، چرا كه هر قدر عبادت داشته باشیم ولی اگر در مرداب این خصلت ها قرار گیریم، عبادت های ما نیز غرق خواهند شد.

كبر و غرور، حسادت، عجول بودن، زود قضاوت كردن و … بی تردید اعتماد به نفس ما را مبدل به اعتماد به نفس كاذب می كند، چرا كه فرد با تصور این كه به قدری از خصوصیات خوب و عالی برخوردار است كه این خصوصیات زشت دیده نمی شود و به حساب نمی آید، دچار اعتماد به نفس كاذب می شود. تحقیق و بررسی در زندگی های در حال فروپاشی به روشنی نشانگر عدم شناخت افراد از خود و تصمیمات احساسی است كه داشتند و این كه میزان تحمل و صبر خود را در زمان عدم وجود امكانات نمی شناختند و با تصور این كه توانایی رویارویی با سختی ها را دارند وارد زندگی شدند. برخی از زندگی ها بسیار زیبا آغاز می شود اما به یك اشاره فرو می پاشد، چرا كه نقاط ضعف افراد در آن زندگی پنهان است.

خداوند انسان را آفرید و نقشه ی راه را برای بندگان توسط پیامبران و امامان در كامل ترین دین ترسیم كرده است. خداوند خصوصیات ذاتی انسان را به او متذكر شده و فرموده اگر خواهان آن هستی كه مسیر زندگی و بندگی خود را بدون آسیب و ضرر به اتمام رسانی، باید از برخی اعمال و رفتارها پرهیز و به سوی انجام برخی دیگر از اعمال و رفتارها روانه شوی. خداوند از انسان خواسته تا انسان در طلب علم باشد اما باید توجه كنیم كه علم صرفاً آموخته های ما در محیط مدرسه و دانشگاه نیست، خودشناسی از جلمه بزرگ ترین و كاربردی ترین علوم است. ضعف های ما دُمَل های چركی هستند كه اگر مورد رسیدگی قرار نگیرند، خاموش و بی صدا سراسر وجود ما را فرا می گیرند. نقاط قوت هر انسانی هم چنانچه تعدیل پیدا نكند، فرد را دچار آسیب می كند. فقط یك نقطه ی قوت را پرورش دادن و ضعف ها را پنهان كردن نمی تواند ما را به خودشناسی برساند.

بارها از تقویت جسمی و روحی توآماً صحبت كردیم و گفتیم كه ضعف یكی باعث ضعف دیگری خواهد شد. اولین صداقت و راستگویی ما باید با خودمان باشد. هدف از مرور مشق عشق، دریافت و به كار بستن تذكرات است. در مسیر بندگی، چه امتیازی بالاتر از این كه برای خود جایگاهی بسازیم كه در سفر از این سَرا به سرای ابدی آسوده خاطر باشیم. انسان وقتی صداقت و وفای به عهد را فرا گیرد، ثمراتش شامل حال او و زندگی اش می شود. ممكن نیست انسانی از صداقت و درستی آسیب ببیند، هر چند مورد قدرنشناسی انسان ها قرار گیرد اما در پیشگاه الهی مورد عنایت قرار می گیرد.

امتحان انسان ها تمام نشدنی است. از فرصت ها در جایی استفاده كنیم كه ارزش داشته باشد.  هنوز فرصت ها از سوی خدای رحمان و رحیم برای بنده هست، برای بازگشت، خود و خدای خود را به سُخره نگیریم و از صمیم دل به او بازگردیم و در اعمال و رفتار نیك خود بازگشت صادقانه خود را ثابت كنیم. باشد كه مورد غفران الهی واقع شویم. والسلام…

Check Also

حسادت(اشتهای کاذب روح) -99/10/25

بسم ا… الرحمن الرحیم برخی بیماری های جسمی در انسان ها عوارضی چون اشتهای کاذب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »