خداوند عاشق واقعی 19-04-99

بسم ا… الرحمن الرحیم

انسان اشرف مخلوقات نامیده شد و پا به عرصه دنیا نهاد اما خدایی که انسان را خلیفه خود در زمین قرار داد، او را جایزالخطا نیز نامید و برای او تا همیشه فرصت بازگشت، توبه، بخشش و گذشت را قرار داد. خداوند در کلام نورانی خویش فرموده که انسان ها ضعیف و عجول آفریده شده اند؛ پس واضح و روشن است که امکان خطا کردن در آنها وجود داشته باشد.

هر لحظه و هر زمانی برای خلوت کردن با خدا، تجدید بیعت کردن با آن خالق یکتا و مناجات کردن با او، فرصت خوب و قابل قبول و زیبایی است و در همه لحظات خداوند شنوای داناست و بر حال هر بنده بینا اما سحرگاه از جمله لحظات ناب و ویژه الهی برای بندگان و پیمودن مسیر عاشقی با سرعت و کیفیت بالاتریست. برخاستن برای ادای فریضه نماز در هر سحرگاه همان نقطه اوج و قوتی است که هر بنده در آن می تواند با پیروز شدن بر نفس و گذشتن از لذت خواب علاوه بر بندگی کردن به تقویت اراده و اعتماد به نفس خود بپردازد. طبیعی است انسانی که هر سحر به قصد اجرای امر پروردگارش از شیرینی خواب خود می گذرد، خداوند حلاوتی پایدارتر همچون توانمندی بیشتر، آگاهی و ایمان قوی تر روزی او خواهد کرد.

دقت کنیم چنانچه توفیق داریم تا همچون بنده حقیقی در سحرگاه از جا برخیزیم و به نماز بپردازیم، پس از نماز سجده شکری بجا آوریم و به دعا در حق دیگری و در حق خود و عزیزانمان مشغول شویم که خداوند بسیار دوستدار بندگانی است که بلافاصله پس از نماز به دعا می پردازند. قدرت و اعتبار بسیاری در هر شکرگزاری خصوصاً سجده های شکر نهفته است، به گونه ای که مولا امیرالمومنین (ع) فرمودند: خداوند بندگانی را که پس از اطاعت امر الهی سجده شکر به جا می آورند را به فرشتگان خود نشان می دهد و می فرماید: بنده من علاوه بر این که در اطاعت من سر تسلیم فرود آورده از این که توفیق یافته مطیع فرامین من باشد شکرگزار است، من چگونه می توانم یاور او نباشم و آنگاه که مرا می خواند اجابتش نکنم؟ در بیانی ساده تر “هر اطاعت کردنی زمینه ساز اعتبار الهی برای ماست”.

بی شک زمان هایی پیش آمده که هر یک از ما از جایی که گمانش را نمی بردیم، مشکلمان حل شده یا بلایی از سرمان گذر کرده است. بدیهی است این اتفاق نمی افتد مگر به دلیل اعتباری که خداوند در پَس هر طاعت و شکرگزاری برای ما در نظر گرفته و زیباتر آنجاست که از خداییِ او به دور است که بخواهد اعتبار ما را کم کند تا مشکلی از ما حل کند. در عالم عشق الهی کافیست فقط و فقط اعتبار داشته باشی؛ آن وقت است که خداوند عاشقی پیشه می کند و از قدرت بی انتهای خود در جهت رفع نیاز بنده اش عطا می کند و این درست همانند پدری است که در ازای خوبی کودکش مبلغی به او هدیه می دهد تا برای خود پس انداز کند. وقتی کودک نیاز به خرید وسیله بازی، پوشاک یا خوراکی دارد، نه تنها پدر از پس انداز کودک هزینه نمی کند بلکه مبلغی جدا از مبالغ را برای او در نظر می گیرد تا نیاز کودکش رفع شود و مجدد فرزندش شاد و شادتر شود. حال بدانیم و باور کنیم خدای ما خدائیست که از هر پدر و مادر هزاران بار بر بنده اش مهربان تر است.

رسم عاشقی با خدا را هرگز با شرط گذاشتن و ما به ازا خواستن بر هم نزنیم و خود را با اندک خواسته ای راضی نکنیم، بگذاریم بندگیمان با عشق جریان یابد آن گاه خواهیم دید خداییِ پروردگارمان مرز نمی شناسد و تا بی انتها جاری می شود. قدردان زحمات سایرین که در حق ما خدمت کردند و محبتی روا داشتند باشیم اما به هیچ کس جز خدا امید نبندیم که اگر همان خدا بخواهد، به اذن و امر او در تنگنا و سختی ها هر مخلوق و هر بنده ای در خدمت به ما قرار می گیرد و به یاری ما می شتابد.

همیشه گفتیم تکریم و تعظیمِ انبیا، اولیا خدا و ائمه معصومین (س) اگر به جهت رضای الهی و تبعیت کردن از امر خدا نباشد، کفر محسوب می شود؛ چرا که تعظیم فقط شایسته مقام ایزدی است. امروز اگر ما محبت و عشق به مولا امیرالمومنین داریم و او را صدا می زنیم به این دلیل است که ایشان برگزیده الهی و اُسوه صحیح بندگی و وسیله هدایت از سوی خدا هستند که به دستور خدا مورد احترام و محبت ما قرار گرفتند تا از ایشان که معصوم و معشوق واقعی بودند، رسم بندگی و عشق ورزی را بیاموزیم و وای بر ما اگر انسانی را به خاطر خود او تعظیم کنیم و از وجود صاحب و مالک همه چیز غافل باشیم و خدای بزرگ را نادیده بگیریم که در چنین حالی شِرک ورزیدیم.

در هنگام قدردانی کردن نیز باید خداوند را شاکر باشیم که وسیله خیرش را به کمک ما فرستاده است. در جایی دیگر شرک ورزیدن به خدا ناامیدی از رحمت خداست. ما باید تلاشمان این باشد که هرگز به این نقطه نرسیم اما اگر شد و این قطع امید در دلمان ایجاد شد، باید در اولین فرصت استغفار بطلبیم و وجودمان را به منبع خیر، امید و آرامش متصل کنیم. ما بنده خدایی هستیم که ما را بسیار سفارش به دوری از کینه توزی، نفرت و خشم کرده است، پس چگونه می تواند بر بنده اش کینه بورزد و از او متنفر شود؟

بندگان صالح و عاشق خدا هم چون آقا اباعبدا… (ع) سمبل بخشش و گذشت بی کران بودند. حال تصور کنید خداوند که خالق ایشان است تا چه حد می بخشد و می گذرد. مبنای آفرینش بشر چیزی جز عشق نبوده؛ اگر نه لقمان حکیم هرگز داروی محبت را به عنوان مؤثرترین دارو بر درمان دردها معرفی نمی کردند و بالعکس قدرنشناسی همانند نمکی است که درد هر زخم را تازه تر می کند. هر چند در سیره ائمه راهکار مواجهه با قدرنشناسی ها نشان داده شده و از انسان خواسته شده تا صبور باشد و ببخشد.

ما نیز که مدعی رهرویی کردن هستیم باید بدانیم که عمل و رفتار ما در مقابل ناسپاسی ها نباید به گونه ای باشد که لطمه ای به دینداری دیگری وارد کند. متأسفانه بسیارند دین گریزانی که عمل افراد به ظاهر دیندار، آنان را از روند دینداری و عاشقی به دور کرده است. اولاً سعی کنیم هرگز از این جمله انسان ها نباشیم و علاوه بر حفظ دینداری خود مراقب دینداری دیگران باشیم. ثانیاً در مواجهه با افراد دین گریز به جای امر به معروفِ لفظی، امر به معروف عملی داشته باشیم تا آنان بدانند دین اسلام، دینی بی نقص و کامل است و هنوز مسلمانان واقعی هستند که اوامر دین خدا برای آنان حائز اهمیت است.

دعا کنیم که هیچ گاه لقمه غیر حلال بر سر سفره هایمان جا باز نکند؛ چرا که همین لقمه ها می تواند اسباب گمراهی انسان را فراهم کند و از او فردی دروغ گو، بی غیرت و بی قید و بند به بار آورد که گاهی شیطان هم با همه دشمنی اش نسبت به انسان، در مقابل آن ها زانو بزند. پیش تر گفتیم شیطان از جنیانی بود که به واسطه عبادت های بی نظیرش در مقام فرشتگان قرار گرفت و به واسطه سجده نکردن بر انسان رانده شد اما قبل از رانده شدن از خداوند خواست تا به او فرصت عبادت دوباره و عبادات از بهترین نوع را به او بدهد اما اجازه دهد تا در مقابل انسان سجده نکند و خداوند نپذیرفت. حال خدایی که چنین ارزشی به انسان داده که فرشته درگاهش را به خاطر ارزش وجود انسان راند، می فرماید: اگر انسانی دروغ بگوید دشمن من است.

بی شک خداوند بهتر از ما می داند دروغ چگونه می تواند درون ارزشمند انسان ها را به فروپاشی و ذلت بکشد و زمینه گناهان دیگر را برای او فراهم کند که از آن ها خواسته تا از دروغ گویی بر حذر باشند. انسان موفق کسی است که دروغ نگفتن را از خود آغاز کند و در درجه اول به خود دروغ نگوید. به طور مثال هستند افرادی که گناهی می کنند و می دانند که خطا کردند و مرتکب گناه شدند اما خود را فریب می دهند و با تزریق دروغ به ذهن و فکرشان خود را توجیه می کنند و شرایط را برای گناه کردن های مکرر و بدون عذاب فراهم می کنند. صادق بودن با خود در بسیاری مواقع عامل نجات انسان هاست.

بلاهای پی در پی که عالم را فرا گرفته نشانه روشنی از تَخَطی کردن انسان در قوانین الهی است. هر بار بر هم زدن نظم و قانونی که خدا برای انسان وضع کرده است، مسبب پدید آمدن بلایی تازه برای آگاه تر شدن انسان و بازگشت او به نظم الهی است. بلاها نشان داده اند که همه چیز در ید قدرت الهیست و نشانی است بر آمدن آخرالزمان و رسیدن انسان ها به نقطه ای که آمدن منجی را فریاد بزنند.

فرصت ها را باید بیشتر غنیمت شمرد و بیشتر از قبل آماده بود، باید قوی تر شد و از به هم ریختگی های سطحی دوری جست و چنانچه بستر ناراحتی و عصبانیت فراهم شد به خود فرصت دهیم و به اندازه فرستادن صلواتی صبر کنیم تا عصبانیت ما فروکش کند اما اگر نتوانستیم، حداقل شهامت عذرخواهی داشته باشیم که خداوند دوستدار بندگان شجاع و با شهامت خویش است. برخی مواقع صادق بودن با خود اوج شهامت و اوج بندگی است و تنها جایی که باید ترسید، نزد خداست. این که گاهی ما علاوه بر خدا از وجود پاک و مقدس ائمه معصومین (س) هراس داریم به دلیل مقام ویژه و اختیاراتی است که خداوند به اذن خویش به آنان بخشیده و آنان را به عنوان بهترین وسیله هدایت برگزیده و ما اگر آنان را از دست دهیم بهترین وسیله و نعمت الهی برای بهتر زیستن را از دست داده ایم.

در سوره قدر خداوند به وحی شدن به انسان ها اشاره کرده یعنی اگر او بخواهد هر انسانی می تواند وحی الهی را درک کند. بدین ترتیب که در شأن پیامبر (ص)، جبرئیل امین نازل می شود و در شأن انسان عادی، الهامات ذهنی، فکری و گاهی قرار گرفتن در مسیری صحیح و متوجه شدن مسیر اشتباهی که در آن قرار گرفته بود. وقتی انسانی متکی به پروردگار شد و پناهی همچون ائمه و معصومین (س) داشت، دیگر نگرانی نخواهد شد؛ مگر امتحانات پیچیده ای که تشخیص رحمانی یا شیطانی بودن آن برایش دشواری ایجاد کند که باز اگر در مقابل این موارد قرار گرفتیم و زیرکیِ مومنانه به کار گرفتیم از سد آن امتحانات نیز به سلامت گذر خواهیم کرد.

آگاه باشیم ورود شیطان گاهی در خواب ها و خواب دیدن های ماست. قطعاً پیش آمده روزهایی که بسیار در تسلیم حق بودیم و بسیار در راه الهی کوشیدیم اما موقع خواب به جای دیدن خواب های خیر و رحمانی، خواب های شیطانی دیده ایم. شیطان همیشه بیدار است و در کمین افرادی که در مسیر درست حرکت می کنند، شیطان مدام می کوشد تا دریای آرامِ وجودِ آدمی را متلاطم و پریشان کند، گاه با ناامیدی، گاه با ایجاد خشم و عصبانیت، گاه با تضعیف قدرت تشخیص انسان ها و گاه با ایجاد خواب های شیطانی و درست اینجاست که اگر می خواهیم تسلیم شیطان نباشیم باید دل به خواب ها نسپاریم تا آن را توسط فرد امین و صاحب علم بررسی کنیم.

خداوند همیشه حامی بندگانی است که در جهت صحیح راه می پیمایند و همیشه آنان را به سوی بهترین ها هدایت می کند اما گاهی همان انسان ها غفلت می کنند و با اصرار بر عمل یا افکار خود دچار خسران می شوند و نشانه ها را درک نمی کنند و با تصور این که خود را سپرده اند و خداوند یاریشان نکرد به عِناد و دشمنی با خدا می رسند.

دقت کنیم گاهی شیطان در وجود اطرافیان ما نفوذ می کند و ما را از رحمت خدا ناامید می کند. به طور مثال شخصی سال ها به عبادت و بندگی پرداخته و در این میان از خداوند خواستار حاجتی شده اما هنوز به خواسته خویش دست نیافته است، که یکی از اطرافیان مدام به او می گوید نتیجه این همه بندگی تو حتی برآورده شدن خواسته تو نبوده؛ پس چرا عبادت می کنی؟ آنجاست که مومنِ باهوش از سپردن و توکل کردن به خدا روی گردان نمی شود و سخنِ دیگری را مایه سقوط ایمانش قرار نمی دهد. سپردن و راضی بودن به مصلحت خدا عاقبت بخیری را برای انسان به ارمغان می آورد. ان شاء ا… از جمله بندگانی باشیم که درونمان آنقدر قوی و قدرتمند باشد که هیچ کس و هیچ چیز قادر به کم کردن ذره ای از امیدمان به ذات مقدس پروردگار را نداشته باشد. والسلام….

Check Also

تعهد، عشق حقیقی

بسم ا… الرحمن الرحیم دقیق باشیم و عمق خواسته هایمان را درک کنیم تا واقعیت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *