علم و آگاهی، کبر، ریا 98/11/17

بسم ا… الرحمن الرحیم

مومنان حقیقی آنانی هستند که پس از مرگ تنها در پی معشوق و معبود خویش هستند و از آنچه نعمت در بهشت برین الهیست سیرند و فقط و فقط خواستار رسیدن به اصل و منبع همه آفریده و قدرت ها هستند. در کسب علم دقت کنیم، کسی ارزش واقعی کتب مهم را می داند که سطح فکری و علمی خود را ارتقاء بخشیده و از توانمندی های وجودیش در راه استفاده از آن بهره گرفته باشد.

ماجرای بازگشت حضرت موسی (ع) از طور سینا قبل از چهل روزِ تعیین شده به این دلیل بود که ایشان والاترین خواسته هایش با کنار رفتن حجاب ها محقق شد و توانست اصل را ببیند و بفهمد، پس برای ایشان فرعیات اهمیتی نداشت. چنین شرایطی مثل آن است که ما قدرتمندترین فرمول جهان را در دست داشته باشیم، بدیهی است که دیگر به سمت کارهایی در سطح پایین تر نخواهیم رفت.

وقتی مولا علی (ع) می فرمایند: تمام دنیا را با کفش پاره خود تعویض نمی کنم؛ به این دلیل بوده که ایشان فراسوی این دنیا را می دیدند و می دانستند. ایشان از علم، عشق و عظمتی آگاه بودند که در این دنیا هرگز همسان و هم تراز با آن چیزی وجود نداشته و ندارد. اگر امام حسین (ع) در نهایت ایمان، صبر و عشق نوجوانش را به دل دشمن می فرستد، به خاطر همین علم و آگاهیست که از معبود و معشوق خود دارد. ایشان در صحرای داغ نینوا عشق بازی می کردند و هرگز از درد، رنج و غم در هراس نبودند.

علم، دانش و شناخت رَویه امامان و پیامبران در راستای امر الهی عبادت کردن همگی خط مشی است که خداوند ترسیم کرده تا ما بندگی بیاموزیم و بندگی کنیم. انسان به قدری ارزشمند است که اگر خویش و خدای خویش را بشناسد ممکن نیست به کمتر از امر الهی و رضای او گام بردارد.

در میان همه عبادات نماز پله رسیدن به خدا و قرآن پله ای برای رسیدن به تزکیه نفس است. در طول تاریخ بودند انسان هایی که در پی رسیدن به قرب الهی بسیار کوشیدند، ما نیز در تلاش هستیم تا به این جایگاه برسیم و در حد وسع خود بندگی خداوند را به جا آوریم. درهای رحمت الهی همواره به روی بندگان باز است تا هر که خواست باز گردد و از رحمت و مغفرت پروردگارش ناامید نشود.

از جمله مهم ترین موانع در رسیدن به بندگی، کبر و غرور است. ورود شیطان به درون ما برابر است با ورود کبر و غرور به درونمان. در قرآن فرموده شده که شیطان دشمن آشکار انسان است. شیطان از ازل از انسان کینه دارد. کافیست بنده ای راه بندگی پیش گیرد و در این مسیر قدم بردارد. آن وقت است که شیطان با همه قوا به سوی او هجوم می آورد تا او را با رسیدن به غرور یا ناامیدی از پای درآورد.

تصور کنید در حمایت از هم نوعی، او قدرنشناسی کند و زحمات و محبت های شما را فراموش کند. بی تردید از او ناراحت می شوید. حال شیطان را بنگریم که با همه عبادات هزاران ساله خود، زحماتش به خاطر سجده ای بر انسان حبط شد. بی شک شیطان ناراحت خواهد شد و تمام تلاشش را می کند تا به خداوند ثابت کند انسان ها در مقابل اغوای شیطان ضعیف اند. مدام از خداوند بخواهیم که آنی و لحظه ای ما را به خود وانگذارد و دچار غفلت نکند. خداوند را وکیل کنیم تا هرگاه در مسیر غفلت قرار گرفتیم او ما را متوجه کند، خواه با تلنگر خواه با تنبیه.

در سوی دیگر مراقب ریا باشیم که ریا نیز برگ برنده شیطان در انحراف انسان هاست. آنانی که از دین تنها به خواندن قرآن یا نماز فراوان و حفظ حجاب افراطی یا اجباری بسنده می کنند و از محتوای نورانی کلام خدا بی خبرند و افراد را با افکار سطحی می سنجند، جز به ریا و قدم نهادن در مسیر شیطان گام بر نمی دارند. مبادا باشیم از جمله کسانی که نه تنها به ریا می پردازند؛ بلکه دین خدا را وسیله ریا، شهرت و نان آوری خود قرار می دهند. خداوند بر توانایی های تک تک بندگانش آگاه است و بر هر فرد و فکری مسلط. درست به همین دلیل است که در ادای هر فریضه ای یا انجام هر عملی خداوند به نیت و میزان توانایی ما نگاه می کند و نه به نوع انجام آن یا کمیت عمل ما.

خداوند دوست دارد بندگانش را در حرکت به سمت پیشرفت ببیند و به رسم بنده نوازی و عشقی که به بنده دارد، او را غرق در رحمت و محبت خداییش کند. در دین مبین اسلام بسیار تأکید بر نماز جماعت و دعای دسته جمعی شده است. جماعت به این سبب بیشتر مورد توجه خداست که در اتحاد و هم بستگی که اتفاق می افتد علاوه بر بالا رفتن سطح انرژی مورد نیاز برای اجابت دعا، ممکن است یکی از افراد دل شکسته باشد و به خدای مهربان وصل شده باشد، بی تردید در چنین شرایطی دعا بالا رفته و اجابت می شود.

یاد بگیریم نقاط مثبت خود و دیگران را ببینیم و خود را به مثبت بینی عادت دهیم، هرچند این مثبت ها کوچک باشد؛ چرا که دیدگاه مثبت داشتن پایه های خودسازی و رشد ما را تحکیم می بخشد. وقتی خودسازی آغاز شود و افراد به تفکر و تدبر داشتن در هر امری عادت کنند، دیگر به راحتی نمی لغزند و تحت تأثیر اشتباهات و کوتاهی دیگران به بیراهه نمی روند و اعمالشان را حبط نمی کنند. قدرشناسی به نوعی حق الناس است که بر عهده فرد می آید.

بارها گفتیم کسب علم و یا همان علم آموزی فضیلت است؛ چرا که انسان را از جهل و ظلمت به سمت خرد و نور سوق می دهد. هرچند علم آموختن به تنهایی کافی نیست و همانطور که در احادیث اشاره شده است، زکات علم، آموختن آن به دیگران است تا علاوه بر بهره وری خود، سایرین نیز بهره مند شوند. دانشمندان و مخترعان بزرگ و نامی همچون ادیسون زمانی نام خود را جاوید کردند که دستاورد سال ها زحمت و تلاش خود را در مسیر خدمت به خلق خدا بخشیدند. ادیسون مسلمان نبود و عبادت نکرد اما به سبب بهره وری از قدرت فکر و اندیشه که خداوند به بندگانش عطا کرده و به سبب خدمتی که به خلق داشته مورد توجه خداست و از ید پرقدرت او روزی می خورد. خداوند همواره به بندگانش فرصت داده و فرصت می دهد و در انتظار بنده خویش است که او را صدا بزند و خداوند لبیک گویان پاسخگوی او باشد.

همه ما در مقابل آنچه آموختیم و انتخاب کردیم مسئول و موظف هستیم. وقتی یاد می گیریم که در کنار یکدیگر بودن باید توأم با جویای احوال شدن از یکدیگر باشد، دیگر غم و غصه و تنهایی وجودمان را آزار نمی دهد، چون می توانیم پشت و پناه و آرامش قلب یکدیگر باشیم. راه و مرام عشق برگزیدیم تا روز به روز و لحظه به لحظه به انسانیت و معرفت خود بیفزاییم. همه در مسیر آموختن هستیم، پس می توانیم با حفظ شخصیت و رعایت ادب قصورات یکدیگر را گوشزد کنیم. در یک جمع قصور و سستی یک نفر می تواند به همه آسیب بزند و بالعکس فعالیت بیشتر یک نفر می تواند اثر مثبت روی همه بگذارد.

رهروی هستیم و به برکت آن تک تک ما از اعتباری نزد خدا برخورداریم. گاهی اتفاق می افتد که هر یک از ما بنا به شرایط خود از اعتبارمان هزینه می کنیم اما خداوند به قدری مهربان و کریم است که نه تنها از اعتبار ما کم نمی کند بلکه به حرمت دعا و مددی که به دیگری داشتیم و از اعتبارمان استفاده کردیم، از جانب خودش بر اعتبار ما می افزاید. مگر نه اینکه الگوی بی نظیر دین ما خانم حضرت زهرا (س) از همه داشته خود در سه روز پی در پی بخشیدند و نهایتاً خود و فرزندانشان در اوج گرسنگی از طعام بهشتی تناول کردند. پس به آنچه موجب افزایش اعتبارمان می شود بهای بیشتری بدهیم و ارزش قرآن خواندن، صلوات فرستادن و نیکی کردن های خود را بدانیم.

به صلاح دیدهای الهی اعتماد کنیم و بدانیم خدای ما خدای هر پنهان و آشکار، گذشته و آینده ای است. بسیار شنیدیم که خداوند در ازای هر نیکی ما ده برابر پاداش می دهد اما گاهی عجول بودن و ضعیف بودنمان باعث می شود که به چراهایی برسیم. که چرا خداوند در مقابل نیکی های ما پاسخ نمی دهد؟ آنجاست که کمی تأمل ما را متوجه زمان هایی خواهد کرد که چطور خداوند در اوج سختی، آسانی ایجاد کرد. این گونه موارد از جمله موردهایی است که پاسخ نیکی ما، صَرف رفع گرفتاری یا بلایی برای ما می شود و ما غافل از آن در پی ده برابر شدن خوبی مان هستیم. امید که با عزمی جزم در تزکیه ی نفسمان چنان کوشا باشیم که فقط در راه رضای پروردگار گام برداریم و خود را از هر آنچه ناشایستی و ناپاکی است دور کنیم. والسلام…

Check Also

غرور و منیت، جایگاه نماز، تغذیه جسم و تغذیه روح

بسم ا… الرحمن الرحیم بی تردید انتهای مسیر هر انسانی در هر نوعی از زندگی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *