خودآزمایی 26-04-99

بسم ا… الرحمن الرحیم

رهرو در واقع همان عاشق و سرسپرده ایست که باور و ایمانش این است که بنده خدایی است که همه چیز در ید و قدرت اوست. هر عاشق نیازمند این است که هر از چند گاهی خود را محک بزند تا بداند در کجای مسیر عشق قرار دارد. از جمله این خودآزمایی ها، زمانی است که رهرو در مواجهه با آیه ای از قرآن و یا اسامی نام معصومین و یا نوایی دلنشین منقلب می شود. میزان این انقلاب درونی هر قدر بیش تر و خالص تر باشد، رهرو از شأن و جایگاه ویژه تری برخوردار است.

نام مبارک حضرت زهرا (س) به عنوان خاص ترین بنده خدا یکی از همان اسامی نابی است که دل را به سوی شیدایی می برد. در طول تاریخ زنان بزرگ و زیبا سیرت دیگری چون خانم فاطمه بنت اسد (س)، حضرت آسیه (س)، حضرت مریم (س) و بسیاری از زنانِ بنام دیگری وجود داشتند که هر یک به تنهایی اسوه و الگویی بی بدیل در ایمان و عشق به ذات مقدس الهی بودند اما در این میان تنها حضرت زهرا (س) هستند که خیر النساء العالمین لقب گرفتند و همه عالم ایشان را برترین برگزیده خداوند می دانند و می خوانند.

حضرت زهرا (س) همان بانوی عظیم الشأنی بودند که در طول مدت زمان کوتاه زندگی خویش در نقش همسری، مادری و فرزندی، خوش درخشیدند و علاوه بر به جا آوردن رسم بندگی در بهترین وجه خود، در همسر داری، اقتصاد منزل، فرزندآوری و تربیت بی مثال آنان و اداره همه امور چنان بودند که هرگاه عاشقی نام ایشان را بشنود سلول به سلول قلبش عشق و شیفتگی اختیار کند و به لرزه بیفتد و ندای لبیک سر دهد. برای هر عاشقی، نور مفهومی جز وجودِ پاک حضرت زهرا (س) ندارد و جز ایشان را در ذهن تداعی نمی کند.

پیش تر گفتیم پس از خلقت حضرت آدم و سجده فرشتگان و ملائک بر ایشان، حضرت جبرئیل پنج نور را به ایشان این چنین معرفی کردند. اولین نور پدر حضرت زهرا (س)، دومین نور همسر حضرت زهرا (س)، سومین نور وجود با برکت حضرت زهرا (س) و چهارمین و پنجمین نور پسران حضرت زهرا (س) هستند. نمی شود نام رهرو بر خود گذاشت و در برابر نام مقدس نور دو عالم (حضرت زهرا (س)) دل نداد و منقلب نشد.

دقت کنیم دستورات الهی را انجام دادن و توفیق یافتن در جهت انقلاب درونی که از آن نام بردیم به تنهایی در اثبات رهرویی ما کافی نیست. پس از سفر به درون که یک تکلیف بر هر رهرو است، مسئله مهم خودآزمایی رهرو برای به ثمر رساندن رهرویی اوست. بدانیم بنده باهوش خداوند کسی است که در هر اتفاق مثبت و منفی و هر نوع برخورد فردی و اجتماعی بتواند خود را محک بزند و ظرفیت وجودی، نقاط ضعف و قوت خود را بسنجد و به این ترتیب آگاهانه و عاشقانه بندگی کند.

همیشه لذت در خندیدن نیست، گاهی گریستن هایی صورت گرفته که چنان شوق و اشتیاقِ عشق در آن موج زده و منقلب شدن ها سبب جاری شدن اشک بر گونه ها شده است که لذت وصف ناپذیری را ایجاد کرده و دیگران را به غبطه خوردن واداشته است. تاکنون بسیار پیش آمده که افراد پس از حضور در روضه آقا اباعبدا… (ع) و گریستن از روی عشق و دلدادگی، با شادی و شوق و آرامش سرشار از روضه خارج شدند. این چنین تحولات درونی همگی برگرفته از اثر عمیق عشق و نور اهل بیت بر جانِ عاشقان است که ارزش و بهایی بر این حال و احوال نمی توان تعیین کرد. شاید در این میان افرادی نیز باشند که ادعا کنند، شنیدن موسیقی، خواندن سطری دلنشین از کتابی و یا شنیدن صدایی از محبوبشان آرامش بخش خواهد بود اما در پاسخ باید گفت:

خال مَه رویان سیاه و دانه فلفل سیاه                     هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا

در حال و هوای عشق فرو رفتن، دلبسته، شیدا و محو عشق شدن در حال منقلب شده هر عاشقی به قدری شیرین و ارزشمند است که هیچ کس نمی خواهد در آن لحظه زیبا به کینه توزی ها، حسادت ها و دشمنی دشمنانش بیاندیشد. درست به همین دلیل است که دلِ منقلب و عاشق توانایی دارد حتی برای دشمنش نیز دعا کند و آرزوی خیر کند. مگر عاشق چیزی جز جلوه کردن در نزد معشوق می خواهد؟ پس واضح و روشن است که لحظه اتصال به منبع بی کران، نور و مهر را به کمترین نفروشد و بدی ها را در نظر نیاورد. حضرت زهرا (س) نمونه بارز این عشق و بخشندگیِ تأثیر گرفته از عشق الهی هستند، اگر نه چطور انسانی می تواند گرسنه باشد و ببخشد؟ چطور می تواند کودکانش را در گرسنگی ببیند و بر دشمنش که اکنون در اسارت اوست بذل و بخشش کند؟

ائمه و معصومین همان کسانی بودند که در راه عشق آنچه داشتند، بخشیدند؛ چرا که آنان فراسوی پرده ها و این سرای فانی را می دیدند. آنان در محضر یار چنان عمل می کردند که رنج های گذرای این جهان ذره ای نگران و باورشان را خدشه دار نمی کرد. وقتی بنده ای ظرفیت وجودش رشد می کند، دیگر لذت های این دنیا او را تأمین نمی کند و او به دنبال لذایذ سراسر نور عالمی عظیم و شگفت انگیزتر است. بدیهی است که وقتی غوط غذای بنده ای هم چون حضرت مریم (س) از بهشت برین نازل می شود، بهترین غذای این دنیا در نظرش کم و بی ارزش خواهد بود. بنابراین نه تنها هرگز در پی آن نیست و بر آن طمع نمی ورزد بلکه هر چه داشته باشد، می بخشد تا از محضر یار نیازش تأمین شود.

مومن زیرک کسی است که حتی لذایذ معنوی خود را به تنهایی استفاده نمی کند و دیگران را در آن سهیم می کند، خواه با دعایی، خواه با مددی برای اتصال دیگران. مبادا به حالِ شیدایی و عاشقی برسیم و تصور کنیم که در این حال دیگران نباید ورود یابند یا تصور کنیم دعا، نجوا و معاشقه آنان بی اثر خواهد بود که اگر چنین کنیم بنای عشق خود را ویران کردیم و سخت در بازی عشق باختیم. سهیم کردن دیگران در معاشقه و مناجات ها نه تنها سبب می شود ما در خودآزمایی های خویش قوی عمل کنیم بلکه باعث می شود تا اگر دیگری دل شکسته و وصل شده باشد به برکت الهی دعای او از اجابتِ بالاتر و با کیفیت تری برخوردار باشد و ثمره این اجابت چندین برابر به ما بازگردد.

روایت است که در گذشته های نه چندان دور عالمی دینی شاهد اجابت بزرگی از سوی خدا در حق شاگردش می شود. در حیرت فراوان از خدای خود جویا می شود که چگونه است که من سال ها حافظ دین تو بودم و در ترویج آن کوشیدم ولی چنین اجابتی شامل حال من نشده و شاگردی که در ابتدای راه است مشمول چنین استجابتی می شود؟ ندا می آید: که بنده من سالیان سال تلاش کردی، اکنون در همه جا شهرت و محبوبیت یافتی و مطمئناً پس از اتمام کتابت، هر کس آن را بخواند بر تو پاداش و سزای خیری است؛ در حالی که آن شخص از آنچه داشت در رَه عشق بخشید و تمنا کرد، ما نیز به قَدر او بر او بخشیدیم و عطا کردیم.

و در روایتی دیگر از حاتم طائی آمده که آیا سخاوتمندتر از خود در میان خلق یافته ای؟ ایشان گفتند: آری! آن مرد فقیری که در پذیرایی از من دو گوسفندش را قربانی کرد. گفتند: شما که در جبران محبت او پانصد گوسفند به او بخشیدید. حاتم گفت: او در پذیرایی از من از تمام دارایی خویش گذشت؛ در حالی که من تنها بخشی از دارایی خود را به او بخشیدم.

عدالت خدا اینجا معنی می یابد، جایی که خداوند به کمیت عمل نگاه نمی کند و هرکس را به اندازه وسعش تکلیف و پاداش می دهد. پس یاد بگیریم در مقابل خدای عادل و مهربان خویش هرگز عملِ کم خود را با عمل بسیار دیگری مقایسه نکنیم، شاید او از انبوه نعمت و امکاناتش به دیگری کمک کرده و ما با اندک امکانات خود. البته ما اجازه تفتیش نداریم و نباید میزان اموال و دارایی دیگران را بررسی کنیم تا بدانیم او بیشتر بخشیده یا ما؟

ما موظف هستیم بر حسب امر الهی و به سبب شکوفایی عشق الهی در وجودمان ببخشیم، آن هم خالصانه و عاشقانه حتی اگر بخشش ما منحصر به دعایی باشد. بخشیدن در هر نوعش زیبا و بسیار ارزشمند است؛ چرا که ابتدا انسان را وادار می کند تا بر نفس خود غلبه کند و فریادهای نفس خویش را نشنود اما باید به یاد داشته باشیم در پَس هر گذشت و بخشش، نفس هم چنان می تازد تا ببازیم. عنوان کردن و در مرحله ای خطرناک تر مِنت گذاشتن در بخشش ها از حملات نفس و شیطان است که عمل نیک ما را حبط می کند.

مومنی که در مسیر عشق حضرت علی (ع) در هر لباس، قوم و قبیله ای باشد همین که بر فرمایشات آن بزرگواران و اوامر الهی عامل باشد از اعضای خانواده معنویِ حضرت علی (ع) خواهد بود. در یک خانواده، هدف یکسان است و همگی به جهت رسیدن به هدفی والا در تلاش هستند. حال اگر کسی بهتر و سریع تر پیش رفت هرگز نباید به او رَشک و حسد ورزید؛ چرا که او در حرکت به سوی کسی گام برداشته که دلیل پیوستگی و هم بستگی ماست و وای بر کسی که پیش تر باشد و در اثر غرور به من و منیت برسد و توفیقات الهی در حق خود را فراموش کند. همه ما تنها به فضل خداست که در جایگاهی قرار می گیریم که اگر بر حسب عدل خدا و تلاش خود می خواستیم به منزلت و جایگاهی برسیم هرگز قادر نبودیم؛ چرا که انبوه عمل نیک ما در مقابل کوچک ترین نعمات خدا در حق بنده بسیار ناچیز و بی مقدار است.

به کرات شنیدیم آقا امام حسین (ع) مظلوم بودند. در اینجا باید توجه داشته باشیم مظلومیت ایشان به معنای مورد ظلم واقع شدنشان نبوده است بلکه به منظور عظمت وصف ناپذیر ایشان و جهل مردم دوران از شناخت ایشان و بهره گیری در رشد و تعالی خود بودند و این درست مانند این است که کوهی از نور و روشنایی باشد و ما به روشنایی کبریت بسنده کنیم؛ در حالی که اگر زحمت و تلاش نزدیک شدن به آن نور را می کشیدیم، خود تَلّی از روشنایی می شدیم که نه تنها خود را روشن می کردیم بلکه به دیگران نیز روشنی می بخشیدیم. مظلومیت یعنی منبع نور باشد و رنج بی نهایت بکشد تا ما را آگاه کند و ما هم چنان در ظلمت و نا آگاهی و دور شدن و نفهمیدن باقی بمانیم و عمر گرانقدر را به بهای ناچیز از دست بدهیم.

خود آزمایی ها را جدی بگیریم. بخشش کنیم و بسنجیم که در پنهان کردن نیکی و بخشش چقدر توانمندیم؟ نیکی کنیم و بسنجیم که در قبال این توفیقات چقدر سپاس گزار خالق یکتا هستیم؟ همه جای دنیا و همه جای عالم ارزش انسان به اعتبار اوست. با خود آزمایی ها و محک زدنِ مدام خود، نمرات بالاتری کسب کنیم و خود را در زمره انسان های معتبر در عالم قرار دهیم.

متأسفانه در زمانه ای هستیم که گذشت کردن ها، رنگ باخته و مَنیت ها زیاد شده است اما در همین دوران خداوند محبت کرده و در دل ما عشقِ برگزیده ترین مخلوق خویش را قرار داده و همه ما را شایسته بخشش و گذشت کرده است. عشق زیباست و به دست آوردنش دشوار اما اگر عاشق شدیم و در مسیر عشق قرار گرفتیم زیباتر و دشوارتر از کسب آن، “حفظ کردن عشق” است.

در قرآن می خوانیم: (کُلُ شَیءٍ یَرجعُ الاَصل) یعنی بازگشت همه چیز به اصل خویش است. ما نیز در حرکت به سوی این اصل باید همواره تلاش کنیم و عاشق بمانیم و دعای عاشقی (اَلا بِذکرِ ا… تَطمَئِنَ القُلوب) سر دهیم. عشق اثر کرد که مولا علی (ع) در نماز مدهوش و مست یار شد و هرگز دردِ کشیدنِ تیر از پای مبارکشان را متوجه نشدند. عشق اثر کرد که آقا ابالفضل (ع) در رسیدن به اوج گذشت و سرسپردگی، در کمال ادب و تواضع دست و چشم و در نهایت جانشان را بخشیدند. آقا امام حسین (ع) هم همانند ما انسان بودند و همه احساسات و عواطف یک انسان را چه بسا عمیق و لطیف تر از ما داشتند اما آنچه از حسینِ فاطمه (ع) عاشقِ اَبدی ساخت، معامله همه داشته هایش با خدا بود.

ما نیز باید چنین باشیم و به همه اعمال و نیّات، رفتار و گفتارمان رنگ خدایی بزنیم و دائماً در سپاس و شکر خدای کریم باشیم تا به اِذن خدا لایق کنار رفتن حجاب ها و درک عالم معنا باشیم. ان شاا… به جایی از عاشقی برسیم که به مرتبه زیبای علم الـیقین دست یابیم و برای همیشه از گزند شیطان در امان باشیم و ندای أنا الحق از تار و پود وجودمان بشنویم. به مدد خدای رحمان که هیچ دری را برای پر گشودن بنده اش نمی بندد. والسلام….

Check Also

یادکردن اموات، عظمت حضرت زهرا(س)، تراز سالیانه اعمال

بسم ا… الرحمن الرحیم به نام خدایی كه در كمتر از آنی و اشاره ای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »