تفسیر سوره عادیات

بسم ا… الرحمن الرحیم

نام ماه مبارک رمضان تداعی کننده روزه بودن، نخوردن و نیاشامیدن است. در صورتی که باید بدانیم که روزه گرفتن تنها نخوردن و نیاشامیدن نیست بلکه یکی از شرایط روزه داری است ولی قبل از آن که دهان را ببندیم و معده را خالی نگه داریم از خوراک و آشامیدنی ها تا قبل از آغاز ماه رمضان باید صادقانه بنشینیم و خود را بررسی کنیم، مثل این که می خواهیم به مسافرت برویم، مسافرتی که مهمان هستیم و نمی رویم در هتل بنشینیم. دعوت شدیم به مهمانی که یک ماه ادامه دارد و حالا باید ببینیم برای این یک ماه چه چیزهایی باید برداریم، چه چیزهایی در کیف خود قرار دهیم که هم مهمان خوبی باشیم و هم میزبان از این که ما را در مهمانی خود دعوت کرده و راه داده است پشیمان نباشد و همین طور ما را در لیست مهمانان سال بعد هم قرار دهد.

اگر تا به حال قصوری داشتیم، اگر تا به حال امروز و فردا کردیم، بیاییم و در روزهای قبل از ماه مبارک نقاط ضعف و مثبت خودمان را در رابطه با اعمال، کردار، رفتار و حتی فکرمان و نیت هایمان را بسنجیم و خودمان به قضاوتی عادلانه بنشینیم. به طور مثال من در دید ضعف دارم. چگونه چشم هایم و یا گوش هایم را همزمان با نخوردن و نیاشامیدن، آن ها را هم به روزه داری وادار کنم و یا چه کارهایی می تواند آن روزه ما را خدشه دار کند و یا دست و پاهایمان را چطور به روزه داری مجبور کنیم. به طور مثال پا وسیله حرکت کردن ماست برای این که برویم و عملی را انجام دهیم. باید مراقبت کنیم که پاهایمان ما را به سمت و سوی خطر و گمراهی نکشاند.

اینجاست که باید به آن عضو از بدن دستور بدهیم به طور مثال مثلِ صدور یک حکم و امر برای هر کدام از اعضای بدن تکلیف کنید که ” تو حق کار خطا را نداری” باور کنید که حرف شما را گوش می کنند. وقتی دستور و گفته شما از دلتان سرچشمه بگیرد و ایمان قلبی به این کار داشته باشید، مطمئن باشید حتی اگر شما در جایی غافل باشید همان پا و یا همان دست به فریاد می رسد. وای از زبان… وای از نیش زدن. وای از بهتان زدن، امان از غیبت کردن. زندگی امروزی چنان پیچیده شده که خواه ناخواه هوشیارترین آدم ها یک جایی بالاخره زبان به تهمت، غیبت و یا ناسزا گفتن باز می کنند. یک سری افراد شاید اوایل روزه داری اعصابشان زود به هم بریزد و یا عصبانی شوند پس باید خیلی مواظبت کنیم.

نکته دیگر این که نیت را خدایی کنیم و اگر روزه ای می گیریم لزومی ندارد که کسی بداند تا آن روزه کاملاً خالصانه باشد. فقط باید خودمان بدانیم و خدای خودمان. چنان که همه اعمال باید این گونه باشد و همه اعمال و رفتار ما باید برای آن میزبانمان و آن خالق یکتا و یگانه مان باشد.

چشم ها را از نامحرم ها حفظ کنیم. خیلی چیزها نامحرم است، نامحرم فقط دیدن زن و مرد نیست. اسم روی این کلمه هست ” نامحرم “. از همه حرامی ها باید چشم روزه دار باشد و یا گوش هایمان، نگوییم ” من غیبت نمی کنم” ولی اگر در مجلسی بنشینی و اجازه بدهی که گوش هایت بشنوند روزه ات مسئله دارد. اگر در ساکِ خود همه این ها را ریختیم و عامل به آن بودیم آن موقع می توانیم بگوییم که ما مهمان ضیافت ا… هستیم. اولین قدم این است که خود را در لیست آن مهمانان قرار دهیم. حالا تا چه اندازه عزیز میزبان می شویم بر می گردد به اعمال، مستحبات و رعایت همه این صحبت هایی که به آن اشاره شد.

یکی از اعمال بسیار پسندیده در این ماه مبارک رسیدگی به مستمندان و یتیم نوازی است و یک مسئله خیلی مهم که همیشه باید رعایت کنیم خصوصأ در این ماه شریف، مبادا باعث شویم آبروی کسی ریخته شود. نیاید آن روزی که حتی با یک ” نه گفتن” آبروی کسی را بریزیم. گدایی درِ خانه امام حسن (ع) آمد و روزیش را طلب کرد. امام (ع) به او گفتند من چیزی ندارم به تو بدهم. چند لحظه صبر کن… رفتند و هر چه داشتند آوردند. به اندازه ای شد که آن گدا از بردن چیزهایی که آقا امام حسن (ع) به او داده بودند عاجز شد. گدا به امام حسن (ع) گفت: آقا شما گفتید من چیزی ندارم. امام (ع) فرمودند: الان هم می گویم، من چیزی ندارم. در مقابل آن چیزی که تو پیش من گذاشتی؛ یعنی ببینید آبرو قیمت گذاشتنی نیست. آبرو چیزی نیست که با گرفتن یک مهمانی و یا خرید یک کادو بتوانیم آن را جبران کنیم. از آبرو بردن و آبرو ریختن حذر کنید چه به طریق اهدا و گذشت مسائل مالی و چه زبانی.

روزه داری در عین حال که آسان است خیلی هم سخت است. سختی آن رعایت همه اصول هایی است که گفته شد و آسانی آن همین است که فقط کافیست که اراده کنی. بی جهت نیست که می گویند خواب روزه دار عبادت است. این مسئله خیلی سرنخ ها به ما می دهد و خیلی چیزهای را مشخص می کند؛ یعنی این که ای بنده روزه دار من! تو وقتی روزه می گیری و مهمان من هستی من چند برابر حواسم به تو هست و از تو مواظبت می کنم و از تو حمایت می کنم. دیدید که وقتی کسی روزه است همه سعی می کنند افطاری برایش آماده کنند و تلاش می کنند تا آن روزه دار به موقع افطار کند. حواسِ همه به او هست که اذیت نشود. حال خدای رحمان و رحیم کامل ترین همه این موارد است. رحمنِ مطلق، رحیم مطلق، کریمِ مطلق، قادرِ مطلق خداست.

وقتی خداوند با آن عظمت می بیند بنده ای می گوید می خواهم بنده لایق تو شوم و در این ماه که مرا دعوت کرده ای باعث تحقیر و رنجش نشوم و می خواهم لایق آن دعوت شوم تمام نعمت هایش را سرازیر می کند، وقتی نیت تو این بود خداوند مأمور می گذارد که اگر یک لحظه دست تو خواست به سمت حرامی و خلاف برود دست تو را می گیرد و نمی گذارد این اتفاق بیفتد، این ها همه تجربه شده است.

حُسن این مسئله این است که ضمن آن که مهمان لایق خدا شدی و از اجر، پاداش و وعده های خداوندی شامل حالت شد آن رفتارها یک عادت و جز خلق و خوی تو خواهد شد. به طور مثال اگر آبرو نمی بری سعی می کنی ماهای دیگر هم آبروی دیگران را نریزی. اگر به سمت و سوی حرامی نمی روی ماه های دیگر هم نمی روی. در مجلس غیبت نمی نشینی، زیر پای کسی را خالی نمی کنی، حق کسی را پایمال نمی کنی، چشمِ طمع به مال کسی نمی دوزی و اجازه نمی دهی که مال حرام در وجودت بیاید و قانع می شوی.

اکثراً هم تجربه کردیم که با یک لقمه نون و پنیر توانستیم روزه داری کنیم و هیچ چیز از ما کم نشده است. چه بسا دیدیم که حتی اگر کسی بیماری داشته، هیچ کدام بیماری شان در ماه خدا دیده نشد. چرا؟ چون نیتت درست باشد خدا حواسش به تو هست، خدا نگهبان و نگهدار توست.

وقتی از خودت هیچ نداری و از خودت هیچ نمی بینی چه لذتی دارد که با آن شرایط سرسفره افطار می نشینی. فقط دارید سعی می کنید که در آن سی روز، هر روز مهمان عزیزتری شوید. مهمانی شوید که درجه و مقام بالاتر برود و عزیزتر شوید و خودتان را به خدا نزدیک تر کنید. می توانید امتحان کنید، وقتی تمام این مسائل را رعایت می کنید موقع افطار عطر و بوی خاصی را حس می کنید. وقتی اعمالت به آن حد رسید و روزه دار واقعی شدی جایت در کنار اولیا خداوند قرار می گیرد و به ائمه معصومین نزدیک تر می شوید و عطر و بوی آن ها را احساس می کنید.

در تذکرات گفته شد که شیطان و نفس اماره در کمین است. نباید مغرور شویم که من رهرو هستم و تمام تلاشم را می کنم که به آن قرب الهی برسم و دیگر خیالت راحت باشد. چون شیطان و نفس اماره ناراحت است که چرا یک بنده از دام او رها شده و دیگر امکان ندارد که در دامش بیفتد. به عبارت دیگر یک صید را از دست می دهد. شاید به چشم ما نیاید ولی اوج خواری شیطان است وقتی بنده از تیر رَسِ او خارج می شود و برای او شکست است. این ماه، از آن ماه هایی است که باید از منیت فرار کرد.

وقتی غرور ما را بگیرد از آن نیت به دور می افتیم. وقتی از آن نیت به دور افتادیم از سلطه نگهدارنده خارج شدیم و خودمان را به چیز دیگری سپردیم، وقتی از آن خط خارج شدیم در منطقه فرمانروایی شیطان قرار می گیریم. همان طور که خداوند در قرآنش می فرماید انسان ضعیف است. در روزه داری خود دقت کنیم چون شاید ظاهر ما چیزی را نشان ندهد ولی خداوند را که نمی توان فریب داد. او می داند که در وجود ما چه خبر است. این روزه را برای چه کسی گرفتم؟ برای خلق خدا گرفتم و برای این که خودم را بیشتر نشان دهم یا برای خدا گرفتم؟ امتحان الهی خیلی جاها که ما فکرش را نمی کنیم به سراغمان می آید.

شیطان که نمی خوابد، نفس اماره که نمی خوابد. آن ها همیشه بیدارند و مأموریت خود را به درستی انجام می دهند. این ما هستیم که باید این فرصت را از آن ها بگیریم، رفتار ماست که می تواند آن ها را ناامید کند و این را هم بدانید شما وقتی شیطان را عقب می رانید فقط خیرش به خودتان نمی رسد. شاید با این اعمالت به دیگران هم خدمت کردی هنگامی که او را از یک جمع و محدوده ای دور کردی، این فرصت به اطرافیان شما داده می شود که به خودشان بیایند و باز خداوند اینجا اجازه نمی دهد که بنده پاک و مومنش تحت تعرض قرار بگیرد.

چنان که شنیده اید در قبرستان، با رفتن و دفن شدن یک مومن خداوند آن شب یا روز آن عذاب را از آن قبرستان بر می دارد؛ یعنی به خاطر آن مومن، رحمت شامل حال آن گنهکار و یا خلافکار هم می شود چون همه افرادی که در یک قبرستان دفن شده اند مومن و یا خالص نیستند. کسانی که در قبرستان خاک شده اند از نظر ما مرده اند و دفن هستند. همه ما دفن شدیم منتها آن ها همه بدنشان در زیر خاک است ولی ما یک قسمتی بدنمان بیرون است. همه باید برویم و از دری دیگر در آییم و به زندگی جاوید برسیم. زنده آن است که بتواند همه مسائل را رعایت کند و اجازه تسلط شیطان، نفس و وسوسه ها را به خودش ندهد. در هر حال فرصت داریم اول خلوت با خود و خدای خودمان و سپس نقاط ضعفمان را بدانیم. به طور مثال یکی چشم هایش را نمی تواند کنترل کند و دیگری گوشش را نمی تواند کنترل کند. در هر حال هر کسی ضعف خودش را بهتر می داند. دیگری شکمش را نمی تواند نگه دارد و… .

در این فرصت بنشینیم و بگوییم خدایا دعوتم کردی و مهمانی برگزار کردی و من نمی خواهم با شرایط ناقص در جمع مهماهایت بنشینم. خدایا کمکم کن اگر مهمانی دعوتم کردی این ضعف از من برداشته شود. وقتی ایمانت قوی است می دانی که وقتی صدا می زنی خدا می شنود و خواسته تو خواسته خیر است و به جهت بندگی است پس باید مطمئن باشی که خدا بلافاصله جوابت را خواهد داد. وقتی که ایمان در تو هست می توانی دستور دهی که گوشِ من، تو حق نداری هر چیزی را بشنوی چون من می خواهم یک ماه مهمان خدا باشم و چنین اجازه ای را از تو می گیرم و تو را کنترل می کنم.

وقتی به این صورت مهمان خدا شدی، مهمان خدا باید سرحال و شاداب باشد و نه عبوس و نه کسل و نه ژولیده، بهترین لباس ها را اگر امکان داشته باشد باید بپوشی، عطر بزنی و سر سفره افطار بنشینی. کجا و پیش چه کسی عزیزتر از خدای خودت بپوشی و آراسته باشی. در نتیجه اطرافیانت می بینند که تو به زیبایی روزه گرفتی و یاد می گیرند، آن هایی که تبلیغات می کنند که روزه ضرر می زند، ناامید می شوند.

یک الگوی عملی درست و حسابی جلوی چشمشان است و بی آن که خودت بفهمی سبب خیر می شوی و ذخیره سازی می کنی. طمع و حرص بد است ولی در مسائل بندگی خدا، حرص بندگی خوب خدا را داشتن بد نیست؛ یعنی این که بخواهم عیب و ایرادها را کنار بزنم و غلبه پیدا کنم بر نفس و شیطان وجودم و شیطان اطرافم و صرفاً  فقط بندگی خدا را مدنظر قرار دهم این حرص، حرص مثبتی است.

با اعضای خانواده، دوستان و یا همکاران با خوشرویی و یا بهترین برخوردها باید رفتار کرد. وقتی خداوند خُلقِ خوش را دوست دارد و حتی در لحظات ضعف جسمانی آن خُلقِ خوش را می بیند همان طور که به خواب تو جزای خیر می دهد خوشحال می شود و جزای خیر می دهد و نکته آخر این که اگر تا به اینجا حتی لحظه ای بنده مقام و پولی شدیم واقعاً بیایم در این یک ماه فقط بنده خوب خدا باشیم.

ان شاا… که همه بتوانیم از این ضیافت و مهمانی سربلند بیرون بیاییم تا هر چه بیشتر رضایت خدا و رضایت آقا امیرالمومنین (ع) را داشته باشیم. با توجه به سوره عادیات وقتی خداوند قسم خود را به اسبان و جرقه هایی که از زیر سم اسبان در موقع جهاد فی سبیل ا… یاد می کنند ارزش در راه خدا بودن را باز به ما گوشزد می کنند. وقتی نیت ها همه در سمت و سوی خدایی قرار بگیرد خداوند خودش نگهبان و نگهدارنده می شود و آن بنده را تحت نظر رحمت خودش قرار می دهد.

شاید شنیده باشید که خانم فاطمه زهرا (س) مشغول آرد کردن گندم بودند و آن سنگ سنگین آسیاب را حرکت می دادند حضرت رسول (ص) آمدند، دست به دعا برداشتند و آن سنگ به اذن خداوند خودش به حرکت در آمد و از حضرت رسول (ص) قول گرفت که جز سنگ های جهنمی قرار نگیرد و حضرت رسول (ص) به او قول دادند که در خانه حضرت زهرا (س) به کار گرفته شود حتی وقتی اشیا و حیوانات در راه خیر و خدایی حرکت می کنند تا این حد اهمیت پیدا می کنند. بیایید مقایسه کنیم که وقتی انسانی اعمال، نیات و همه چیزش را خدایی می کند می تواند چه مقامی و چه مزایایی را به دست آورد.

از حضرت امام صادق (ع) روایت شده است:

کسی که دوستیش برای خدا، دشمنیش برای خدا و بخشش او در راه خدا باشد ایمان او کامل خواهد بود.

سفارش حضرت رسول به امیرالمومنین علی(ع):

ای علی (ع)! فقری سخت تر از نادانی نیست و ثروتی سودمندتر از عقل نیست و هیچ تنهایی ترساننده تر از خودبینی نیست و هیچ خردی چون پایان کار اندیشیدن نیست و نیست پارسایی و پرهیزکاری مثل بازداشتن نفس اماره از حرام های خدا و نیست بزرگی و شرافتی چون خوی نیک و نیست پرستشی که موجب قرب به خدا باشد مانند فکر کردن در آیات خداوندی.

والسلام…

Check Also

تفسیر سوره دهر

بسم ا… الرحمن الرحیم خاندان عترت رسول از یک نور واحد هستند که هر کدام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »