درس از کربلا 2

بسم ا… الرحمن الرحیم

اولین گام برای هر انسان عاشقی كه ادعای عشق می كند، حاضر شدن در محضر یار است. هر عاشقی موظف است تا برای رسیدن به یار و قرار گرفتن در كنار او از هر چه غیر از معشوق است، دوری كند و برای حاضر شدن از هیچ تلاش و زحمتی فروگذار نكند.

در جمع عاشقانه ما، مباحث گوناگون، شیرین و كاربردی فراوانی در زمینه بهبود زندگی و بندگی عنوان شده است. پرداختن به این مباحث و بهره گرفتن و به كار بستن این دستورالعمل های آسمانی نه تنها سبب می شود تا حقی كه برگردن ما از دریافت این مطالب است اُدا شود بلكه موجب تسهیل و تسریع بخشیدن به حركت ما می شود. حركات یك رهرو باید دارای هدف باشد، رهروی مولا، زمان خویش را به هیچ عنوان به اتلاف نمی گذراند و زمان های خود را ابتدا در جهت یادگرفتن و سپس یاد دادن سپری می كند.

همان طور كه بارها گفتیم، خودنمایی عملی زشت و ناپسند است. رهروی مولا باید از خودنمایی به دور باشد، در عین حال نیز نباید فراموش كند كه هر عملی، معرفه ای از او است. چنانچه معرفه در هر رهرویی درست صورت گیرد و به اجرا در بیاید، می تواند سطح توقعات را در دیگران نسبت به ما كمتر كند و از ما فردی مسوول تر و نماینده ای شایسته تر از مرام مولا پدید بیاورد.

اگاه باشیم كه در مسیر تكامل  و به قرب رسیدن، هر یك از ما می توانیم در جایگاهی قرار گیریم كه سخن و یا جمله ای از ما بتواند فردی را منقلب كند و از گمراهی، خطا و اشتباه نجات دهد. در این صورت است كه می توانیم خرسند باشیم و لحظه به لحظه بر والاترین عبادت ها كه خدمت به خلق است، بیفزاییم.

فرمایش زیبای حضرت زهرا (س) كه فرمودند : افتخار من است كه مادر حسین (ع) و استاد و مربی زینب (س) هستم؛ و فرمایش گران قدر آقا امام زمان (عج) كه می فرمایند: ما ائمه نیز در گرفتاری ها دست به دامان عمه ام زینب (س) می شویم، بزرگ ترین نشانی و آدرس برای مدد جستن از این بزرگ بانو برای حركت در مسیر سبز الهی است؛ و دقت كنیم كه این مدد جستن و دست به دامان شدن تنها گریستن بر غم بی بی زینب (س) نیست. شناخت و درس گرفتن از یك عمل بانوی صبر، حضرت زینب (س) معادل با سالیان سال گریستن بر مصیبت ایشان است و می تواند یاری رسان بر ما باشد. درس های برگرفته از آل ا… ماندگار، جاوید و تأثیرگذار است.

محرم امسال تلاش كنیم تا اهل معنا باشیم. برای اهل معنا بودنمان می توانیم از صاحب عصر، آقا امام زمان (عج)  مدد بخواهیم. علائم و نشانه های فراوان دنیای امروز، ‌حاكی از این است كه زمان ظهور نزدیك است. ان شاا… عمر  تك تك ما رخصتِ دیدن این زمان و این لحظه پر عظمت را خواهد داد و ان شاا… همه ما در صف یاران هم ركابان آقا قرار خواهیم گرفت و مورد رضایت و خشنودی ایشان خواهیم بود.

در مباحث گذشته در فرازی صحبت از این شد كه معشوق بر احوال ما ناظر است و نیازی نیست تا خواسته های خویش را مطرح كنیم. منظور از خواسته در اینجا، خواسته های مادی و دنیوی است اگر نه با معشوق صحبت كردن و درد دل كردن می تواند ما را سبك بار و آرام كند. آقا امیرالمومنین (ع) در زمانی كه خانم حضرت زهرا (س) در قید حیات بودند، هیچ گاه برای درد دل كردن سر بر چاه نگذاشتند چرا كه این دو بزرگوار به سبب وجود رحمانی و الهی كه داشتند، بهترین یار و غم خوار برای یكدیگر بودند. پس از شهادت حضرت زهرا (س) با وجود مقدس خانم ام البنین (س) به عنوان بانوی مومنه، فرهیخته و بزرگوار مولا (ع) برای درد دل كردن و گریستن چاه را برگزیدند.

اینجاست كه می توانیم با تبعیت از این بزرگواران یاد بگیریم كه در چه زمانی سخن بگوییم و در چه زمانی گوش فرا دهیم و در چه زمانی با دل سخن بگوییم و چه زمانی دیدگانمان را راه ارتباط و صداقتمان قرار دهیم. سخنی كه از دل بر می آید بر دیدگان انسان اثر مستقیم دارد و صداقت انسان را به وضوح بیان می كند و چشم از جایی كه عصبی حساس و گیرا دارد و به فرماندهی بدن یعنی مغز انسان نزدیك است، می تواند صحت و یا عدم صحت حرفی را نشان دهد. درد و دل كردن لازمه ی هر دل و قلبی است، اما به یاد داشته باشیم كه بساط درد و دل در نزد اغیار نباید گشوده شود.

دوست حقیقی كسی است كه در زمان شنیدن حرف دل، از غم انسان، غمگین و از شادی او شاد شود. سنجیدن زمان، مكان و موردی كه بیان می شود شرط عقل و لازمه درد و دل كردن است. فردی كه با معنا و اهل معنا باشد، موقعیت ها را برای بیان كردن خواسته هایش می سنجد. خواسته و آرزوی ما باید در نزد ائمه و معصومین (س)، بزرگ و با معنا باشد. تضمین كردن راه و عشقمان، توان مضاعف دادن برای ایجاد شناخت، رها نكردن ما در ظلمت و تاریكی و تنها نگذاشتنمان، می تواند از جمله بهترین خواسته ها و آرزوهای ما باشد.

وقتی انسان می خواهد كه در كوی یار باشد، قطعاً در دید یار هم خواهد بود. در معاشقه كردن با معشوق بهترین نوع سخن، سخنی است كه دل بیان می كند. وقتی صحبت از راه علی (ع) و عشق می شود، باید بدانیم كه مسیری سخت و مشكل را انتخاب كرده ایم اما مشكلاتی كه شیرینی وی‍ژه خود را داراست. گذر كردن از انواع مشكلات، به امید پا گذاشتن در صراط مستقیم و دریافت كردن رضایت مولا (ع) و كسب شعف درونی در حقیقت همان شیرینی و حلاوت ناشی از نزدیك شدن و رسیدن به عشق است. درد و دل نكردن و بازگو نكردن غم دل با یار می تواند در انسان تبدیل به بغض شود، و بغض در زمان و مكان نامساعد تبدیل به ضعف و ضعف نقطه ی ضربه و سقوط انسان است. چرا كه همیشه انسان ها از نقاط ضعفشان است كه دچار آسیب می شوند.

از سخنان آقا امیرالمومنین (ع) است كه فرمودند: اگر شب هنگام كسی را در حین گناه دیدید، صبح او را با این دید نظاره نكنید، چرا كه ممكن است در صبح دُم از خدای خویش طلب مغفرت كرده باشد و راه توبه و بازگشت پیش گرفته باشد. این سخن مولا (ع) به روشنی، بیانگر جایگاهی است كه دین مبین اسلام به مسئله بخشش دارد. خداوند هر زمان بندگان خویش را دعوت به توبه و بازگشت كرده و این فرصت را بری آنان فراهم كرده است تا به سوی او بازگردند و به این گونه خداوند از انسان خواسته تا در دام ناامیدی اسیر نشود و هیچ گاه یأس را نپذیرد و تنها از یك بُعد، انسان های دیگر را نظاره نكند و مورد قضاوت قرار ندهد.

خداوند بسیار توصیه كرده كه در خشم و عصبانیت تصمیم نگیریم، چرا كه آثار مخرب این رفتارهای ناپسند ابتدا به خود فرد و سپس به دیگران خواهد رسید. بارها گفتیم، لطمه های ناشی از عصبانیت علاوه بر مسائل روحی و جسمی، می تواند محروم شدن از دیدن و هم صحبتی با یار را به دنبال داشته باشد، ‌ضمن این كه یك روز و یك فرصت از روزهای عمر خویش را با عصبانیت از دست داده ایم؛ اما خداوند باز مهربانی خواهد كرد و فرصت جبران خواهد داد. فراموش نكنیم خدایی كه به ما فرصت بازگشت و توبه می دهد، ‌به سایر انسان ها نیز فرصت توبه را می دهد، بنابراین نباید به خودمان اجازه دهیم تا دیگران را به خاطر عملی مورد عتاب و سرزنش قرار دهیم. افكارمان را حول محور مهربانی و گذشت به گردش در بیاوریم.

قدری به كربلا و سپاهیان حق و باطل بر می گردیم. در سپاه ابن زیاد افراد زیادی با وعده های زر و سیم و پُست و مقام تصمیم گرفتند رویاروی پسر رسول خدا شمشیر بزنند. چنانچه یكی از این افراد از این وعده های فریبنده چشم  پوشی می كرد و از تصمیم خویش باز می گشت، بی تردید و بلامانع به هلاكت می رسید.

آقا ابا عبدا… (ع) با وجود علم لدنی كه در سینه داشتند ممكن نبود تعداد یاران ثابت قدم خود را ندانند اما در طی مسیر فرصت را از هیچ یك از هم مسیران خود نمی گیرند و در شب عاشورا در تاریكی شب، در كمال احترام یاران حقیقی را از یارانی كه دچار تردید شده بودند، جدا كردند و اعلام كردند كه برای ما در این جنگ غنائمی در پیش رو نیست و همگی به شهادت خواهیم رسید؛ آقا امام حسین (ع) به این طریق بخشیدن، گذشت، عجول نبودن در قضاوت را برای ما به ارث می گذارند و با این رفتارهای شایسته، ما را دعوت به ساختن و اصلاح درون می كنند.

وقتی بنده ای به خاطر خدا از خشم خود می گذرد، خداوند نیز در زمان عاصی و گناهكار شدن وی، از او خواهد گذشت. لازمه ی اقرار و اعتراف كردن، این نیست كه گناه و اشتباهمان را نزد افراد دیگر باز گو كنیم. انسان می تواند با درون خود صادق باشد و فقط با خود و نزد خدای خود اقرار بر اشتباهش كند. مراقب باشیم تا فرصتی را كه خداوند برای بازگشت به ما می دهد را از دست ندهیم. اقرار كردن نه تنها از جایگاه عرفانی فرد كم نمی كند بلكه او را صاحب امتیاز خواهد كرد، چرا كه اِقرار كردن،‌ یعنی متوجه گناه و اشتباه شدن و دست ندامت به سوی خدا دراز كردن. خدای مهربان ما، در بسیاری موارد تنها به سبب حس پشیمانی كه در ما ایجاد شده است از ما می گذرد و حق الناس ما را خود، جبران می كند.

مرور بر رفتار و كردارمان بزرگترین فرصت و بهترین هدیه الهی است. هر حركت و هر گذشتی از ما در نزد خداوند چندین برابر حساب خواهد شد و چندین برابر از گناهان ما را از بین خواهد برد. در داستانی از رابعه و شیخ حسن عارف بزرگ و نامی می خوانیم كه روزی شیخ حسن در خانه رابعه مهمان بود و رابعه تنها دو قرص نان داشت در این هنگام سائلی بر در كوبید و تقاضای كمك كرد، رابعه هر دو قرص نان را به سائل داد. شیخ حسن در كمال تعجب پرسید من مهمان تو هستم، تو هر دو قرص نان را بخشیدی و چیزی برای من و تو باقی نماند. در این هنگام رابعه با ایمانی راسخ، آیه ای از كلام خدا را قرائت كرد و صبر نمود. در به صدا درآمد، كنیزی همراه با هجده قرص نان به خانه رابعه آمد، رابعه تعداد نان ها را شمرد و آن ها را باز گرداند. وقتی شیخ حسن پرسید كه چرا نان ها را باز گرداندی؟ رابعه در جواب گفت: خدای من وعده ی ده برابر داده است، دو نان كم بود، آن را باز گرداندم تا كنیز هر بیست قرص نان را بیاورد. در حقیقت رابعه بر وعده ی الهی ایمانی عمیق داشت و این چنین بود كه دو قرص نانش تبدیل به بیست قرص شد. خواسته ها و نیازهایمان را با چنین ایمانی باید از خدا طلب كنیم. تاریخ بشر و زندگی امروزی نیز سرشار از این معجزات و تحقق وعده های الهی بوده و هست. منقلب شدن و وصل شدن، یه لحظه اتفاق می افتد، بنابراین نمی توان گفت كه برای انسان های دیگر محال است و ممكن نیست.

تغییر كردن بنده در پیشگاه و اراده الهی بسیار سهل و آسان است. ماجرای سیاح به روشنی اراده الهی را در دشت كربلا نمایان می كند. سیاحی كه از دور، ظلم و ناجوانمردی سپاه یزید را مشاهده می كند و برای آب رسانی به آقا امام حسین (ع) نزد ایشان حاضر می شود و جام خود را از آب پر می كند و به آقا تقدیم می كند. آقا امام حسین (ع) آب را بر صحرای خشك و داغ نینوا ریخته و از میان دو انگشت، نهری روان و گواری بهشتی را به سیاح نشان می دهند و به نوعی به هدف والای خود اشاره می كنند. سپس آقا امام حسین (ع) جام سیاح را از ریگ های بیابان پر كردند. در كم تر از آنی به جواهراتی درخشان تبدیل می شوند و بدین وسیله آقا امام حسین (ع) از سیاح سپاس گزاری می كنند.

یادمان باشد، لحظات غفلت ما،‌ ممكن است لحظات امتحان ما باشد و سخت تر از آن زمانی است كه این لحظه غفلت، ‌آخرین لحظه زندگی و عمر ما در این دنیا باشد. هوشیاری لازمه رهرویی است، با هوشیاری است كه می شود از عشق وجودمان مراقبت كنیم. عاشق نباید لحظه ای از خدای خود غافل باشد. یك عاشق تحت هیچ شرایطی از عشق خود دوری نمی كند. چنانچه خداوند را در هر لحظه حاضر و ناظر خود بدانیم ممكن نیست به گمراهی برسیم چرا كه خدای ما خدای مهربانی و بخشندگی است. خدایی كه ما را به سبب عشق، ‌مهر و مهربانیش آفریده است.

در زمان فتح مكه، ‌علیرغم همه ظلم و ستمی كه مردم بر رسول خدا (ص) داشتند و علیرغم قدرتی كه رسول خدا (ص) پس از پیروزی در دست داشت، تنها مردم را به عشق، مهر و محبت دعوت كردند. پاسخ دشمنی را با انسانیت دادن، سنگین تر از زمانی است كه دشمنی را با دشمنی پاسخ بگوییم. همچنین دعوت به مهر، صلح و آرامش آقا رسول ا… (ص) در مقابل دشمنی مردم مكه بود كه به كینه توزی و انتقام جویی خاندان ابوسفیان انجامید. ابوسفیان تنها بنابر منفعت طلبی بود كه دین پیامبر خدا را پذیرفت.

بارها داستان جنگاوری و رویارویی آقا ابالفضل (ع) در برابر قهرمان زمان مارِد را شنیدیم و خواندیم. در این رویارویی پس از به هلاكت رسیدن مارد توسط آقا ابالفضل (ع)، اسب او را نزد آقا می آورند، ‌آقا به سرعت اسب را شناسایی می كنند و متوجه می شوند كه این اسب آقا امام حسن (ع) است كه در جنگی به غارت رفته است. اسبی كه مدت ها در آبشخور یزیدیان، به خوردن حرام پرداخته بود و از انسانیت انسان ها دور بود، از آقا ابالفضل (ع) دوری می كرد. كسی كه به حرام خواری بپردازد، ‌قابل اعتماد نیست .

همان طور كه می دانیم تمامی كلمات دارای بار مثبت و منفی هستند،گاهی كلمه ای انسانی را منقلب و كلمه ای انسانی را مسموم و یا نابود می كند. برای رهروی مولا حتی به كار بستن و یا فكر كردن به كلمه حرام، جایز نیست. همانند مولایمان از خشممان به خاطر خدا بگذریم و مطمئن باشیم كه مُقِر بودن به گناه نه تنها جایگاهمان را تنزل نمی بخشد بلكه باعث صعود و ترقی ما خواهد بود. والسلام….

Check Also

درس از کربلا 3

بسم ا… الرحمن الرحیم گردش آسمان و زمین باز محرمی دیگر را آغاز كرد، محرمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »