تعریف رهروی، عهد و پیمان

بسم ا… الرحمن الرحیم

رهروی در اصل به معنای بنده ی خداست. بنده‌ی خدا به فردی اطلاق می شود كه در صراط مستقیم قدم می‌گذارد. مهم ترین و اساسی ترین بخش رهروی هر رهرو را عهد و پیمان، پایبندی و وفاداری او نسبت به این تعهدات تشكیل می دهد. رهروی حقیقی یعنی حذف كردن من، از خود گذشتن ها، پایداری و پایبندی تا حد گذشتن از جان. گاهی مسائل و یا حوائجی برای رهرو مولا پیش می­ آید كه برای رسیدن به آن باید صبور بود و صبر زیادی نشان داد، در اینجاست كه رهروی حقیقی هرگز به گفتن چراها و بهم ریختگی ها تن نمی دهد چرا كه می داند همین بهم ریختگی­ ها و عدم صبر است كه می‌تواند عوامل سقوط و پس رفت او را فراهم كند.

از زمانی كه سرسپردیم و پیمان عاشقی بستیم موظف بودیم و هستیم كه از من ها گریزان و با خود صادق باشیم. تعهد ما نسبت به راهمان كه در گذشته از آن به بیعت نام برده می‌شد، پایه و اساس سعادت؛ و عهد شكنی یا بیعت شكنی اساس شقاوت و بدبختی ماست. در گذشته بسیار بودند افرادی كه با بیعت شكنی­ های خود خریدار لعنت خدا و اولیای خدا تا یوم قیامت شدند. در واقع بیعت یعنی همان عهد و پیمان، یعنی رهروی و سرسپردگی.

رهرو حق قضاوت كردن را ندارد. از حائز اهمیت ترین وظایف رهروی ماست كه در پیشامدها و مسائل متفاوت، به خدا و ائمه (ع) متوسل شده و خود و اموراتمان را به این بزرگواران بسپاریم اما متأسفانه در بسیاری موارد به زبان سر می سپاریم و در حقیقت، به بندگان خداوند متوسل می شویم. مهم است بدانیم چنانچه با همه ی هست و وجود سر بسپاریم، اما در نهایت به بیراهه برده شدیم در نامه ی اعمال ما، همان رهروی و بندگی ثبت خواهد شد كه با آن نیت رهرو شدیم. رهروی كه برگزیده شده تا در این راه به شناخت از خود و مسیر معرفت نسبت به ائمه (ع)، معصومین (س) و امام زمان خویش برسد و از منتظران حقیقی و معتقدان به روز رستاخیز باشد. همان رهروی كه مرگ را حق و خدا را شاهد و ناظر اعمال خود می بیند.

یك رهرو در یك چهارچوب مشخص یعنی پیروی و شناخت دین، پیامبر (ص)، دوازده امام و ره پیمودن برای رسیدن به هدف غایی كه همانا رسیدن به كمال و در نهایت‌ قرب الهی است. پیمان می بندد و سر می سپارد و چنانچه شمس و راهبر او، او را از مسیر دور كند، مسئولیتش بر عهده رهرو نیست و رهرو از بهره و پاداش رهرویی اش بهره مند خواهد شد. هر چند یك رهرو قبل از ورود به مسیر پیش رو باید از آن آگاهی پیدا كرده و با شناخت كامل به انتخاب و پیروی از آن بپردازد، در این صورت اگر عُدول كرد، مسئولیت بر عهده خود رهروست.

در داستانی از مولا و پیروان ایشان خواندیم كه روزی عده ای از مولا طلب معجزه كردند، مولا فرمودند: عهد می كنید اگر معجزه دیدید مرا به سحر و جادو متهم نكنید؟ اطرافیان گفتند: عهد می كنیم، مولا آنان را به بیابانی خارج از شهر كوفه برد و در كمتر از آنی در یك سو شعله هایی از آتش و در سویی دیگر نهرهایی روان و درختانی سرسبز را هویدا كرد. بسیاری از اطرافیان از دیدن این معجزه، عهد و پیمان خویش را فراموش كردند و به ایشان گفتند: اینان سحر و جادویی بیش نیست اِلا دو نفر. در راه رفتن به مسجد مولا دو نفر باقی مانده را به امتحانی آزمودند. ریگ های مقابل مسجد را به لعل و جواهری درخشان مبدل كردند، در این هنگام یكی دیگر از یاران معجزات را سحر و جادو خواند و از آنان جدا شد و تنها یك نفر تا پایان در كنار مولا ایستاد و به او و معجزاتشان ایمان راسخ نشان داد.

هیچ یك از ما به عنوان رهروی مولا از این قاعده مستثنی نیستیم و ممكن است در امتحانات الهی به دلیل عدم ظرفیت به كفر و دوری از راه و مرام مولا برسیم. هم اكنون در آستانه ولادت مولا هستیم، باید قدری بیشتر خود و ظرفیت وجودیمان را بررسی كنیم.

در بررسی كردن ها ممكن است به دو نتیجه برسیم كه حد ما فراتر از اینگونه رهروی كردن است و یا بالعكس خود را در حد رهروی كردن فعلی نیز نمی بینیم. در صورت دوم برای جدایی از این مسیر و شكستن عهد و پیمان نیاز به ادله ای محكم داریم تا مشمول مجازات الهی برای عهدشكنی خود نباشیم. در راه و مرامی كه انتخاب كردیم جنبه و ظرفیت برای ادامه مسیر از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار است.

در كلاس عشق ما، براساس آنچه فرا گرفتیم، كم است اگر هم چنان بنشینیم و به این ترتیب به عاشقی بپردازیم. گذر زمان، اكنون ما را به جایی رسانده كه بتوانیم با سیر و سلوك به عشق بازی و طی طریق بپردازیم. هرچند به عنوان رهرو، همسفر و هم كاروانی موظفیم تا برای رسیدن سایر رهروان صبر كنیم و یاری گر آنان در رسیدن به خطوط بالای بندگی باشیم اما اگر مسبب این ایستایی ها ما و ضعف های ما باشد، باید به خودنگری مجدد بازگشته و به اصلاح و یا ساخت درونمان بپردازیم. در پیشگاه الهی پاسخگویی ایستایی ما به سایر افراد برای عقب افتادگی های كاروان كاریست بس دشوار كه حق الناس هایی با افرادی برای ما پیش خواهد آمد كه در سطح آگاهی بالاتری از ما قرار دارند و این چنین است كه پاسخگویی سخت تر خواهد شد. همه بندگان خدا به نوعی رهرو هستند، گروهی رهروی صراط مستقیم و آخرت و گروهی رهروی نفس، شیطان و دنیا. فرصت باقی مانده تا سیزده رجب را غنیمت بشماریم و از آن برای بررسی عمیق و درونی استفاده كنیم؛ چرا كه پس از گذر از ولادت مولا هیچ یك از ما حق قضاوت در مورد خانواده معنوی و ورود به شكیات را نداریم.

پیش تر گفتیم مومن عطر و سیمای خاص خود را دارد و این همان تعبیریست كه در زبان عام از آن به فرد دلنشین و دوست داشتنی یاد می شود. حقیقت محض است كه نشستن در خانه مؤمن و مؤمنه برابر با شادابی و عدم خستگی است. ما باید بر مبنای شناخت حاصل از عشق و ایمان، واقع بینی، دین شناسی و حقیقت موجود در سیره ی ائمه (ع) به تشخیص افراد، مسائل و حكم دادن­ ها بپردازیم و نه براساس احساس و عاطفه فردی.

رهروی مولا در هیچ زمان و هیچ شرایطی نباید تسلیم محض احساساتش باشد. بسیار اتفاق افتاده كه در رابطه ی دوستی به بیان راز و درد دل های خود پرداختیم و در صورت پاسخ منفی دادن به درخواستی از سوی فرد مورد نظر، شاهد قدرنشناسی ها و افشای رازهای خود بودیم. چنین قدرنشناسی ها در لباس رهروی، سنگین تر و نابخشودنی تر است. ان اشاء ا… ماه رجب و روز ولادت مولا، زمان كسب رضایت نامه برای افرادی باشد كه لایق امتیازات و مقامات والا هستند و به خوبی پاسدار و نگهبان این مقاماتند.

صرفِ بودن، بیشتر نوشتن و خواندن هیچ رهروی را به پیشرفت نمی رساند. از سوی دیگر ولادت مولا بهترین زمان برای برپایی حمیت و تعصب خانوادگی در جهت برقراری اتحاد و اتفاق بین اعضاست. وجه مشترك همه ما در رهروی، عشقمان به مولا و سیره ائمه (ع) است و آنچه هرگز ملاك رهرویی نبوده و نیست ظاهر، جنسیت و موقعیت های مالی و اجتماعی هر یك از افراد خانواده است.

مرور عهدنامه ی عاشقی در دل و جان، باید ما را به این واقعیت سوق دهد كه نام رهرو بر خود نهادن یعنی حذف خود؛ یعنی گوش رهرو نباید غیر از خدا بشنود و چشمش نباید غیر از خدا را ببیند و این گونه است كه زندگی یك رهرو نیز سرشار از حس خدا و ساختن آخرتی زیبا و محكم خواهد بود. خانه ی آخرت یك رهرو هرگز خانه ای عنكبوتی و سست نیست تا در اثر یك باد یا یك برخورد شكسته و از بین رود.

عهد بستن در رهروی یعنی سلب اختیار كردن از همه داشته ها و سپردن آن ها به خدای یكتا؛ این كه آقا ابالفضل (ع) را مظهر كاملی از رهرو می­نامیم، شعار نیست. آقا ابالفضل (ع) همه چیز خود را در راه خدا و در راه امام زمان خود دادند و لحظه ای از عهد خویش سرپیچی نكردند.

نمونه های عینی و عملی فراوانی در دین مبین اسلام از حركات، گفتار، رفتارها و اندیشیدن های زندگی فردی و اجتماعی برای ما وجود دارد. وجود مقدس چهارده معصوم و تمامی یاران و صحابه خاص این بزرگواران، راهنمایی روشن برای تك تك لحظات ماست.

عاشورا نماد كاملی از گذشت ها و عشق بازی­ های وصف ناشدنی بود. عاشورا عهدنامه ای بود كه پیش از خلقت بسته شد و در دنیا به طور كامل اجرا شد و دیگر تكرار نخواهد شد. شعاری به مسائل نگاه نكنیم، شعارهایمان را توأم با شعور وارد عرصه زندگی و بندگی كنیم. ما می توانیم در عین رهروی، دنیا را نیز داشته باشیم اما نه به قیمت از دست دادن آخرت. دنیا بسیار قدار، فریبنده و حیله گر است و گاهی لحظات می تواند اسباب سعادت و گاهی می تواند اسباب گمراهی، ظلمت و تاریكی برایمان فراهم كند.

مشق عشق ما كه مجموعه ای از تلاش ماست، نشأت گرفته از عشقی است آسمانی و الهی؛ عشقی كه آغازگر خلقت جهان و جهانیان بوده است. دست به دامن مولا و اولادشان بودن، كمال زندگی و نهایت عاشقی است كه هم می تواند عزت دنیا و هم عزت آخرت را به ما هم هدیه دهد.

یك رهرو هیچ گاه و هیچ زمان ظلم نمی كند و بدخواه كسی نمی شود و در دل بذر كینه نمی كارد. چنانچه در وجودش كینه و نفرت احساس كرد، دریچه های ورود شیطان را باز گذاشته و یا این كه هنوز وجود خویش را آماده و مهیای بندگی نكرده است. مراقب باشیم دریچه های اطمینان را زمانی می توانیم باز نگه داریم كه از آن ها مطمئن باشیم،‌ در صورت اطمینان نیز باید با خدا عهد ببندیم و برای اطمینان یافتن همیشگی از خداوند طلب كمك كنیم.

مراقب شكستن دل دیگران توسط خودمان باشیم كه جبران آن تقریباً غیر ممكن است. كمی به دیگران و به خود فرصت دهیم و دیگران را با یك برخورد قضاوت نكنیم. باید گذشت كنیم تا گذشت ببینیم. باید در راه عشق تلاش كرد، تا لذت عاشق و معشوق را بچشیم و حجاب ها برایمان برداشته شود. هر قدر خالص تر رهروی كنیم، امتحانات سخت تری در پیش داریم.

معصومین (س) زنده اند و این ما هستیم كه مرده ایم، این اعمال و انتخاب ماست كه تعیین می كند، مرده باقی بمانیم و یا این كه در قالب مرگ زنده شویم. حُر آب را بر امام زمان خویش بست اما امام فرصت داد و او از این فرصت بهره جست و به رستگاری رسید. در واقع حُر مرده ای بود كه با توبه و بهره جستن از فرصت خود زنده و جاوید شد. گاهی گمراهی و گم گشتگی دیگران محل امتحان و آزمایش ماست، در این صورت دعا كنیم كه اگر راه نجاتی است، نجات یابند كه بی شك خداوند فرصت دهنده و بخشنده است. امید به شفاعت این بزرگواران همواره باید در دل و جان ما روشن باشد و این ما هستیم كه می توانیم ثابت كنیم برای ترس از جهنم و رسیدن به بهشت نیست كه ره عشق گزیدیم.

رهروی مولا هیچ گاه ایستایی ندارد، برای رهروی حقیقی، مرگ نیز نمی تواند از ایستایی او بكاهد. مرگ برای رهرو نیز زمینه ای برای خدمتی وسیع تر است. از جمله دعاهای حضرت رسول (ص) بود كه حضرت خدیجه (س) را نیز در سرای باقی به همسری می خواستند و این نشان از پویایی و زندگی جاوید در عالم آخرت دارد. از فرصت باقی مانده تا سیزده رجب و روز ولادت مولا در جهت تمرین در معنای واقعی رهروی بهره ببریم تا ان شاء ا… از جمله دریافت كنندگان رضایت نامه مولا علی (ع) و حضرت زهرا (س) باشیم.

والسلام…

Check Also

بهبود رهرویی با عمل به نكاتی سازنده

بسم ا… الرحمن الرحیم مرور مكرر بر داستان رسیدن بشیر به مدینه و پرسش خانم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »