کاروان کربلا،منتظر واقعی، نماز 23-05-99

بسم ا… الرحمن الرحیم

روزهای حرکت کاروان آقا اباعبدا… (ع) از مکه به کربلاست. روزهایی که هر یک از ما به عنوان رهرو مولا باید بسنجیم که طبق عملکردهای خود، آیا به کاروان رسیدیم و آیا دل و ورح خود را همسو و همنوا با آنان کردیم یا نه؟ همیشه گفتیم کربلا تابلوی تمام نمایی از چگونه زیستن و چگونه بندگی کردن برای ماست. حال با خود بیاندیشیم که آیا به قدر کافی از درس های آن در جهت بهبود زندگی و کیفیت بندگی خود بهره بردیم که بخواهیم مدعی انتظار فرج باشیم؟ بی گمان درمان همه دردها و التیام دهنده زخم های عالم، ظهور منجی عالم بشریت است اما خوب است بدانیم که برای منتظر بودن باید از مسیر کربلا عبور کنیم و درس های آن را در لحظه لحظه زندگی خود پیاده کنیم تا شایستگیِ منتظر واقعی نامیده شدن را داشته باشیم.

فرمایش گوهر بار آقا امام زمان (عج) است که می فرمایند: “ما اهل بیت هر جا به سختی برسیم از عمه مان حضرت زینب (س) مدد می گیریم. مگر نه اینکه حضرت زینب (س) فرمانده سپاه آقا امام حسین (ع) در هنگام شهادت برادر بزرگوارشان و حرکت کاروان اُسرا از کربلا تا شام بود. مگر نه اینکه زنده نگه داشته شدن کربلا تماماً منوط به ایستادگی و صبر حضرت زینب (س) بود؛ پس باید برای منتظر واقعی شدن، از بانوی کربلا رضایت نامه عشق داشت. می شود با شناخت از کربلا و کربلایی زیستن در صف یاران ناب حضرت مهدی (عج) ایستاد و در عالم آخرت زمانی که اندوخته هایمان را بررسی می کنند، از اهل بیت رسول خدا بخواهیم که ما را شفاعت کنند و به خدا عرضه کنند او از ماست.

وقت نماز بهترین فرصت برای دریافتِ شایستگی، جهت قرار گرفتن در کاروان آقا اباعبدا… (ع) است. می شود هر بار با خواندن نمازی زیبا و قوی تر، از خود بنده ای لایق ساخت. هدف از برپایی واقعه عاشورا چیزی جز زنده نگه داشتن دین خدا و اقامه نماز که ستون دین است، نبوده است. پس باید در کنار عشق، همت و اراده کرد تا مطابق با دعای زیبای حضرت رسول (ص) عافیت و عاقبت در دو عالم نصیبمان شود. دقت کنیم منظور از عافیت تنها سلامتی جسم نیست بلکه زندگی سالم داشتن از هر جهت و محتاج خلق نبودن را مدنظر قرار می دهد.

همه نعمات آفریده شده تا انسان ها بهره ببرند اما اگر حضرت علی (ع) خطاب به دخترشان حضرت ام کلثوم (س) می فرمایند: “تاکنون دیده ای پدرت با دو خورش افطار کند؟” به این دلیل است که ایشان امیرِ دین اسلام بودند و چنین امیر و فرمانده ای بی شک غوط غذایش با ضعیف ترین انسانِ امت پیغمبرش برابر است تا همیشه حال گرسنگان و درماندگان را بداند. مولای ما همان بزرگ مردی بود که اگر چه امیر و سرور عالمیان بود اما در گرمای طاقت فرسای عربستان درخت نخل می کاشتند و کشاورزی می کردند تا نیازمندان گرسنه نمانند.

آفریدگار بخشنده ما به همه اهل زمین فرمودند: “بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید و به یاد درماندگان باشید”. هم چون پروردگار خود بخشنده باشیم، صله رحم کنیم و از نعمت هایی که در اختیار داریم به دیگران ببخشیم، قدری گذشت کنیم و علاوه بر دیگران، خود را نیز ببخشیم. پایبندی به مسائل اخلاقی، تعهدات، نماز و خلوص برگرفته از قلب انسان ها همگی در مرتبه بندگی ما مؤثر است. اینکه بدانیم ظلم نکنیم و به دیگران اجازه ندهیم به ما ظلم کنند و اینکه کینه در دل راه ندهیم و لغزش و اشتباه دیگران را ببخشیم و اینکه در لحظه قدرت تشخیص داشته باشیم و اولویت را قبل از خویش به امر الهی دهیم، از نشانه های بارز رهرویی ماست. مولای ما نیز همیشه اولویتشان دستور خدا و فرامین کلام الهی بود. بی تردید اگر مولا اولویتشان را در جنگ با عمروعاص خشم الهی قرار نمی دادند، هرگز عمروعاص فرصت نمی یافت تا فرار کند و با مکر و نیرنگِ خود در دین خدا خِلل ایجاد کند.

چنانچه بتوانیم خود را به گونه ای رشد دهیم که روش ائمه و معصومین را زندگی کنیم نه تنها دین گریزی اتفاق نمی افتد بلکه محبوبیتِ دین اسلام به قدری بالا می رود که افراد مشتاقانه به سمت مسلمان شدن و آموختن از دین پیش می روند. خداوند هرگز نخواسته تا انسان ها به اجبار دین را بپذیرند، چنان که در قرآن می فرماید: (لا اِکراهَ فی الدّین). بنابراین معصومین نیز هرگز انسانی را وادار به پذیرش دین خدا نکردند؛ خواه با شمشیر، خواه با خشونت و جبر. ماندگاری دین در گرو شناخت و آگاهی ماست و نه در گرو تعصب کورکورانه ما. خدای بی نیاز و معصومین بزرگوار نیازی به شیعه شدن ما انسان ها ندارند، این ما هستیم که با پیوستن به برگزیدگان خدا و شناخت قوانین الهی می توانیم حد کمال انسانیت را طی کنیم.

خداوند دوست دارد بندگانش علاوه بر ایمان آوردن، بدانند که چگونه از نعمات الهی بهره ببرند:

-یعنی بدانند که خداوند زیبایی را دوست دارد پس به حد تعادل زیبا بپوشند و همواره آراسته و پاکیزه باشند.

-یعنی بدانند که خداوند بندگان امانتدار را دوست دارد پس با خوردن و آشامیدن صحیح، به خود و سلامت جسم و روان خود اهمیت دهند.

-یعنی بدانند خداوند دوست دارد بندگانش از شناخت، آگاهی و علم روز برخوردار باشند.

-یعنی بدانند خداوند دوست دارد بندگانش شاد و امیدوار باشند و به دیگران شادی و امید ببخشند.

پس بیاموزیم که در اسلام آوردن به همان میزان که باطن و درونیات انسان مهم است، ظاهر او نیز حائز اهمیت است. کمی تلاش کنیم و علاوه بر تکالیف الهی بر تکالیف رهرویی خود پایبند باشیم تا زمان سفر از این سرا به سرای ابدی آسوده و با خاطری مطمئن، بال بگشاییم که توانستیم در این دنیا هم عاشق باشیم و هم انسان.

خداوند کریم و بخشنده است اما وقتی در عالم برزخ می خواهد به حساب بنده اش برسد، ابتدا نماز او را ارزیابی می کند که اگر اهل نماز باشد سایر خوبی هایش را بپذیرد و اگر نه هیچ یک از آن ها را نخواهد پذیرفت. وقتی نمی خواهیم ابتدایی ترین و اصلی ترین اَمر الهی که ادای نماز است را انجام دهیم، چگونه می توانیم خود را رهرو و شیعه مولا بدانیم؟! پس قدری تلاشگر باشیم و از غفلت ها خصوصاً غفلت در نماز صبح بپرهیزیم که هر آنچه خیر، آرامش و اعتبار است در زمان سحر و وقت نماز صبح است و بس.

اگر ادعای عاشقی بر خاندان رسول خدا را داریم باید اهل بخشش نیز باشیم و زحمات گرانمایه خویش در راه مولا را به بهای ناچیزِ کینه توزی و دل شکستن به هدر ندهیم. عشق بسته به قدرت جسم، سن و جنسیت انسان ها نیست، معشوق عاشقانش را مدام محک میزند و آنان را غربال می کند. عشق حضرت رقیه (س) را در نظر بگیریم. او کودکی سه ساله و مصیبت دیده بود اما سختی، گرسنگی، تشنگی و ضربات تازیانه نتوانست از عشق او کم کند و او را محتاج لقمه حرامی از دشمن کند. عشق به انسان صبر و آرامش می بخشد. عشق به انسان قدرت و توانایی می بخشد. عشق بر اراده انسان می افزاید و او را در مسیر صحیح قرار می دهد. پس با نوشیدن جرعه های عشق از سرچشمه پاک نماز، بر عشق و حُب خود بیفزاییم تا مشمول دعای رسول خدا (ص) شویم؛ یعنی به عافیت و عاقبت بخیری برسیم و رستگار شویم. والسلام….

Check Also

درس از کربلا 2

بسم ا… الرحمن الرحیم اولین گام برای هر انسان عاشقی كه ادعای عشق می كند، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *