رهبری امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) ( سوره نبا )

بسم ا… الرحمن الرحیم

ماه محرم و ماه صفر ماه های سنگینی هستند چون ماه عزای آل رسول است و فجیع ترین جنایات تاریخ بشری در چنین ماهی اتفاق افتاده است و استحکام دین و قرآن از این ماه شروع شده است. به روایتی از زبان حضرت رسول (ص) خیلی باید مواظبت کنیم و در اعمال و رفتار باید دقت کنیم تا برای لحظه ای یا ساعتی یا روزی، تسلیم شیطان و نفس اماره مان نشویم. در هر حال شیطان هیچ موقع بیکار نمی نشیند و هیچ موقع بندگان خوب خدا و آن هایی که به دنبال رهروی راه ائمه هستند را رها نمی کند و به دنبال فرصت می گردد و چه بسا این فرصت ها در این ایام روی غفلت هایی که از سمت ما صورت می گیرد به دست بیاید، طوری که پشیمانی دیگر برایمان سودی نداشته باشد.

خیلی باید در رفتارها دقت کرد. حتماً شاهد این قضایا بودید که در این ایام خیلی زود عصبانی می شوید و یا زود از کوره در می روید و یا این که صبرهایمان متزلزل است و زود به هم می ریزیم. ممکن است در این ایام خیلی زود تحت تاثیر قرار بگیرید. خیلی سریع می تواند به سمت بهتان زدن، تهمت، افترا و یا غیبت کردن برود. حیف است پس از یک سال عبادت، یک سال راه عاشقی پیمودن، به خاطر یک لحظه غفلت تا حد زیادی خودمان را عقب بیندازیم. شیطان به کسی که به هیچ چیز عقیده ای ندارد، کاری ندارد. سراغ کسی می رود که ادعای عاشقی دارد.

واقعه عاشورا آن قدر مهم است که تمام نیکان، ابرار، احرار، فرشتگان، ملائکه و روح در آن جا جمع می شوند و به عزا می پردازند و این شرایط چه بسا باعث شود که شیطان راحت تر بتواند رهروان را تحت تاثیر قرار دهد. پس توبه و استغفار، ذکر خدا را شب و روز در دل داشتن، قرآن خواندن و شب ها با وضو خوابیدن، حتماً می تواند موثر باشد تا بتوانیم از شر شیطان ایمن باشیم و تسلیم او نشویم و مراقب باشیم تا ماه محرم و صفر را به خوبی پشت سر بگذاریم و توشه ای جدید برگیریم و مواظبت کنیم تا بارهای قبلی که همراه داشتیم از دست نرود.

اکثراً از بدو تولد با نام حسین (ع) و خواهرش زینب (س) آشنا بودیم و با این نام های زیبا شیرخوردیم و بزرگ شدیم. فقط کافیست این نام ها و عشق آن ها را در قلب و فکرمان پرورش دهیم. به واقعه کربلا در دو زمان باید نگاه کرد، یکی قبل از ظهر عاشورا که امام و رهبری کننده امام حسین (ع) است و بعد از ظهر عاشورا رهبر خانم حضرت زینب (س) است. در قسمت اول شهادت، تشنگی و تحمل مصائب بسیار زیاد دیده می شود. وقتی صحبت از عاشورا و کربلا می شود سعی کنیم با امکانات امروزی به تفکر آن واقعه بپردازیم. سعی کنیم خود را در آن زمان و مکان و با آن شرایط خاص قرار دهیم. اگر با این شرایط به موضوع نگاه کنیم راحت تر می توانیم این واقعه عظیم را درک کنیم. در زمانی این واقعه رخ می دهد که تنها چند پادشاهی بزرگ مثل ایران، روم و مصر و… وجود داشت و کشورهای مختلف و ایدئولوژی های مختلفی وجود نداشت. اطلاع رسانی توسط انسان و با وسایل پیش پا افتاده آن زمان صورت می گرفت. مثل حالا نبود که پشت کامپیوتر در منزل بنشینی و با آن سوی دنیا ارتباط برقرار کنی.

وقتی آقا اباعبدا… (ع) به حکم دینی، مِنا و عرفات را گریان گذاشت و به سمت و سوی کوفه حرکت کردند که نامه های گوناگون برای ایشان فرستاده بودند. آن ها اوج بی وفایی و نامردمی را در حق مسلم ابن عقیل به نمایش گذاشتند. میهمان دعوت کردند و میهمان کشی کردند. میهمان دعوت کردند و جلوی میهمان صف آرایی کردند. این است که آقا اباعبدا… (ع) مِنا و عرفات را نالان و گریان گذاشتند و این کار را کردند تا سعی و صفای عملی و قربانگاه واقعی را برای همیشه در دلِ تاریخ به یادگار بگذارند. با آن نیت حرکت کردند و تعداد زیادی با ایشان همراه شدند ولی ایشان امام بودند و از دل های اطرافیانشان آگاه بودند و می دانستند که در دل هرکس چه می گذرد. به همین دلیل که در تاریکی شب اطرافیانشان را مختار گذاشتند تا هر کدام می خواهند بروند و آن هایی که می خواستند بروند، رفتند و ایشان با آن یاران قلیل و امکانات اندک به راهشان ادامه دادند و آب که مایع حیات بخش است به روی ایشان و یارانشان بسته شد. آبی که اگر یک روز از منازل ما قطع شود دیدیم که چقدر تحمل آن مشکل است.

حال تجسم کنید در آن بیابان و صحرا و با گرمای شدید، آب بر روی این عزیزان بسته شد و در آن شرایط تحمل گرسنگی شاید راحت تر از تحمل تشنگی بود. امام حسین (ع) تحمل کردند و تک تک یارانشان هم که با خون خود امتحان دادند. قبل از آن که آقا امام حسین (ع) به مکانی که در آن واقعه عاشورا اتفاق افتاد برسد، یزید و یزیدیان با دادن پول و سکه به اصطلاح خودشان فتوای شرعی گرفته بودند که امام حسین (ع) از دین برگشته است و ترک مناسک حج کرده است. اطلاع رسانی هم به صورت امروزی نبود تا مردم آگاه شوند. نتیجتاً بعد از ظهر عاشورا مقام و مسئولیت حضرت زینب (س) مشخص می شود. اگر شجاعت، رشادت و مدیریت خانم حضرت زینب (س) نبود از واقعه کربلا و عاشورا هیچ اثری باقی نمانده بود. این خانم (س) بود که با آن حال و آن شرایط خاص در هر شهری سخنرانی می کردند و از مظلومیت و شهدای کربلا می گفتند. ایشان با قرآن حرف می زدند و با استناد به آیات الهی سخن می گفتند. از حدیث های معتبر استفاده می کردند که باعث تعجب خیلی ها شده بود. تعجب از این که شنیده بودند این ها دین برگشته اند ولی می دیدند که آیات قرآن خوانده می شود و اوج رشادت ایشان خطبه مشهورشان در کاخ ابن زیاد بود.

در مجلسی که تمامی سران قوم و قبایل دعوت شده بودند چنین وانمود کرده بودند که گویی لشگر ملعون، در مقابل لشگری بزرگ تر از خودش به پیروزی رسیده است و نمی گفتند که این همه لشگر و سپاه در مقابل هفتاد و دو نفر بوده است. تعدادی از این هفتاد و دو تن که سپر شدند تا آقا امام حسین (ع) نماز بخوانند. تعدادی که آن قدر پیر بودند که با ضربه اول به شهادت رسیدند. نقش حضرت زینب (س) و مدیریت ایشان قابل انکار نیست. قابل تحمل نیست غم آن همه مصیبتی که بر ایشان وارد شد و عزیزترین عزیزهایش را از دست دادند. اولادشان شهید شدند، برادرهایی را از دست دادند که دیدار حسین (ع) جزو مهریه و شرط ازدواج خانم زینب (س) بوده است. از آن مقام و منصب، ساکن خرابه شوی و یا سپر تازیانه ها شوی و یا بخواهند برایت صدقه بیاورند که خانم می فرمایند: “صدقه بر آل رسول حرام است.” خاندانی که یک عمر انفاق، خیرات، نیکی و احسان می کردند باید آن شرایط را تحمل کنند و از طرفی دیگر تمام اُسرا را باید سرپرستی کنند. امام وقت و بیمار مصلحتی کربلا را تیمار کند و از طرف دیگر اجازه ندهد که خون ها پایمال شود و اجازه ندهد که دین جدش به فراموشی رود.

چرا زینب (س) توانست و از عهده اش بر آمد؟ اگر همین “چرا” را برای خودمان حل کنیم و با زندگانی خانم و با فراز و نشیب هایی که در زندگی داشتند، آشنا شویم بهترین درس را از هر نظر خواهیم گرفت. ایشان به ما درس مدیریت و مسئولیت می دهند. ای کسانی که به دنبال مراحل عرفان می گردید عرفان یعنی زینب (س). اگر زینب (س) را شناختی معرفت پیدا کردی. تک تک این خاندان که نورِ واحد هستند ما را به معرفت می رسانند. نیازی به این نیست که به دنبال راه کلاسیک بگردیم. وقتی خودمان را به جای خانم زینب (س) می گذاریم می بینیم که تحمل آن شرایط بسیار سخت است. زن هایی که شوهران خود را از دست داده اند. بچه هایی که پدر از دست داده اند و آزاد هم نیستند و اسیرند.

خانم حضرت زینب (س) یک شبه پیر می شوند. شب تا صبح عبادت می کردند و قرآن می خوانند اما وقتی روز می شود مثل شیر می ایستادند و از خون ها دفاع می کند. چهل روز زندگانی حضرت زینب (س) تا رسیدن به روز اربعین تماماً معرفت است. خداوند لطفش را شامل حالمان کند تا بتوانیم در آن چهل روز با خانم همسفر شویم. اگر ایشان اجازه دهند که در آن چهل روز در رکابشان باشیم به همه اهدافی که دنبال می کنیم، می رسیم و زود فراموش نمی کنیم. اگر یاد گرفتیم دیگر ضعف به خود راه نمی دهیم. خانم حضرت زینب (س) این کار را نکرد که ایشان را تحسین کنیم چون نیازی نداشتند. هم چنان که امام حسین (ع) و سایر ائمه نیازی به تحسین ما ندارند. آن ها این کار را کردند که ما یاد بگیریم و به آن صورت عامل باشیم.

وقتی می گوییم صبر زینب (س)، صبر را یاد بگیریم. بدانیم کجا باید صبر داشته باشیم و تا کوچک ترین مسئله پیش می آید صبرمان را از دست ندهیم و در شرایط سخت نام حضرت زینب (س) را ببریم و یادآوری کنیم و چند دقیقه صبر کنیم و بعد واکنش نشان دهیم و یا حرفی بزنیم حتی اگر حق با ما باشد صبرمان بالاترین درسی است که خانم (س) داده است. این صفت جلوی خیلی از فجایع، کجروی ها و گناهان را می تواند بگیرد حتی صبر لحظه ای. کسی که از عشق و عاشقی دَم می زند الگوی عاشقی زینب (س) است. عشق چیست؟ صبر زینب، وفای زینب، صداقت زینب، شجاعت و شهامت زینب و دینداری زینب. همه این ها را که جمع کنیم عشق معنا می شود. پس به این سادگی نگوییم من عاشقم، اگر این ها را داشتیم می توانیم بگوییم که عاشقیم. عشق درس وفاداری، صداقت، راستی و همه این درس ها را به ما می دهد.

عموماً می گویند زن ضعیف است ولی می بینیم که استاد دین، زینب (س) یک زن است و به همگان درس می دهد. بیاییم و ما هم در زندگی خودمان به نوعی انقلاب ایجاد کنیم و فقط به این ماه بسنده نکنیم. ذکر نامشان را جزو اعمال روزمره مان قرار دهیم و هر روز به فکرشان باشیم و اگر به فکرمان بیاید و با عشق و علاقه باشد خودشان کمکمان می کنند و یادمان می دهند که چطور صبور باشیم، چطور دیندار باشیم، چقدر با قرآن باید مأنوس شویم. یادمان می دهند که دروغ حرف نزنیم و زیر بار ظلم نرویم. یادمان می دهند که حق دادنی و گرفتنی است.

این مکتب، مکتبی نیست که فقط مربوط به سال 63 هجری باشد. درس آن هنوز جاری است و تا یوم قیامت هم ادامه خواهد داشت و این ها هستند که شب اول قبر و در آن سختی به فریادمان خواهند رسید. اشک ها، صدا زدن ها، غمگین بودن ها و همراه شدن ها شب اول قبر به داد ما خواهد رسید. چقدر خوب است که اگر عزاداری می کنیم خودمان را در رکاب حضرت زینب (س) ببریم و از آن رکاب به عزای حسین (ع) و شهدای دیگر عمل کنیم و به معنای دیگر خودمان را نشان دهیم. وقتی خانم حضرت زینب (س) تو را در رکاب دید کمکت می کند، تنهایت نمی گذارد، شفیعت می شود و شب اول قبر به فریادت می رسد. قبل از شب اول قبر و در زمان جان دادن، مولا امیرالمومنین (ع) یا آقا اباعبدا… (ع) به فریادمان می رسند.

یادمان باشد که همه رفتنی هستیم و فکر نکنیم که همیشه ماندنی هستیم و سعی کنیم نمازی که می خوانیم فکر کنیم آخرین نمازی است که می خوانیم و فرصت نماز بعدی را نخواهیم داشت که بتوانیم خودمان را بسازیم. برای ساختن اول باید بسوزیم تا ساخته شویم. سوختن همان عشق است، سوختن همان مِهر والای خاندان عصمت و طهارت است. صفحه هایی که آن عزیزان در کربلا آفریدند یکی از یکی زیباتر و ماندنی تر بود. مطمئن باشیم که اگر یک درس از کربلا بگیریم و به آن درس پایبند باشیم دقیقاً مثل آن است که در کربلا در کنار آقا اباعبدا… (ع) بودیم. امام حسین (ع) برای برپاداشتن نماز و برای حفظ قرآن همه چیز را فدا کردند. نه آن قرآنی که روی طاقچه بگذاریم و عمل نکنیم. قرآن وقتی می گوییم یعنی عمل به قرآن و گوش دل دادن به آیات قرآن. ان شاا… که مولا (ع) و سرورمان آقا امام حسین (ع) از ما راضی بوده باشند و خانم حضرت زینب (س) ما را یاری کنند تا لیاقت عزاداری آقا اباعبدا… (ع) را تا عمر داریم، بتوانیم به نحوه احسن داشته باشیم.

 حضرت امام صادق (ع) فرمودند: “کسی که دوست دارد خداوند سکرات مرگ را بر او سبک گرداند، پس باید بسیار صله ارحام و خویشان خود کند، و به پدر و مادر خود احسان و نیکی کند و هرگاه چنین کند آسان گرداند خداوند بر او سختی های مرگ را و تا زنده است هیچ گاه فقر و بی چیزی به او نرسد”.

حضرت امام صادق (ع) فرمودند:

هرگاه مومن داخل قبر خود شود، نماز در طرف راست، زکات در طرف چپ، نیکی و احسان بالای سر او واقع شود و صبر و شکیبایی در کناری قرار گیرد، پس هرگاه داخل شوند بر او دو فرشته ای که عهده دار سوال و پرسش از اویند، صبر و شکیبایی به نماز و زکات و احسان گوید: “دریابید صاحب خود را، پس شما در ماندید من نزد او هستم و او را کفایت می کنم”.

والسلام…

Check Also

تفسیر سوره صافات

بسم ا… الرحمن الرحیم   در كنار سه سوال از كجا آمده ایم؟ آمدنم بهر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *