پذیرش مرگ، اهمیت نیت و نماز، شفاعت، ارزش نهج البلاغه (سوره لقمان)

بسم ا… الرحمن الرحیم

پدر و مادرها حتی بعد از مرگ هم می توانند برای ما دعا كنند و یا این که عاق والدین شویم. یعنی بعد از مرگ هم پدر و مادر می توانند از ما ناراضی شوند یا امثال این ها. یكی از مسائلی كه یك مومن، یك مسلمان خصوصاْ یك شیعه مرتضی علی (ع) باید با آن كنار بیاید و مثل سایر ملزومات زندگی به آن نگاه كند مسئله مرگ است و به بیان دیگر مسئله رفتن از دنیا. یادمان باشد كه پدران، مادران، مادربزرگ ها و پدربزرگ هایمان از این دنیا رخت بربستند و با رفتن آن ها همه چیز تمام نشده است. ما می توانیم در مقابل آن ها مسئول باشیم و بدانیم كه آن ها هم همین توقع را از ما دارند كه آن ها را دعا كنیم و برای آن ها خیرات بفرستیم.

مرگ برای شیعه واقعی شیرین و زیباست. مرگ را برای ما از بچگی مثل هیولا یا یك چیز منفی ترسیم كرده اند ولی وقتی به واقعیت آن برسیم و خصوصاْ اگر رفتارمان و كردارمان را طوری قرار دهیم كه آن رضایت نسبی از اعمال خودمان را حس كنیم آنجاست كه مرگ خودش یك نعمت می شود و شروعی برای زندگی جاوید و دائمی خواهد شد.

یك رهرو هیچ گاه نباید از مرگ بترسد و هیچ زمان نباید واهمه ای از مردن داشته باشد. هر چیزی كه از آن بترسیم، ضعف به حساب می آید. هر گونه ضعف در زندگیمان، تصمیماتمان و رفتارمان اثرات سوء می گذارد ولی اگر قبول و درك خیلی از مقدرات خداوند برایمان علی السویه و جزء واجبات شود، خیلی راحت تر انسان می تواند با زندگی و آینده اش كنار بیاید. واقعیتی كه باید بپذیریم این است كه همه به دستور خداوند به دنیا آمدند و قَدَری برای همه مشخص شده و طول عمری توسط خداوند برای هر تك تك بندگان مقدر شده و هیچ كس نمی تواند یك ثانیه آن را پس و پیش كند.

اگر قرار بود مرگ نباشد باید رسول خدا (ص) نمی مرد، علی (ع) نمی مرد و یا فاطمه زهرا (س) نمی مرد ولی می بینیم كه برخورد مولایمان با مرگ چطور بود. وقتی آن ضربه مهلك ناجوانمردانه به فرق مباركشان خورد تنها جمله ای كه می گویند این است كه ” فُزتُ بِرب الكَعبه “. فرمایشات ائمه دین و رسولمان كه توصیه كردند به مرگ چطور نگاه كنیم را همیشه مدنظر قرار دهیم. باید به مرگ طوری نگاه كنیم كه گویی لحظه ای دیگر نخواهیم بود (از دید پذیرفتن حقانیت فرمان خدا) و به نوعی دیگر این مسئله باعث شود در اعمال و رفتارمان، آن خلق و خوی انسانی و آن كمال بالای انسانی را در نظر بگیریم.

وقتی انسان بی ترس و واهمه ایمان داشته باشد كه خواهد رفت دیگر آن موقع نیازی نیست كه حرص و طمع وجودش را بگیرد، دیگر حق كشی نمی كند، دیگر چشمِ طمع به مال و ناموس كسی نخواهد داشت و از طرف دیگر نباید به خودش اجازه دهد كه به خود بگوید من كه خواهم مرد، پس زندگی چیست و چرا زندگی كنم؟ خود این مسئله معصیت بزرگی است. از طرف دیگر به زندگی باید طوری نگاه كرد كه انگار هزاران سال دیگر زنده هستیم.

وقتی اصل مرگ را به آن صورت پذیرفتیم و از این طرف سعی كردیم تمام روزها، ماه ها و سال های عمر را توشه برداریم و توشه خود را اعمال و كرداری قرار دهیم كه آن طرف در دنیای باقی به دردمان بخورد، مرگ شیرین خواهد شد. در هر حال همه رفتنی هستیم و مهم این است كه چه چیزی با خود می بریم. مغرور به این نباشیم كه می ایستیم دو ركعت نماز می خوانیم، غرور ما را نگیرد كه روزه می گیریم، غرور ما را نگیرد كه نصف شبی بلند شدیم دو ركعت نماز یا زیارتنامه ای خواندیم و یا قرآن تلاوت كردیم.

سعی كنیم در این سوره های مباركه تأمل و تدبر كنیم. این هاست كه ذخیره و در توشه ما خواهد بود و با ما خواهد رفت. این که وقتی گرسنه ای را دیدیم نتوانستیم طاقت بیاوریم. وقتی كسی لباس ندارد و دلمان به درد می آید. حتی شاید نیت كمك به دیگری در دلمان بیاید و شاید نتوانیم كاری كنیم حتی همین نیت كه به دل می آید كه ای كاش داشتم و كاری می كردم هیچ فرقی با اصل عمل نمی كند البته این مسئله باعث نشود كه ما از مسئولیت شانه خالی كنیم. چون در برخی از سوره ها  می بینیم كه هیچ كس نمی تواند خداوند را فریب دهد و با خدا نمی توان بازی كرد. این نباشد كه برای هر چیزی نیت ظاهری كنیم، نظر ما آن نیت واقعی است كه در دل می افتد؛ یعنی ناخودآگاه آن مرام و آن تربیت، این مسئله را در ما به وجود می آورد. دقیقاً نیت در جاهایی می تواند عین خود عمل باشد كه در ذخیره هایمان می رود، چون به خاطر خداست و با خدا معامله شده است.

وقتی خداوند این حیات را به ما داده پس در مقابل آن مسئولیم. حق نداریم بگوییم كاش خدا به من مرگ می داد، بدانیم این گناه است و این یعنی دخالت در مشیت الهی. ما كه هستیم كه از خداوند مرگ می خواهیم؟ از خودمان كه اختیاری نداریم. زندگی ما، بودن و نبودن ما، طول عمر ما، همه و همه به دست خداوندست. پس دخالت در آن به نوعی كفر، نافرمانی، عدم اطاعت از دستورات الهی است.

حُسن پذیرش مرگ این است که می دانیم مرگ حق است و باید برویم و سعی می كنیم هدفمند زندگی می كنیم. حُسن دیگر پذیرش مرگ این است كه ضعف از وجود ما می رود. دیگر مشكلات، بیماری، كمبود، كاستی ها نمی تواند ما را خیلی زود بلغزاند. چون پذیرفتیم آخر هر چیز و آخر این ” من ” چیست.  بالاتر از مرگ كه چیزی نیست. وقتی انسان این موضوع را پذیرفت و هدفمند زندگی كرد دیگر چیزی نمی تواند او را بلغزاند. من كه با آغوش باز آماده رفتن هستم و آماده پذیرش این هستم كه به آن زندگی جاوید و واقعی برسم پس دیگر نمی توانم ضعیف باشم و نمی توانم زود با كوچك ترین مسئله بلغزم و دین، ایمان، مرام و همه چیز را فدای آن كنم.

بالاترین حُسن پذیرش مسئله مرگ این است كه باعث می شود اگر هم در دنیا تلاشی می كنیم، بدین جهت است كه قرب به بارگاه و پیشگاه خداوند نصیبمان گردد. حال چی كار كنم تا امامان، پیغمبرم را از خودم راضی كنم؟ چه كار كنم كه خودم را به خانه مقدس آن ها نزدیك تر كنم؟ چون ادعای رهروی و عاشقی آن ها را دارم. در این مسئله حرص و طمع عیبی ندارد البته نه به قیمت افراط و این که اطرافیاتمان را با رفتارمان اذیت كنیم و یا این که آرامش دیگران را سلب كنیم.

همیشه گفتیم بدون افراط و تفریط هر چیز را در جای خودش قرار دهیم. كار در جای خود، تفریح در جای خود، عزاداری جای خود. با عزای آْل رسول عزا داریم و با شادیشان شاد هستیم. دیگر بالاتر از آن نباید باشیم كه بیاییم همه چیز را فدای یك مورد كنیم كه نتیجتاً اول به روح و روان خودمان آسیب برسانیم و بعد به جسممان آسیب برسانیم. صحبت هم كه می شود می گوییم من به كسی كاری نكردم با خودم كردم. خودت مال خودت نیستی. چنانچه مال و اموالی هم كه در اختیار ماست مال ما نیست و امانتدار آن هستیم. فقط مسئولیم كه آن را در جای خودش استفاده كنیم.

در مقابل حفظ بدن خود مسئول هستیم. در غذا خوردن، نوشیدن و همه این موارد. اگر غذای اضافی می خوری و حرص می زنی مسئول هستی. چون هم به بدنت لطمه می زنی و  هم گنهكار می شوی. زمستان بدنم از سرما می لرزد و می دانم كه اگر ادامه دهم و لباس مناسب نپوشم مریض می شوم و اگر مریض شوم نمی توانم به آن اهداف دینی و مرامی خودم برسم، با دانستن این مسائل اگر بی توجهی كنم گناه كردم. زمانی می توانید به دیگری كمك کنید كه توانایی تان در حدی باشد كه اول بتوانید جوابگوی خودتان باشید. این بدین معناست كه از افراط و تفریط پرهیز كنیم. 

نكته در این جاست كه اگر مومنی از این دنیا برود و اعمال خوبی داشته باشد ما می توانیم مثل یك امامزاده سر خاك آن ها برویم و از او حاجت بخواهیم خصوصاً اولاد آن مومن، می توانند از او بخواهند كه آن روح برایشان دعا كند. آن روح را شفیع خود قرار دهند واسطه بین خودشان و خدای خودشان و ائمه معصومین قرار دهند. چه شبی بهتر از شب جمعه كه برایشان قرآن بخوانیم. رفتن به قبرستان و گورستان یادمان می آورد كه ما هم باید اینجا بیاییم. یك تذكر بسیار عالی است كه در دین ما به وضوح به این مسئله اشاره شده است.

فراموشی در جاهایی نعمت است. كسی كه عزیزش می میرد و پدر یا مادر یا برادر و یا خواهرش  از این دنیا كه می روند، بارها دیدیم كه تا آن جنازه دفن نشده حرارت ها خیلی بالاست. خداوند ارحم الراحمین باز این لطف را در حق بندگانش كرده كه آن خاك، آن قبر و آن آرامگاه را مایه آرامش اطرافیان آن فرد قرار داده است. همین مسئله را حتی در زیارت امامزادگان می بینیم. ببینید چقدر آرزومند و حریص می رویم و چقدر صحبت ها و مسائل در دلمان هست ولی وقتی رسیدیم و حاجت هایمان را گفتیم یك آرامش و یك سبكی خاصی وجودمان را می گیرد. پس یاد بگیریم مرگ حق است. در كنار این حق، خودمان را در آن دو جهت همیشه نگه داریم.

اعمال، رفتار و همه چیز را آن گونه قرار دهیم كه مورد نظر خداوند و ائمه معصومین باشد؛ یعنی طوری عمل كنیم تا هر كدام از ائمه با رغبت از ما شفاعت كنند. در زندگی هیچ گاه برای خود زمان قائل نشویم و اجازه دخالت در مشیت الهی را به خود ندهیم. زندگی را زیبا نگاه كنیم نه با وابستگی به مال، به اولاد و نه به اطرافیان بلكه با حس مسئولیت. فقط با این نگاه كه مسئولیم. با خود بگوییم كه من به دنیا آمدم و به این سن رسیدم و در قبال این زندگی كه خدا به من عطا كرده و نمی دانم تا كی ادامه دارد مسئولم و این مسئولیت را باید درست انجام دهم و به سر منزل برسانم.

ان شاء ا… كه طبق فرمایش آقا امیر المومنین علی (ع) در مورد زندگی دو دنیا فكر كنیم و توشه ای برداریم كه مورد قبول خداوند متعال باشد. روزهای پنجشنبه سعی كنیم از كارهای دیگر صرف نظر كنیم تا این كه بتوانیم در آیات زیبای خداوندی تفكر كنیم و برای اموات طلب مغفرت نماییم. این سوره پند و اندرزی است از زبان پیامبری مثل حضرت لقمان كه به فرزندش گفته می شود ولی از طرف دیگر ما فقط به این دید نگاه نكنیم. با این دید نگاه كنیم كه اگر مورد تأیید نبود خداوند آن را به حضرت رسول  (ص) نازل نمی فرمود، پس یعنی درسی است برای ما، تمام ادوار و تمامی مخلوقات كه بعد از ایشان به دنیا آمده و خواهند آمد.

در سوره لقمان اشاره به مقام پدر و مادر شده است. صحبت این شد كه حتی دعای پدری كه از دنیا رفته است تا چه حد می تواند موثر باشد. بارها گفتیم در مقابل پدر و مادر تنها در مسائل دینی و اعتقادی می توانیم مخالف باشیم و در سایر موارد باید گوش به فرمان و مطیع باشیم و صدا بلند نكنیم تا عاق والدین نشویم.

بهترین نوع پند و اندرز و تكامل یافته ترین پند، عمل آدمی است كه انسان به عملش به دیگران پند دهد. چنانچه امام صادق (ع) می فرمایند: (دعوت كنید مردم را نه به زبانتان بلكه به عملتان) و اكثراً ائمه این مسئله را به صورت های مختلف بیان كرده اند.

یكی از مسائل بسیار مهم و ارزنده كه در این سوره به آن اشاره شدهاست، مسئله عروة الوثقی است. صد و بیست و چهار هزار پیغمبر منهای حضرت رسول(ص)، جملگی در پوشش مولا امیرالمومنین علی (ع) هستند و باز هم پیغمبرمان در آنجا مثل این دنیا امیرالمومنین علی (ع) را نائب خودشان قرار داده اند. این مسئله نشان دهنده مقام بسیار بالای آقا امیرالمومنین (ع) و اولادشان است. خوش به سعادت كسی كه بتواند روز به روز خودش را به این خاندان نزدیك كند و این تقرب به دست نمی آید مگر با عشق، علاقه، صداقتمان و اعمالی كه منطبق با دستورات مولای متقیان انجام می دهیم كه دستورات ایشان، گفته ها و نوشته هایشان در كتاب ارزشمند نهج البلاغه، همه با قرآن مطابقت دارد و بی جهت نیست كه می گوییم علی (ع) قرآن ناطق است، علی (ع) تفسیر قرآن است، علی (ع) معنی قرآن است.

صبر داشتن در هر مسئله ای تأكید شده است و ارزش خود را نشان داده است. نماز می تواند بندگان خدا را از خیلی از پلیدی ها، زشتی ها، بدی ها و… انسان را بیمه و نگهداری كند. چون نماز ستون دین است و جایی است كه ما با خدا صحبت می كنیم. در قرآن خداوند با بندگانش صحبت می كند ولی وقتی به نماز می ایستیم، این ما هستیم كه با خداوند صحبت می كنیم. در نماز سعی كنیم شرایط صحبت با خدا را در خود ایجاد كنیم.

به طور مثال كارمندی كه می خواهد به اتاق رئیس اداره وارد شود پشت در اتاق رئیس كمی خود را جمع و جور می كند و از لحاظ شكل ظاهری، طرز بیان، گفتار، ایستادن، نشستن و… مراقب رفتارش است. یا مثلاً در خانواده كسی كه می خواهد میهمانی رود یا پیش بزرگ خاندان خانواده برود چه شرایطی را در خود می آورد؟ چقدر سعی می كنیم رفتار، كردار، پوشش مان را مودبانه و محترمانه تر كنیم. با همین قیاس بیاییم در مسئله نماز و این که وقتی وضو می گیریم و آماده می شویم تا بایستیم و با خداوند حرف بزنیم این جا دیگر هیچ رئیسی و هیچ مقامی به آن مقام نمی تواند برسد. چون او بالاترین است، او یگانه است، قادر مطلق، خالق یكتا، می خواهیم جلوی احد یكتا به نماز بایستیم.

صابر بودن در نماز بسیار مهم است و این که سعی كنیم در هر شرایطی اطاعت همیشگی خود را بر هم نزنیم، سعی كنیم كلمات را با صبر و تأنی و با نهایت ادب ادا كنیم و این که بدانیم با چه قدرتی داریم حرف می زنیم و چطور باید بایستیم و چطور باید فكر كنیم و این که صرفاً رفع تكلیف نباشد و نهایت عشق و اوج خواستن و محبت را در نماز خود بیاوریم. همه این ها را باید صبورانه در پیشگاهش بیاوریم.

از بعد دیگر در هر شرایطی مریضی، رنج و سختی و مشكلات مختلف نگوییم، نماز نمی خوانم. بایستیم و فرمان خدا را اجرا كنیم كه اولین دستور برپاداشتن نماز است. الگوی ما حضرت امیرالمومنین علی (ع) این مسئله را به ما نشان می دهند. با توجه به این که آگاه بودند اگر به مسجد بروند شهید خواهند شد ولی برای نماز به مسجد می روند و در مسجد و در هنگام خواندن نماز فرق مباركشان شكافته می شود و یا آقا اباعبدا… الحسین (ع) كه در اوج نبرد و با وجود لشگر كفر، موقع نماز ظهر، نمازشان را می خوانند. این استفاده كردن از فرصت هاست و درسی است كه به ما داده می شود كه نگوییم امروز را نمی خوانم چون می خواهم به طور مثال عروسی بروم و فردا می خوانم و یا این که اگر نماز بخوانم لباسم به هم می ریزد؛ یعنی به خاطر عروسی رفتن و امثال این ها بیاییم و آن اطاعت همیشگی خود را به هم بزنیم. این بدین معناست كه در هر شرایطی و در هر وضع و مكانی می توانیم بر این مسئله صابر باشیم و بایستیم و ادای وظیفه كنیم.

در تفسیر سوره ها توقع می رود از شكل معنی كردن خارج شوید و به دنبال كلیدهایی باشیم كه سوره مباركه به آن اشاره می كند. كم كم باید یاد بگیریم كه خودمان دیدگاهمان را بیان كنیم. این مسئله هم در وقت و هم در نتیجه گیری ها به ما كمك می كند. امكان دارد در آیه هایی برداشت های متفاوتی داشته باشیم. این دیدگاه هاست كه می تواند به ما درس دهد و چیزهایی یاد می دهد كه ماندگار است و دیگر نیازی نیست كه هر لحظه رجوع كنیم.

چیزهایی را بگوییم كه از دل ما بیرون می آید و اگر آن نقطه نظرات جمع آوری و گفته شده و روی آن بحث شود، این نكات روی دل و قلب ما حك می شود و هر موقع سوره لقمان نامش بیاید آن ها در وجودمان و در مغزمان تداعی می شود. نه فقط برای تداعی شدن بلكه در زندگی اگر به مسائلی برخورد كردیم خیلی راحت این سوره ها می توانند به كمك ما بیایند كه در فلان سوره مباركه خداوند در مورد این مسئله چنین فرمانی را داده است. ای رهرو موانع را از سر راهت بردار، خودت را غرق در این عشق (عشق معنوی) كن، خودت را به این مسیر بسپار كه تا هستی، باید در این راه قدم برداری.

ماه محرم و صفر از سنگین ترین ماه ها برای خاندان رسول و دوست داران این خاندان است و باید خیلی مواظبت كرد. این ماه از جمله ماه هایست كه شیطان می تواند ما را از مسیر و این عشق و علاقه دور كند. ما خیلی باید خودمان را آماده تر نگه داریم و هر لحظه و هر ساعتش را باید مراقبت كرد. مبارزه با نفس در این ماه باید بیشتر باشد كه مبادا زحمات ده ماه از سال را در این ماه خراب كنیم و خوش به حال آن عزیزی كه در این ماه هم بتواند صبورانه و با مقاومت و با یك تصمیم جدی بایستد و راهش را كه راه بندگی خداست ادامه دهد. ان شاءا… خدا هم كمك كند كه راه بندگی، راه عبادت و راه انسانیت برایمان مشخص باشد و بتوانیم خود را به آن مقام اشرف مخلوقات برسانیم و بیش از پیش به خداوند نزدیك تر شویم. والسلام….

Check Also

تفسیر سوره دهر

بسم ا… الرحمن الرحیم خاندان عترت رسول از یک نور واحد هستند که هر کدام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »