تفسیر سوره صافات

بسم ا… الرحمن الرحیم

 

در كنار سه سوال از كجا آمده ایم؟ آمدنم بهر چه بود؟ به كجا می روم آخر… سعی كنیم به سه سوال دیگر جواب دهیم، چه می خواهیم؟ از چه كسی باید بخواهیم؟ برای چه می خواهیم؟ بیشترین چیزی كه در دنیای امروزی مطرح است مسئله مادیات است. در مسئله مادیات، رزق و روزی و هزینه های زندگی مد نظر است. آیا واقعاً به آن جا رسیدیم كه وقتی چیزی را می خواهیم همه را از خدا بخواهیم؟ وقتی از خدا می خواهیم فكر كردیم برای چه می خواهیم؟ به آن حد قناعت رسیدیم كه بدانیم وقتی مال، اموال و امكانات زیادی در اختیارم باشد شاید منحرف شوم؟ و به این فكر كردم كه این اموال از كجا می آید و این مال را چگونه به دست آوردم؟

از خوردن مال شُبهه دار دوری كنید. خوردن فقط از راه دهان نیست و این كه صرفاً مواد غذایی باشد. خیلی چیزهای دیگر می تواند باشد. این كه مال را چگونه به دست آوردیم؟ آیا واقعاً روزی حلال است؟ همه ما پذیرفته ایم كه یك عاشق راستین و صادق هیچ گونه ناپاكی، شر، بدی و منفی را نمی تواند داشته باشد. بعضاً از بعضی از بندگان درخواست می كنیم و به هر كسی رو می زنیم كه این مسئله برای ما قابل گذشت نیست. اگر ادعای عاشقی داریم و این که می خواهیم بنده باشیم و روز به روز قرب و نزدیكی خود را با خالق و معشوق خود حس كنیم، همه كارها را می كنیم تا رضایت او را به دست آوریم ولی گاهی اوقات فراموش می كنیم و از افراد دیگر می خواهیم. اگر پولی اضافی دستم رسید به غیر از درد سر و مسئولیت چیز دیگری می تواند برایم داشته باشد؟ یا به خاطر هدفی می خواهم؟ این با هدف خواستن ها هم باید مشخص باشد.

بعضاً می شنویم افرادی می گویند خدایا به من برسان تا من به تعدادی یتیم كمك كنم. سوالی كه پیش می آید این است كه مگر خدا نمی تواند خودش به آن یتیم ها كمك كند؟ تو كیستی؟ به تو بدهد كه تو به یتیم بدهی. اگر بخواهد ایمان داریم كه ناظر بر احوال همه هست و خودش انجام می دهد. قبل از این که بخواهیم به زبان بیاوریم خداوند به آن آگاه است. پس تو كی هستی كه این شرط را بگذاری؟ اگر خداوند از روزی بی حسابش به تو داد با علم و حكمتش بوده است و ندادن روزی بی حساب به خاطر نپذیرفتن تو نیست و یا این که غضب كند. خداوند عادل، آگاه و داناست. می داند كه اگر اضافی به فرد بدهم طغیان می كند. می داند كه اگر چیزی دست من باشد به بیراهه می روم آن را به من نمی دهد چون می گوید حیف است این بنده من كه مدام مرا صدا زده است به خطا رود حتی اگر لازم باشد به من سختی می دهد.

یك عاشق، یك رهرو و یك طالبِ قرب خدا، در موقع نداشتن می تواند خودش را خوب نشان دهد و اوج بندگی و اوج عشقش را به خدای خود ابراز كند. پس مسئله خواستن یك بُعد قضیه است. یاد بگیریم و ملكه وجودمان كنیم كه همه چیزمان از خداست نه با شرط بلكه با صلاح خدا و رضای خدا. خدایا اگر رضای تو در این است و خداوندا اگر صلاح من بر این قرار گرفته كه به من فلان مورد را عطا كنی (چه مالی، چه مقام و…) اگر به صلاح من هست و مرا از راهم منحرف نمی كند خدایا به من عطا كن و اگر عطا كرد در آن موقع تو با عملت، بخشش هایت را انجام بده نه با شرط گذاشتن تا خداوند تو را به فرشتگانش نشان دهد و بگوید كه ببینید به این بنده ام روزی بی حساب دادم طغیان نكرد. از راه بندگی بیرون نرفت، انفاق می كند، خیرات می كند، به دستورات من كه در قرآن گفته شده عمل می كند، زكات و خمس مالش را می دهد و بالاتر از همه این مسائل، راهی را می رود كه خانم فاطمه زهرا (س) می رفتند.

این عاشق واقعی است كه مستحق و گرسنه را بر خودش ارجح می داند. پوشاندن تن یك بچه یتیم را بر پوشاندن اضافی تن خودش ارجح می داند. گاهی اوقات توقع می كنیم و با خود می گوییم “من كه تمام و كمال خود را وقف این كار كردم و تماماً در راه عشقم و در راه خالقم قدم بر می دارم چرا مسائلی برایم به وجود می آید؟” گفتیم در عشق ناپاكی راه ندارد و عشق را خراب می كند. روح و جسم هر دو باید شفاف و زلال باشد. اگر مال حرام در وجودت رفت تا پاك شدن آن مسئله، رهروی كمی به مشكل برخورد می كند و طبیعی هم هست. به طور مثال وقتی بنزین را در ماشین می ریزیم به خوبی كار می كند. حال كمی آب با آن مخلوط كنیم خواهیم دید كار موتور ماشین به مشكل بر می خورد حتی اگر ماشین نو باشد و موتور سالم باشد ناخالصی های درون موتور باعث می شود خوب كار نكند. باید موتور تمیز و پاك شود و آن چیزی را باید به آن داد كه بر اساس آن ساخته شده است.

بدن ما هم به همین صورت است. لقمه ای كه می خوریم، جاهایی كه می رویم، خیلی به این مسائل دقت كنیم و باید بسیار دقیق تر پیش برویم. اگر در جاهایی نیاز را احساس می كنیم كه بنده و نیازمندیم كاملاً طبیعی است. تمام مسائل را خدایی كنیم و بگوییم برای چه می خواهم؟ به این فكر كنیم چیزی را كه از خدا می خواهم اگر خدا به من داد آیا جنبه درست استفاده كردن و درست بهره برداری كردن را دارم یا خیر. مطمئناً نفس اماره بیكار نمی نشیند و تو را راحت نمی گذارد كه تو از خدا بخواهی و به تو برسد. نفس اماره در كمین است و این شیطان وجود به انتظار نشسته كه در فرصتی مناسب تو را به زمین بزند. تو را وسوسه خواهد كرد كه بیشتر؟ تا ماشینت را عوض كنی یا خانه ات را عوض كنی و یا لوازم خانه را لوكس كنی. این ها را از قبل آماده كرده و در وجودت هست. اگر تا به حال بروز نكرده به این دلیل است كه شاید نخواسته ای. اگر خواستی و برنامه ای خدایی نداشتی مطمئناً نفس شروع به كار می كند و انسان را بیچاره می كند.

وقتی به یك سری باورها و یقین ها رسیدی دیگر از تو پذیرفته نیست كه خطا و یا اشتباهی در اعمالت باشد. خطا برای كسی است كه هیچ نمی داند و ادعای خاصی ندارند ولی اگر تو می خواهی به اوج بندگی برسی و محو و فنا در خدای خودت بشوی و برگشت به آن اصل را بی عیب، كم و كاست می خواهی دیگر این طور مسائل پذیرفته نیست. هدف، خواستن و برای چی خواستن همیشه باید در یك عاشق و رهرو واضح و روشن باشد. مراقب باشیم كه در جاهایی خدا را از خودمان نرنجانیم. ما خدا را داریم ولی گاهی اوقات می رویم به افراد دیگر التماس می كنیم و ناله می زنیم. اگر خود را به خدا سپردیم پس این ناله ها و درخواست از بندگانش چیست؟

مولا امیرالمومنین (ع) كه همه چیزش در زندگی از جمله قضاوت ها، نوشته ها، راه رفتن ها، مسجد رفتن ها و همه اعمالشان درس برای تمام اعصار بوده است. مولا (ع) به مكانی می رود و فردی به حضرت علی (ع) اصرار می كنند تا اسب ایشان را نگهداری كنند. مولا افسار اسبشان را به آن فرد می دهند و می روند و كارشان را انجام می دهند و با صحابه خود بر می گردند. اسب را می بینند كه رهاست و زین آن دزدیده شده است. دست مولا مبلغی بوده است بدون آن كه نگاه به مبلغ كنند مبلغ را به یكی از یاران می دهند می گویند از این نزدیكی یك زین بخر و بیاور. آن صحابه زین را می خرد و برمی گردد امیرالمومنین (ع) سوال می كنند پول كم نیاوردی؟ آن صحابه می گوید : خیر دقیقاً همین مبلغ كافی بود. امیرالمومنین (ع) می گویند وقتی كارمان تمام شد و برگشتیم من پولی را آماده كرده بودم و در دست داشتم تا به آن فردی بدهیم كه اسب را نگهداری كرده بود ولی نخواست از راه حلال و درست این پول را بخورد. زین را دزدید و به پول رسید اما از راه حرام. در صورتی كه می توانست از راه حلال به همان پول برسد. این روش ها و این مسائل در زندگی روزمره می تواند راهنمای بسیار خوبی برای ما باشد.

اگر بدانیم خواسته هایمان را كجا ببریم، وقتی خواسته هایمان و همه چیزمان خدایی بود و حتی اگر جایی رفتیم و با عدم آن خواسته مان مواجه شدیم هیچ گاه ناراحت نمی شویم و توقعی برایمان بار نمی آید. وقتی می گوییم خدایا تكیه گاهم تنها تویی و به بازو و توان خودم كار می كنم تا امورات زندگی را بگذرانم چون نیتمان خدایی است، خدا كمك می كند ولی اگر بنشیند و بگوید این ماه چرا كار كنم به خواهرم رو می اندازم و از خواهرم می گیرم. وقتی به سراغ فرد می رود كه آن كمك را بگیرد و فرد پاسخ منفی می دهد چون توقع كمك داشته دل رنجور می شود و به خواسته اش نمی رسد و نتیجه این می شود كه چند روز با خودش بجنگد و نتیجه این جنگ این است كه روح و جسمش این چند روز آسیب می بیند.

مراقب باشیم كه به جسم، اندام و روح خود آسیب نرسانیم. این مسئله از دستورات دین است و چقدر به این مسئله اهمیت داده شده است. وقتی برایم توقع به وجود آید و آن توقعم انجام نشود طبیعتاً مشکلات اعصاب و روان برایم به وجود می آید ولی اگر همین خواسته ام را از اول تماماً به دست خدای خود سپرده باشم خیالم آسوده خواهد بود كه خدا بنده اش را بی روزی نخواهد گذاشت و روزی فقط رسیدگی به شكم نیست. خیلی چیزها هست كه در چهارچوب روزی قرار می گیرد. سپردیم و خیالمان هم راحت است، خدا جای حق است و مرا بی روزی نخواهد گذاشت. اگر این كار را كرده باشیم هیچ گاه خداوند ما را محتاج نخواهد گذاشت حتی اگر در دینداری، عبادت و بندگیش قصور داشته باشی چون خودت را سپرده ای خداوند تو را بی روزی نخواهد گذاشت.

روزی یكی از پیامبران با فردی سر سفره ای می نشیند و از او پذیرایی می كند. آن پیامبر متوجه می شود كه فرد مقابل گبر (کافر) است و خداوند را قبول ندارد سریعاً او را بیرون می كند. حضرت جبرئیل (ع) از طرف خداوند به آن پیامبر عتاب می كند كه تو چرا این بنده مرا رنجاندی. این همه سال به او روزی دادم و یك بار بندگی مرا نكرده اما تو با یك طعام او را رنجاندی باید رضایت او را به دست آوری. ما این خدا را داریم و این خدا را پرستش می كنیم. ادعای عاشقی این خدا را داریم و می خواهیم عاشق كامل باشیم و پا در راهی بگذاریم كه ائمه دین در آن راه قدم برداشتند. این مسئله به فكر و اندیشه مومن بر می گردد كه همه زنجیره وار به هم ربط پیدا می كند. باید بنده خوب خدا و یك مومن همیشه اندیشه همراهش باشد و خواسته هایش را ببیند كه برای چه می خواهد. فكر كند كه این خواسته می تواند به من آسیب و یا صدمه بزند. شاید در آن روز، ماه و یا سال لطمه نزند ولی بعدها امكان لطمه وجود دارد. پس سعی كنیم همه نیازهایمان را به درگاه بیكران و بی نیاز یگانه هستی ببریم.

خودمان را قانع كنیم و بنشینیم تجربه هایی كه به دست آوردیم را باز بینی كنیم و ببینیم آن روزی كه من چلوكباب خوردم با آن روزی كه تكه ای نان و پنیر خوردم چه تفاوتی كردم. آیا از انسانیت در آمدم از خوی و خصلت های خوب در آمدم؟ بدن یك سری نیازها را دارد كه باید تأمین شود اما نه به هر قیمتی. باور كنید كه وقتی نداشته باشیم اما شاكر خدای خود باشیم و اموراتمان را به خدا سپرده باشیم و به خاطر شكم دست به هر كاری نزنیم مطمئن باشیم در همان غذای ناچیزی كه آن روز می خوریم و شاید در ظاهر مواد مورد نیاز بدنمان در آن نباشد خداوند تمام ویتامین ها و پروتئین های مورد نیاز بدنمان را قرار خواهد داد و تمامی آن ها را به بدنمان می رساند كه این مسئله در اراده خداوندی چیزی نیست.

خداوندی كه آن قدر ارحم الراحمین است كه آن كِرم كوچك در اعماق دریاها را هم روزی می دهد. شاید شنیده اید كه كرمی در ته اقیانوس ها و دریاها زندگی می كند. یك نوع ماهی وجود دارد كه كنار ساحل می آید و مورچه ای را می بلعد كه آن مورچه سبزینه هایی را در دهانش جمع می كند. آن ماهی، مورچه را در دهانش نگه می دارد و به اعماق دریا می رود. دهان را باز می كند و آن كرم سبزینه را از دهان مورچه می خورد و به ساحل بر می گردد و مورچه را از دهانش به بیرون پرتاب می كند. مورچه در پی زندگی خود می رود و آن كرم هم روزی می خورد. این چنین خدایی داریم كه از روزی آن كرم در اعماق دریا هم غافل نیست. پس چرا حرص بزنم؟ چه حرصی بزنم و چه نزنم آن روزی كه خداوند برایم مقرر كرده است همان خواهد شد و لاغیر حتی از راه حرام هم برویم از آن بهره مند نخواهیم شد.

آن هایی كه می بینید به ظاهر بهره مند می شوند این ظاهر امر است و به عدالت خداوندی بر می گردد چون شخصی كه هیچ گاه خدا را به یاد نیاورده، عبادت و بندگی او را به جا نیاورده، به ائمه، دین خدا و كتاب آسمانی قرآن اعتقادی نداشته و از طرف دیگر خداوند وعده کرم و توبه پذیری اش را داده آن كافر باید مشغول شود كه خدا را به یاد نیاورد. چون اگر به یاد بیاورد و توبه كند خدا او را می بخشد. آن موقع پس فرق مومن و كافر در چیست؟ پس اگر فرد، آلوده در حرام و گناه و هزاران آلودگی شد آن قدر مشغول می شود كه به یادش نیاید. شیطان جایی می رود كه ایمان و اعتقاد وجود دارد كه آن ها را گمراه كند. شیطان با آن ها كه مشغول حرامی، گناه، فسق و فجور هستند كاری ندارد چون بعضی از این افراد آن قدر غرق شده اند كه شیطان را درس می دهند. شیطان آن جایی می آید كه عاشقان واقعی خدا را از راه دور كند.

مبادا هر جایی به خوردن و یا باری به هر جهت خوردن مشغول شویم، زمانی كه شبهه دار بودن مال را می دانیم پس باید بسیار مراقب باشیم. فقط خوردن نیست حتی قرض گرفتن و یا وسیله ای را به امانت گرفتن، همه این ها را سعی كنیم از زندگی مان حذف كنیم و جایگزین همه این ها یك شكر و یك تعظیم به بارگاه خداوندیش است كه خدایا همه چیز به دست توست و به دست تو خواهد بود، از تو می خواهم و لاغیر. اگر رضای تو بر این است و اگر صلاح من بنده بر آن است به من بده. این نباشد رضایم به رضای تو را بگوییم و بعد هر كار دلمان خواست كنیم. اگر رضایت خداوند را حاكم در نظر گرفتی دیگر از تو سلب اختیار شده است. دیگر تو اختیاری نداری و اختیارت را داده ای. یقین و باورت را بیشتر كن كه خدای تو، تو را تنها نخواهد گذاشت. خدای تو وقتی به درگاه او فقط رفتی، تو را محتاج دیگری نخواهد كرد. مطمئن باید بود كه خداوند نمی گذارد كه تو محتاج غیر او شوی. همه كارها را آن چنان هماهنگ می كند كه نمی فهمیم از كجا هماهنگ شد. دیدیم كه چطور خداوند وسیله ها را آماده می كند كه در حالت عادی فكر آن را هم نمی توان كرد. وقتی خداوند می بیند كه تو تلاش می كنی تا آن باشی كه خداوند دوست دارد مطمئن باش كه كمكت خواهد كرد و از بی نیازی خودش در تو هم قرار خواهد داد.

یادمان باشد كه تمام راه ها، فكرها و ذكرها خدا، خدا و خداست. این که سوره ها را انتخاب كردیم به این دلیل است كه در بطن و قالب سوره ها وارد شویم و از این هفته یاد بگیریم كه هر هفته كه سوره ای را می خوانیم، معنی و تفسیر می كنیم درسی از آن سوره بگیریم. به معنای دیگر بخواهیم كه به ما درس بدهد. این وعده خداست همان وعده ای كه می گوید صدایم بزنید جوابتان را می دهم، بخواهید به شما می دهم، از این سوره ها این استفاده ها را ببریم. علامت، آیت، نشانه و درس بخواهیم. مطمئن باشیم یا در همان لحظه یا در نماز و یا در حس هایمان آیات مبارك به دستور خدا كمك می كنند و به عناوین مختلف جواب خواهید گرفت. به این مسئله به صورت یك تكلیف و یك مشق ساده نگاه نكنید. وقتی این كار را كنید آن سوره مادام العمر با شما خواهد بود و بدانیم كه فرشتگان حامل این سوره ها در روز قیامت و شب اول قبر و در آن روزهای سخت و انتظار به فریاد ما می رسند و شهادت می دهند كه خدای ما این همان بنده ای است كه با كلام تو مأنوس بود و با عزت و احترام به كلامت نگاه كرد و به زبان آورد و چشم دوخت و بر آن فكر كرد.

در این دنیا هم باید بخواهیم كه به ما كمك كنند، خواستنی كه از اعماق وجودمان و عمق عشقمان برآید و امتیازی هم كه خداوند برای بندگانش قرار داده است ائمه معصومین است، می توانیم صدایشان بزنیم و كمك بطلبیم. بر فرض می توانیم بگوییم یا فاطمه زهرا (س) كمكم كن. ذره ای از آن شعور و درك آیات الهی را كه داشتی و لرزه بر اندامت می انداخت و لذت می بردی و روز به روز به خدای خود نزدیك می شدی به من عطا كن تا به آن حد برسم. دور از دسترس نیست فقط كافیست اراده كنیم و همت به خرج دهیم تا برسیم. از خواص این سوره این است كه اگر مریض آن را بنویسد در آب حل كند و با آن غسل كند مریضیش شفا پیدا می كند. خواندن این سوره در روزهای جمعه بسیار تاكید شده است. 

بخش دوم سوره:

” أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱ…، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱ…، أَشْهَدُ أَنَّ عَلیَّاً وَلّی ا… ” این شهادت ها را در روز چندین نوبت و حداقل در نمازهایمان، اذان و گفتن اقامه بر لب هایمان جاری می شود و طبیعتاً به این شهادتی كه می دهیم ایمان داریم؛ یعنی قبول كردیم كه خدا یكی است و هیچ شریكی ندارد و همه چیز در اختیار محض اراده خداوند است. در مرحله بعد پذیرفتیم كه دینِ ما اسلام است و پیغمبر و كتاب او را قبول كردیم و در مرحله بعد امامت و ولایت بعد از پیغمبرمان است كه ما شیعیان معتقدیم كه دوازده امام بعد از حضرت رسول (ص) امامت را تا رسیدن به روز قیامت عهده دار خواهند بود. وقتی قبول داریم خداوند متعال قادر مطلق است و همه هستی و همه خلقت به اراده اوست و بالای قدرت او قدرتی نیست و نخواهد بود و هیچ نیرویی قدرت مقابله با او را هم ندارد و خداست كه برای خلقت هر چیزی اراده می كند دیگر چرا باید دچار ضعف شویم؟ خداست كه این جان را به ما بخشیده و برای هر كس مهلتی قرار داده تا روزی كه آن امامت را به او بازگردانیم و شروع زندگی جاوید و یا عذاب جاوید.

این را می دانیم كه خداوند انسان را از گلی ناچیز آفرید و از روح خودش در آن دمید كه انسان خلق شد و به عنوان اشرف مخلوقات به همه فرشتگان معرفی شد و دستور داده شد كه همه فرشتگان او را سجده كنند كه این مقام انسان را می رساند. ما وقتی كه می گوییم خداوند قادر است و از روح خودش در ما دمیده است؛ یعنی از صفت های حُسنای خداوند در ما هست. خداوند قادر است، اگر منِ انسان در راستای بندگی و راه درست قدم بردارم مطمئناً قسمتی از قدرت خداوندی در من هم هست چون خداوند این قدرت را به من داده است.

اگر در زندگی گذشتگان یا انسان های امروزی دقت كنیم این همه اكتشافات و اختراعات كه بشر از خودش بروز می دهد نشأت گرفته از همان قدرت خداوندی است كه در وجودش به ودیعه گذاشته شده است. فقط مسئله مهم این است كه تا چه حد می توانیم از آن صفات و اختیاراتی كه در خلقت ما از خداوند به ما رسیده است استفاده كنیم. اگر یك بنده، ایمان كامل به خدای مهربان دارد و باور و یقین او هیچ گونه خللی نمی پذیرد هیچ موقع ضعف در او راه پیدا نمی كند و هیچ موقع خودش را ضعیف نمی داند و كلمه نتوانستن از او شنیده نمی شود. البته همه این مواردی كه صحبت می كنیم در راه درست، اصولی و شرعی است نه كارهای خلاف كه آن زمان فرد از مسائل بندگی بر می گردد.

اگر قدرت خداوندی را با یقین كامل بپذیریم در می یابیم كه از آن قدرت در ما هم هست و خداوند به ما عقل و درك عطا كرده است. یك رهرو و كسی كه در راه معرفت و بندگی پیش می رود تا خود را به كمالات انسانی برساند و روز به روز به پرودگارش نزدیك تر شود ضعف نباید در او راه پیدا كند و ضعف در این مقوله نمی گنجد. “من می توانم” این باید شعار یك بنده خالص و با ایمان باشد. “من ضعیف نیستم”، ” من خدا را دارم”، ” از قدرت خدا در من هست”. با یقین به قدرت خداوندی نتیجتاً از همه چیز به غیر از قدرت خداوندی بی نیاز می شویم و تمام نیازمان به خداست. نتیجتاً نیازها و ضعف ها نمی تواند مرا از ایمانم، هدفم و از آن شخصیت والای انسانیم و از خلق و خویم دور كند. فكر كردن، تامل كردن و دنبال علم و دانش رفتن باعث می شود كه درك بهتری نسبت به مسائل داشته باشیم.

مسئله دیگر كه روزمره با آن برخورد داریم مسئله انتخاب است. خداوند به ما فكر، مغز و شعور داده و با داشتن این همه نعمات به طور مثال می خواهم برای زندگی خودم تصمیماتی بگیرم اعم از كاری، زندگی اجتماعی، زندگی خانوادگی و مسائل دیگر و به طور مثال مسئله ازدواج و همسرگزینی. طبیعتاً انتخاب باید كرد، اگر درست انتخاب كنم و با توجه به اخلاق، خصوصیات و بالاتر از همه خصوصیات دینی و اعتقادی كه دارم آن ها را مد نظر قرار دهم و انتخاب كنم مطمئناً در زندگی زناشویی به آن جایی نخواهم رسید كه دچار جدایی، نفاق، درگیری ها شوم. اكثر كسانی كه این چنین مسائلی دامن گیرشان شده از یك انتخاب نادرست شروع شده است. در انتخاب هیچ گاه نباید تابع احساسات شد.

یك سوال مهم، آیا خصوصیاتی كه برای همسر ایده آل خود اعلام می كنید با خصوصیات و توانایی تو همخوانی دارد؟ در همه مسائل زندگی سعی كنیم با قدرت، توانایی و تشخیص كه خداوند در وجودمان به ودیعه نهاده است تصمیم بگیریم و انتخاب كنیم. از طرف دیگر همیشه رضای خدا را در نظر داشته باشیم و به او توكل كنیم و اگر انتخاب ها از روی فكر و توكل انجام شود مطمئناً در زمینه های مختلف زندگی چه شغلی، چه اجتماعی و چه زندگی خانوادگی با شكست روبرو نخواهیم شد. مسائل گفته شده برای این دنیاست ولی مهم تر از این مسئله راه و روش انتخاب بندگی خدا، خودش مقوله وی‍ژه ای است. دنباله روی از چه كسی داشته باشم؟ چطور خودم را به خدا نزدیك كنم؟ چطور روز به روز بر ایمان و خلوصم اضافه كنم؟ همه این ها مسائلی است كه باید به موقع از آن استفاده كرد تا دچار ضعف، مریضی و افسردگی ها در زندگی نشویم.

همان طور كه قبلاً هم گفته شد كه طلب علم بر عاشقان امیرالمومنین (ع) و اولاد ایشان واجب است این مسئله هم واجب است. پذیرفته نیست از كسی كه ادعای رهروی و كمالات انسانی را دارد و این که به خاطر مسائل پیش پا افتاده دچار ضعف شود. پس یاد بگیریم و مدام با خود زمزمه كنیم كه “من می توانم”. حال اگر در جایی هم طبق خواسته من نشد نمی گویم من ضعیفم چون همه مسائل خود را به پرودگارم سپردم و در راه رضای او قدم بر می دارم پس اگر آن مسئله طبق خواسته من نشد حتماً به ضررم بوده و خدای من راضی نشده كه به من ضرری برسد. پس احساس ضعف و حقارت نمی كنم و خودم را كوچك نمی بینم و خودم را فقط در مقابل عظمت خدای خودم كوچك می بینم. به خود بگویید كه همان انسانی هستید كه تمام فرشتگان معصوم خداوندی در مقابلش به سجده در می آیند چطور و چرا باید ضعیف باشم؟ چرا عجز و ناتوانی را به خود راه دهم؟

هر كجا كه دیدید از اعماق وجودتان جمله “من نمی توانم” را شنیدید بدانید كه هنوز خیلی راه مانده تا تكمیل شوید. مگر می شود كه انسان، بنده خدا باشد، همه كارهایش را برای خدا كرده باشد و آن وقت ضعیف باشد. اگر ضعیف شدی حقت را از تو می گیرند. اگر ضعف داشتی حتی نمی توانی یك مومن درست و حسابی باشی. اگر ضعف داشتی حتی اگر همسری در آینده انتخاب كردی كه در نجابت زبانزد بود اما اثرات ضعف تو روی اولادت مشخص می شود، همان اولادی كه مسئول آن ها هستی و خواهی شد. اگر معلم هستی و ضعیف باشی در حق دانش آموزانت خیانت می كنی. تو اگر ضعف را در خودت بُكُشی و آن قدرت و توانایی را در خودت ببینی در نحوه تدریس كردنت هم تاثیر می گذارد و از دیدگاه توانایی درست و صحیح تدریس می كنی. همین مسئله به آن دانش آموز منتقل می شود، همان كسانی كه فردای دوران زندگی هستند و پدرها و مادرها و بزرگ ترهای اجتماع خواهند بود.

وقتی بچه در خانه ببیند كه پدر و مادر مدام ضعف هایشان را به زبان می آورند آن شرایط در رشد او تاثیر می گذارد و گاهی اوقات حتی افرادی را می بینیم كه با گفتن ضعف هایشان گدایی محبت و جلب توجه می كنند. دیگر نمی دانند كه تیشه به ریشه وجودی خودشان می زنند حتی خدا و ائمه معصومین هم در آن لحظه از آن فرد راضی نیستند. كجا در تاریخ داشتیم كه یكی از ائمه معصومین و یا بزرگان دین ما با ضعف و ناتوانی با مسائل برخورد كرده باشند؟ پس وقتی می گوییم كه از خدا هستیم و به سوی خدا باز می گردیم (اِنالِله وَ اِنا اِلیهِ راجِعون) پس باید همه وجودمان را هم در آن راستا قرار دهیم.

سعی كنیم صفات زیبای خداوندی را یكی یكی بگیریم و با خود عجین كنیم، در آن صورت هیچ چیز نمی تواند ما را دچار تزلزل كند. ضعف است كه انسان را ذلیل می كند، ضعف است كه طمع می آورد، ضعف است كه حرص می آورد، ضعف است كه انسان ها را به سمت مسائلی سوق می دهد كه در آن هزاران بدبختی و بیچارگی هست. كسی كه رو به اعتیاد می آورد علیرغم این که شاید خانواده دار هم باشد چون ضعیف بوده به این مسئله روی آورده است. در صورتی كه اگر قوی بود و به آن قدرتی كه خداوند در وجودش قرار داده ایمان داشت، با به وجود آوردن یك مشكل به مسائلی پناه نمی برد كه بیشتر او را از زندگی ناامید كند و از بین ببرد و تمام آن اختیارات را از او بگیرد.

چطور برای انتخاب یك لباس جلوی ویترین مغازه های مختلف، مدل های مختلف را می بینیم. بایستی در مسائل زندگی هم با دقت انتخاب كنیم و تصمیم بگیریم. اگر توانایی را در خودمان می بینیم چرا از آن استفاده نكنیم؟ آیا “اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلا اَلله” را از ترس می گوییم یا از اعماق وجودمان و با یقین و اخلاص؟ در طلب خصوصیات خوب تلاش كنیم تا بتوانیم به ائمه معصومین خود را نزدیك كنیم كه همانا نزدیكی به خداست. خودمان را باید بسازیم، همان گونه كه آن ها ساختند. شاید نتوانیم در حد معصومین باشیم ولی می توانیم نزدیك تر باشیم حتی در مریضی ها می توانیم از قدرت خداوندی مدد بگیریم. وقتی ایمان و یقین داری كه خدا با توست دیگر از نداری ها، كمبودها، مشكلات و فقر نمی ترسی و مطمئن باش چون نمی ترسی هیچ موقع هم فقیر نمی شوی.

اگر به خودمان نهیب بزنیم همیشه هوشیار خواهیم بود. این مسئله هم از بصیرت و دانایی خداوند سرچشمه می گیرد. خداوند به همه چیز داناست پس من هم آن دانایی را دارم و جلوی خطاهایم را می گیرم تا آن جایی كه می توانیم در اصلاح خودمان بكوشیم به اندازه وسع و توانایی مان، مطمئن باشیم در ادامه خدا كمك می كند و وسیله های دیگر را برایمان مهیا می كند. خدایی كه حتی به بنده كافرش هم روزی می دهد و در جایی به فریاد فرعون رسید چطور اجازه می دهد بنده خویش ذلیل شود؟ هر ذلت و خواری از سمت خود ماست و خداوند بارها گفته است كه بنده من، همه چیز را برای تو آفریدم و تنها تو را برای خود آفریدم. یادمان باشد كه وقتی حقارت را در خود بیاوریم طرف مقابل چون ضعف را می بیند درشتی می كند. از چه چیزی می ترسم وقتی خدا با من است؟ از كار بی كار می شوم؟ خدایم هست. گرسنه می مانم؟ خدایم هست. روزی مرا می دهد، من كه ناپاكی نكردم و… .

می دانیم كه خانم فاطمه زهرا (س) را خداوند برای همسری حضرت امیرالمومنین (ع) برگزیدند. حال كه ایشان از دنیا رفتند چه كسی می تواند از اولاد ایشان نگهداری كند و لیاقت همسری حضرت علی (ع) را دارد؟ حتماً می دانید كه انتخاب خانم ام البنین (س) از طرف خود حضرت فاطمه (س) بوده است و دلیل این انتخاب را بیشتر از همه در واقعه كربلا می توان دید. وقتی حضرت ام البنین (س) فرزندانش را برای یاری امام حسین (ع) می فرستند و شهید می شوند. در زمان بازگشت كاروان، فرزند آقا ابالفضل (ع) را در آغوش می گیرند و به نزدیكی دروازه شهر می روند. بشیر كه قبل از كاروان خود را به شهر می رساند در تب و تاب بود كه چطور خبر شهادت چهار پسر خانم ام البنین (س) را به ایشان بدهم؟ و با خود می گفت: چطور بگویم كه عباست نیست. در همین شرایط بود كه رسیدیم به خانم ام البنین(س)، بر خلاف انتظار همه تنها چیزی كه خانم سؤال نمی كند فرزندان خودشان است. اولین چیزی كه سراغ می گیرد از آقا اباعبدالله الحسین (ع) است. وقتی حالت بشیر را می بیند موضوع برایشان مشخص می شود. بشیر می گوید: سوال كردم كه خانم شما چهار فرزندت رفتند و شهید شدند چطور از آن ها نپرسیدی؟ ایشان جواب می دهند: جایی كه حسین (ع) نباشد من عباس (ع) را نمی خواهم. ایشان با این حركتشان به ما درس ها می دهند. تا گذشت كوچكی می كنیم به همه اعلام می كنیم و انتظار داریم كه از ما هزاران تشكر شود، اینجاست كه معنی آن انتخاب خودش را نشان می دهد.

در قنوت گفتن ذكر “رَبَنا اتِنا مِن لَدُنكَ رَحمة وَ هَیِ لَنا مِن اَمرِنا رَشَدا” بسیار عالی است. 572 بار به عدد سوره صافات گفتن “سُبحانَ رَبِكَ رَبِ العِزَةِ عَمَا یَصِفُون” (با نماز حاجت) برای رفع حاجات بسیار عالی است. والسلام….

Check Also

رهبری امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) ( سوره نبا )

بسم ا… الرحمن الرحیم ماه محرم و ماه صفر ماه های سنگینی هستند چون ماه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *