“چگونه زندگی کردن، پایان سال98 – 98/12/01

بسم ا… الرحمن الرحیم

همه ما با جملاتی همچون زندگی کردن و جملات منفی مانند این چگونه زندگی است؟؟ و یا این که دیگران بهتر از ما زندگی می کنند، آشنا هستیم.

اما آیا هیچگاه به این اندیشیده ایم که از زندگی چه می خواهیم؟ و برای بهتر زندگی کردن چه کرده ایم؟

و آیا به انتخاب ها و تصمیماتی که گرفتیم و نتایجی که از آن حاصل کرده ایم، اندیشیده ایم؟

آیا برداشت خود را از زندگی می دانیم؟ و اهدافی برای ادامه زندگی تعیین کرده ایم؟

و آیا در این راستا از توانمندی های خود آگاه شده و بهره جسته ایم؟

متأسفانه اکثر ما با زندگی شخصی خود بیگانه ایم و براساس تقلیدها و الگوگیری روزمره یا بر حسب احساسات و آرزوها به زندگی پرداختیم.

متأسفانه در بسیاری مواقع ناسپاس و شاکی هستیم و هرگز به حکمت پیش آمدها و پیش نیامدها فکر نمی کنیم و مدام به درگاه الهی گله مندیم؛ غافل از این که به عنوان یک انسان و یک رهرو باید خدا را به خاطر خودِ خدا بخواهیم و از او تنها او را طلب کنیم. بی توجه به نعمات و محبت های خدا هستیم و از شکرگزاری او غافل. کمتر پیش آمده انسانی صرف نظر از دعا برای زندگی روزانه خود و دیگری، تنها به شکرگزاری و سپاس از آن یگانه بی همتا پرداخته باشد.

دقت کنیم کافیست کوچک ترین ناملایمتی در زندگی ما آشکار شود، آن وقت است که طلبکارانه و شاکی به پیشگاه الهی روی می آوریم و آنچه را نباید بیان می کنیم. انسان منطقی و فهیم قبل از آن که پروردگار خود را برای چگونه زندگی کردنش محاکمه کند، از خود شروع می کند و زندگی را برآیندی از مجموعِ شناخت و توانمندی، مقاومت خود می داند.

اکثر افرادی که علیرغم هوش و استعداد ذاتی، به افسردگی و ناامیدی در زندگی رسیده اند، بی تردید بسیار در گذشته زندگی می کنند و در گذشته زیستن جز نابودیِ آینده را در پی نخواهد داشت؛ چرا که گذشته برای آنان کینه، انتقام و حسرت بار آورده و او را به فردی بدبین و دارای خودآزاری افراطی تبدیل کرده است. در بسیاری موارد به جای آن که از گذشته درس بگیریم و در آینده در جهت بهتری از آن استفاده کنیم، متمرکز به گذشته می شویم و به خاطر اشتباه دیگران در پاسخ به خوبی خود، خود را تنبیه می کنیم و از شادی، خنده و امید دور می شویم و خود را در خود حبس می کنیم. گذشته و اشتباهات و انتخاب غلط در آن را باید با خود تسویه کرد و از مقصر شمردنِ دائم دیگری اجتناب کرد. اینکه دیگران را مقصر بدانیم نتیجه ای جز خود فراموشی و انزوا طلبی و انواع وسواس را در پی نخواهد داشت.

مجموع خود آزاری هایی که از تمرکز کردن در گذشته ایجاد می شود، ظلم و آسیب رساندن های درونی و بیرونی به خود اوست. گذشته هر انسانی سراسر تجربه، عبرت و پند است. تجربه از روزهایی که منجر به شکست شدیم اما در شکست نماندیم و از آن درس و پندها را خارج کردیم و به کار بستیم. تجزیه و تحلیل گذشته هرکس منحصر به خود اوست. خود را با دیگران، تجربیات، شکست ها و دستاوردهایشان مقایسه نکنیم و در بررسی گذشته خود به زندگی خود و خصوصیات فردی، اخلاقی و شخصی خویش توجه کنیم. تک به تک انسان ها متفاوتند حتی اگر به لحاظ ژنتیکی به یکدیگر نزدیک باشند یا به عبارتی در یک خانواده باشند، باز هم از نظر خصوصیات اخلاقی، رفتاری و دیدگاهی با یکدیگر متفاوت خواهند بود.

سفر به درون مهم ترین و اصلی ترین راه برای شناخت از خود و خصوصیات آشکار و نهفته خود است. اغلبِ انسان ها دانسته یا نادانسته از مسیر خودشناسی کنار می کشند و مکرراً مسیر انتخابی و اشتباه خود را ادامه می دهند. از خدا برای اندک کار نیکی توقعات بالایی داریم. عادت کردیم به مقصر کردن دیگران در شکست هایی که خود مسبب آن بودیم. اگر قبل از مقصر شمردن دیگران با کمی تأمل به خود و کاستی درونمان بپردازیم، بی شک به رشد و تعالی خواهیم رسید.

خداوند به همه ما نعمت حیات داده و از ما خواسته تا از آن بهره بگیریم، حال با زندگی در گذشته یا صرفاً زیستن در آینده با امیدهای واهی می شود از این نعمت بزرگ بهره جست؟ در آینده زندگی کردن، ای کاش ها و ای کاش ها، حسرت ها و حسرت ها، یأس و ناامیدی را سبب می شوند. بدیهی است که هر رفتاری با تکرار در ما عادت ها را شکل می دهد. مقصر کردن دیگران از جمله عاداتی است که سینه به سینه و نسل به نسل به ما رسیده است اما ما با آگاهی و مدیریت می توانیم این عادت را از بین برده و تبدیل به خودسازی کنیم.

برای فتح قله موفقیت تنها به چند عمل و چند رشته محدود نکنیم. درون هر یک از ما سرشار از استعدادهایست که می توان با استفاده از آن ها به موفقیت منحصر به فرد خود دست یافت. شرایط، موقعیت و توانایی انسان ها در رسیدن به پیروزی متفاوت است، پس خود را با موقعیت های دیگران و قیاس آن با خود، آزار ندهیم.

انسانی که از خود شناخت حاصل نکند و توانمندی های خود را نشناسد، بی شک نمی تواند نقاط مثبتش را تقویت و نقاط منفی و ضعفش را مدیریت کند. در موفقیت ها اگر تنها به ابعاد مالی نگاه کنیم هرگز به خواسته مان دست نمی یابیم و یا اگر ثروت و مکنتی به دست آوردیم، نمی توانیم در زندگی مورد استفاده قرار دهیم؛ چرا که با زیبا زیستن و چگونه زندگی کردن بیگانه ایم. افرادی که گذشته را رها نمی کنند تا در حال زندگی کنند، بیشترین ضربات روانی و جسمانی را بر خود وارد می کنند. چنین فردی برای زندگی هدف و برنامه تعیین شده ای ندارد و با اینکه به خداوند ایمان دارد اما ایمانش را باور ندارد.

همیشه گفتیم خداوند از هرکس به اندازه وسع او تکلیف می طلبد اما مشکل از آنجایی شروع می شود که ما با وسع و توانایی خود آشنا نیستیم. به جای مقصر کردن دیگران در شکست هایمان و جستجو در زندگی آنان کمی در خود بگردیم تا در خود گم نشویم و به چرا چرا کردن نرسیم. چنانچه به خداترسی و فانی بودن دنیا فکر کنیم و به شیوه صحیح آن را پیاده کنیم حتماً به آنجایی خواهیم رسید که بدانیم از کجا آمدیم و آمدنمان برای چه بوده است؟

ترس از مرگ باید در ما از بین برود تا بتوانیم زندگی کنیم، نباید نشست تا مرگ بیاید و ما را با خود ببرد، باید زندگی کرد و از آن بهره مند شد. خداوند فرمود: از تو حرکت و از من برکت. این بدان معنا نیست که بیهوده، پوچ و بی هدف حرکت کرد و از خداوند طلب برکت کرد. از سطحی نگری دوری کنیم و افکار و اندیشه مان را پرورش دهیم.

تأکید و توصیه پیامبران و ائمه معصومین (س) است که تا به خودشناسی نرسیم، هرگز به خداشناسی نخواهیم رسید. باور اشتباه بیشتر ما این است که خداوند کسی است که می تواند برای ما روزی و نعمت آن چنان که ما دوست داریم نازل کند، در حالی که خداوند را باید به عنوان بزرگ ترین حامی و تکیه گاه و بهترین دوست، یار و همراه شناخت تا به راحتی به پرورش توانمندی ها و رشد درونیات پرداخت.

توانای های خود را باور کنیم و علت عدم موفقیت هایمان را بشناسیم. واقع گرا باشیم و از رویایی زندگی کردن، دوری کنیم تا لذت بردن از آنچه داریم را از دست ندهیم. افراد دیگر را که معلوم نیست با چه شرایط صحیح و ناصحیحی به موفقیت رسیده اند را نه الگوی گِله قرار دهیم و نه الگوی امید و آرزو. همه داشته های انسان ها در نهاد آن هاست، کافیست بشناسیم و از بالقوه ها بالفعل بسازیم. فکر و قدرت جسمانی در سالیان طولانی از عمر ما، ثروت و دارایی است.

در آستانه سال جدید و تغییر و تحول در طبیعت هستیم، از خداوند أحسن احوال را بخواهیم. احوالی که آن را بشناسیم و بر احوال خود واقف باشیم و بدانیم منظورمان از أحسن چیست. درخواست های ما از خداوند باید واضح، روشن، عاقلانه و منطبق با احوالاتمان باشد. خواسته و دعایی که در نهایت در آن منتظر معجزه و وقوع یک شرایط ویژه هستیم هرگز محقق نمی شود. چنانچه خواهان رفاه و آسایش هستیم باید ابتدا بدانیم که مرزبندی های خداوند در حلال و حرام را قبول داریم یا نه؟ اگر قبول داریم دیگر به دنبال هر کاری برای ایجاد رفاه نیستیم.

گفتیم ثروت همیشه پول نیست. سلامتی و ایمان راسخ سرمایه بالای انسان هاست. تصور کنید فردی بیماری تومور یا غده سرطانی داشته باشد، اگر این فرد میلیاردها پول داشته باشد تا از این بیماری رهایی یابد، نخواهد توانست. خداوند حاضر و ناظر بر ماست و اوست که علیم و داناست. او پیش از هر کس می داند چه چیز به صلاح و خیر ماست پس به او اعتماد کنیم و نباشیم از جمله افرادی که خیر خود را با خیر دیگری مقایسه می کند و توفیقات خداوند در حق خودش را فراموش می کنند.

زندگی در پول داشتن و هزینه کردن های مکرر خلاصه نشده است. ائمه ما الگوی ساده زیستی و بهره گیری کامل از زندگی هستند، پس قوانین خداوند را بشناسیم و مطابق با شرایط و موقعیت خود زندگی کنیم. همانند خدمت به خلق که از بالاترین عبادات است، کسب روزی حلال نیز از برترین عبادات است. فرموده مولا امیرالمومنین (ع) است که بدون معاش، ایمان ثمر نمی دهد.

مبادا با افسوس خوردن ها و حسرت در دل کاشتن ها، پرونده عمرمان را ببندیم و از نعمتِ حیاتمان بهره مند نشویم. با شناخت از زندگی از حرص و طمع در امان خواهیم بود و از خودآزاری های ناشی از حسرت ها به دور خواهیم شد. فرمایش آقا امام جواد(ع) است که می فرمایند: اگر به آنچه خواستی نرسیدی، افسوس مخور و شاکر باش به آنچه هستی و می توانی از این پس باشی. والسلام….

Check Also

یادکردن اموات، عظمت حضرت زهرا(س)، تراز سالیانه اعمال

بسم ا… الرحمن الرحیم به نام خدایی كه در كمتر از آنی و اشاره ای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »