ناامیدی روزنه نفوذ شیطان، درس های کربلا 95.07.01

بسم ا… الرحمن الرحیم

روزهای پایانی ماه ذیحجه است، ماه محرم و عزای آقا امام حسین (ع) در راه است. آنانی که حق را شناختند و برای احقاق آن حج خویش را نیمه تمام رها کردند و عازم صحرای نینوا شدند. آنانی که دشمنانشان را مردمی تشکیل می دادند که صدای زر و سیم، گوش های حق شناسشان را کر کرده بود و در پی مردم، قاضی ای از وعده های عبیدا… چنان سرمست شده بود که حکم بر اِرتداد پسر رسول خدا (ص) داد؛ اما هزار و چهارصد سال است که در مقابل صدا و رنگ دلربای سکه ها، صدای حق است که ماندگار است.

دنیا و زندگی همواره پر فراز و نشیب بوده و هست، اما اگر ما انسان ها یاد بگیریم در مقابل سختی ها سرسپرده باشیم، و خود و اموراتمان را در حیطه ی امن رضای پروردگار قرار دهیم، روزنه های ورود شیطان را خواهیم بست. یکی از روزنه های ظاهراً ناچیز اما بسیار مهم که اکثر انسان ها را مورد تاخت و تاز شیطان قرار می دهد، ناامیدی است اما در سویی دیگر امید، بهترین وجه زندگی است که با خود آرامش مغزی، روحی و جسمی را برای انسان به ارمغان می آورد. یأس و ناامیدی بسیار ویرانگر است.

بزرگ ترین سدهای دنیا چنانچه در یک گوشه ی آن ضعف ساختاری وجود داشته باشد، هر چند در نظر عام بسیار با صلابت و بی نقص به نظر بیاید، در برابر جریان شدید آب در هم می شکند و فرو می ریزد. انسان نیز در ساختار خلقتی اش مشابه سد است؛ سدی که مواد ساختاری اش، روحی است که از یگانه قدرت بی همتا در انسان دمیده شده، بدین وسیله صاحب قدرت فکر و اندیشه گردیده و لقب اشرف مخلوقات را به خود گرفته است، خداوندی که فرشتگان معصوم و دائم الذکر خود را امر به سجده در مقابل انسان کرده است.

از ابتدای خلقت علیرغم همه توصیه هایی که به حضرت آدم (ع) شد، شیطان از طریق همین ضعف لحظه ای بر ایشان ورود یافت و ایشان را مورد هدف قرار داد، اکنون نیز با وجود گذشت میلیون ها سال، انسان ها در بند و قربانی همین نقطه ضعف یعنی ناامیدی اند. هر چند پس از ماجرای حضرت آدم (ع) شکل و شمایل خلقت تغییر کرد و در پی این تغییر، پیامبران بسیاری برای هدایت انسان ها مبعوث شدند اما هم چنان انسان ها از طریق نقطه ناامیدی مورد هجوم شیطان قرار می گیرند. ناامیدی همانند بسیاری از ضعف های دیگر نشأت گرفته از عدم باور و یقین یا همان عدم اعتماد به نفس است. اعتماد به نفسی که سستی و یا عدمش بی شک موجب فنا و زوال انسان هاست.

بارها و بارها گفتیم حرکت آقا اباعبدا… (ع) از مکه تا نینوا، از عاشورا تا اربعین و مدیریت و رهبری خانم حضرت زینب (س) بعد از ظهر عاشورا را مجموعه ای از کُنش، واکنش و رفتارهایی تشکیل داده که امروزه در قالب کتاب های روان شناسی و جامعه شناسی برای بهبود زندگی و ترقی انسان ها ارائه می شود.

کاروان آقا امام حسین (ع) از ابتدای حرکت دارای هدف بودند و برای رسیدن به این هدف، همه ی داشته های با ارزش خویش را بخشیدند و ذره ای ناامیدی را به خود راه ندادند. در طول حرکت کاروان و در نقطه های عطف سفر که آب را بر سپاه اسلام بستند و در جنگی نابرابر، راهِ پیشروی بر امام و یارانش بسته شد، هرگز نامی از شکست، یأس و ناامیدی شنیده نشد.

در مقابل سپاه تا دندان مسلح دشمن و تعداد بی شمار لشگر یزیدیان، انسان هایی قرار داشتند که علیرغم تعداد کم و سلاح اندک از قدرت ایمان و باوری برخوردار بودند که تشنه و گرسنه به تلاوت قرآنی پرداختند که کروبیان به تماشای آنان ایستادند. یاران آقا امام حسین (ع) را افرادی تشکیل می دادند که با وجود همه سختی ها و دیدن لبان تشنه ی فرزندانشان عبادات خویش را ترک نکرده و از توسل به قرآن دریغ نکردند. حال آن که شأن و منزلت قرآن برای ما تنها متبرک ساختن سفره هفت سین و قرائت کوتاهی از آن در مجالس ترحیم و یادبود گذشتگان است.

در حین سر زدن آقا امام حسین (ع) به خیمه ها در شب عاشورا و در حالی که فرشتگان از صدای قرآنِ سربازانِ حق سرمست و بهت زده بودند، آقا امام حسین (ع) از برادر و سردار سپاهشان خواهش می کنند تا در روز عاشورا در رویارویی با دشمن به کشتن تعداد کمی از افراد دشمن بسنده کنند، چرا که زنان و فرزندانمان پس از ما در دستان دشمن اسیر خواهند شد، مبادا دشمن با تحمیل فشار بیشتر بر زنان و فرزندانمان سعی در انتقام کشته های خود داشته باشد. آقا اباالفضل (ع) نیز که سالیان سال در انتظار دستور برادر خویش بودند، از فرط غیرت، رخسارشان برافروخته شده و در مقابل امر امام خویش سر تسلیم فرود می آورند.

در وصف نجابت و ادب آقا اباالفضل (ع) پیش تر گفتیم؛ آقا اباالفضل (ع) با وجود این که فرزند آقا امیرالمومنین (ع) بودند و مادرشان در قید حیات بودند، هرگز قدمی جلوتر از فرزندان حضرت زهرا (س) بر نداشتند و خواسته ای را پیش تر از آن بزرگواران بیان نکردند. ایشان در صورتی که همانند بسیاری از پادشاهان و شاهزادگان می توانستند در ورطه قدرت قرار گیرند، هرگز از اطاعت امر امام زمان خویش که همانا برادرشان بودند، سرپیچی نکردند و با وجود اَمان نامه و وعده زر و سیم و قدرت توسط یزیدیان، دست از یاری برادر بر نداشتند.

روایت است که روزی امیرالمومنین (ع) به همراه آقا امام حسین (ع) و آقا اباالفضل (ع) در مسجد بودند، در این حین آقا امام حسین (ع) اظهار تشنگی کردند، آقا اباالفضل (ع) سه ساله به محض این که متوجه تشنگی برادر خویش شدند، به سوی خانه روانه شدند تا برای برادر جرعه ای آب بیاوردند، به خانه که رسیدند از خانم ام البنین (س) طلب آب کردند، خانم قدحی آب به دستان مبارک آقا اباالفضل (ع) دادند و او را راهی مسجد کردند، آقا دوان دوان برای رفع تشنگی برادر خویش می رفتند، زمانی که رسیدند آبی در قدح باقی نمانده بود. مولا با دیدن این صحنه از دیدگانشان اشک جاری شد و فرمودند روزی خواهد آمد که ابوالفضل (ع) هر قدر تلاش می کند نمی تواند به حسین (ع) آب برساند.

آقا اباالفضل (ع) ثمره تربیت صحیح و بی نظیر مادرشان خانم ام البنین (س) بودند، ایشان در ظهر عاشورا تجلی شجاعت، غیرت، شهامت و عظمت بودند. نبرد بین ایشان و مارد پهلوان نامی زمان، گویای صفات گفته شده ایشان بود. آن زمان که مارد پهلوان هم چون موری در دستان آقا اباالفضل (ع) بود و ایشان در جوار تَل زینبیه و مقابل دیدگان خواهر، سان می دادند و این گونه عشق خویش را به معرضه ی ظهور می گذاشتند.

 در مباحث گذشته از رزق حلال و حرام صحبت کردیم. خوب است بدانیم در نبرد بین مارد و آقا اباالفضل (ع) زمانی که مارد از اسب می افتد، سپاهش برای مارد اسبی آوردند که آقا اباالفضل (ع) آن را شناخته و در لحظه ای از روی اسب خود سوار بر آن شده و مارد را به دَرَک واصل کردند اما پس از آن در پاسخ به یاران خویش که سوال کرده بودند که چرا سوار بر اسب غارت شده ی آقا امام حسن (ع) شدید تا به دست مارد نرسد؟ آقا فرمودند حرامی بر حیوانات نیز تاثیرگذار است، این اسب مدت هاست از آبشخور یزیدیان تغذیه شده و مال حرام اجازه نمی دهد تا همانند گذشته از ما فرمان بُرداری کند.

کربلا و لحظه لحظه های آن درمان دردها، سرآمد دانش ها، آگاهی، اطلاعات و کلید هر باب بسته ای است. در اندک زمان باقی مانده تا فرا رسیدن ایام عزای سالار شهیدان به بهداشت روحی، فکری و جسمی خود رسیدگی کنیم. در میان وفور و گاهی تکثیر ویروس های مخرب درونی خود، لازم است علاوه بر زدودن و پاک سازی، گاهی خود را از خود طلب کنیم و تا بیش از این گم نشدیم، خود را بیابیم.

همیشه گفتیم اعتیاد منحصر به مواد مخدر و مشروبات نیست، برخی از انسان ها به رفتارهایی ناپسند چون تندخویی، خشم، نفرت، بدزبانی، غیبت و تهمت اعتیاد دارند. چنین اعتیادهایی هزاران مرتبه ویرانگرتر از اعتیاد به مواد مخدر و … است. در گناه غیبت، تنها غیبت کننده گناه کار نیست، شنونده ی غیبت نیز به دلیل تأیید شنیده ها گناه کار محسوب می شود. نه تنها در غیبت بلکه در هر کار زشت غیر اصولی و اخلاقی که عکس العملی از ما دیده نشود، به نوعی شراکت ما در گناه فرد است. توجه داشته باشیم که منظور از عکس العمل داشتن مقابله به مثل، فحش یا ناسزاگویی نیست بلکه تکرار رفتار صحیح و مورد رضای الهی است.

زندگی ائمه (ع) و صحابه این بزرگواران تماماً الگو و درس های عملی برای هر لحظه از زندگی ماست. انسان ها نیازمند خودشناسی و تربیت خویش قبل از تربیت دیگرانند. لزوم مراجعه به حیاط خلوت دلمان یعنی شناخت پیدا کردن از خود و تربیت افکار، اندیشه، بیان و علم.

ما به عنوان رهروی مولا باید مطابق با دوره کنونی به روز باشیم. در پاسخ پرسش های دیگران ما باید غنی بوده و از علم خود با بیان و لحنی زیبا استفاده کرده و پاسخگو باشیم. برای رهرو مولا برازنده نیست در تفسیر و توضیح آیات الهی به معنی درج شده آیات بسنده کند و به دیگران فرصت دهد تا با سوالات غرض آلود خود، مذهب و مرام او را تحقیر کند. برای رسیدن به این درجه، تنها باید انس گرفت و دل داد، آن وقت است که خدا اَنیس ما می شود و ما را سرشاز از آگهی عشق و توانمندی می کند.

محرم فرصت زیبایی برای عاشق تر شدن و انس گرفتن است. خاندان کریم مولا، خاندانی هستند که به ازای هر یک قدم ما، ده ها قدم به سمت ما می آیند. امید که آغاز محرم برای ما توأم با افزون شناخت، شعور و معرفت الهی باشد و ما را در زمره عزاداران حقیقی آقا ابا عبدا… (ع) قرار دهد. امید که ما نیز تلاشمان برای رسیدن به کاروان آقا اباعبدا… (ع) مورد قبول ایشان و عزیزان همراهانشان قرار گیرد. امید که همانند زید علقم در مقابل ستم ها و ناجوانمردی ها علیه اهل بیت شجاعانه بایستیم و عاشقانه قدم برداریم. والسلام…

Check Also

درس از کربلا 2

بسم ا… الرحمن الرحیم اولین گام برای هر انسان عاشقی كه ادعای عشق می كند، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »