تأثیرگذاری و تأثیرپذیری

بسم ا… الرحمن الرحیم

تأثیر پذیری همانند سكه، دو سو دارد؛ سویی مثبت و سویی منفی.

ژرفای تأثیر گذاری برخی اتفاقات چون قیام و نهضت عاشورا به قدری وسیع و گسترده است كه پس از گذر هزار و چهارصد و اندی سال هم چنان مهمترین و جامع ترین كانون ارائه دروس زندگی و بندگی است اما متأسفانه در تمام طول این دوره (از قیام عاشورا تاكنون) انسان هایی بودند كه تحت تأثیر ظواهر فریبنده و فناپذیر دنیا از كلاس درس عشق و عاشقی فاصله گرفته اند و انسانیت خویش را به بهای ناچیز دنیا فروختند و هیچ نام نیكویی برای خویش باقی نگذاشتند.

انسان می تواند همیشه معلم باشد اما در صورتی كه خود را تنها معلم نداند و در كنار آن به شاگردی نیز بپردازد. در هر مسئله ای، دست بالای دست بسیار است. یك انسان هیچ گاه نباید تصور كند كه فراتر از او كسی نیست و یا اوست كه بیش از هر فردی داناست.

گاهی افرادی با سنین كم می توانند در عمل خود، درس های فراوانی را به انسان های دیگر ارائه كنند. حضرت رقیه (س) وارد مدرسه و كلاس درس نشدند اما در كانون مدرسه عشق و بندگی چشم به جهان گشودند و تمام رفتار و عملكردشان سرشار از درس بود. دختر كوچك آقا اباعبدا… (س) به عنوان بزرگ بانو دشت خون و بلا برای همیشه زنده اند. مرده آن است كه نامش به نكویی نبردند…

با توجه به قدرت فكر و اندیشه كه خداوند به ما عطا كرده و با بهره گیری از كمی قدرت تأمل و تعمق می توان از بسیاری از خطاها و اشتباهات جلوگیری كرد. گاهی به كاربردن یك جمله نابجا و نادرست چنان رعشه ای بر پیكره ی یك زندگی وارد می كند كه زندگی را تا مرز فروپاشی پیش می برد. در حالی كه می توان با كمی صبر، تفكر و تعمق گفتار و عملكردی صحیح و مناسب داشت. گاهی نیز یك كلمه و یا یك جمله می تواند خزان یك زندگی را مبدل به بهاری جاوید و پربار كند.

گوش عضویی است كه وظیفه شنیدن را برعهده دارد. اما همان طور كه قبلاً نیز اشاره كردیم هریك از ما می توانیم به قدری در ساخت و پرداخت درون خود تلاش و ممارست به عمل بیاوریم كه نشنویم در حالی كه شنیدیم و نبینیم در حالی كه دیدیم. فراموش نكنیم كه می توانیم دیده ها و شنیده هایمان را گلچین كنیم و با قدری صبر، تأمل و تفكر از قوه ی منطقمان بهره گیری كنیم.

وقتی منطقمان را در برخوردهایمان دخیل كنیم، می توانیم با آرامش بیشتری برخوردهای نامناسب دیگران را ارزیابی كنیم و منطبق با شرایط و رعایت اصول رهرویی واكنش نشان دهیم. منطق، می تواند به ما در تشخیص این كه نوع برخورد فرد صحیح بوده است و یا در اثر غرض ورزی و انتقام جویی، كمك كند. به خودمان فرصت درست فكر كردن را دهیم و به سرعت و با عصبانیت تصمییم نگیریم. زمانی می توانیم یقین پیدا كنیم كه درست فكر كردیم و تصمیم گرفتیم كه در پس آن به یك رضایت درونی رسیم.

گاهی یك جمله از فردی كه ارتباط چندانی با او نداریم تأثیر بیشتری را بر وجود ما می گذارد. گاهی نیز ممكن است شنیدن جمله ای از فردی كه مورد اعتماد ما است تأثیر چندانی بر وجود ما نگذارد.

در برخوردهایی كه با یكدیگر داریم، قبل از هر سخن و یا تصمیمی موقعیتمان را با مخاطبمان مشخص كنیم كه آیا به عنوان دو رهرو با یكدیگر ارتباط برقرار كردیم و یا به عنوان دو فرد موجود در جامعه. چنان چه رابطه ما براساس رهروییمان شكل گرفته باشد قطعاً باید مراقبه بیشتری بر گفتار و رفتارمان داشته باشیم و سریعاً تحت تأثیر برخورد رهرویی مخاطب قرار نگیریم.

همه ما به عنوان رهرو و شیعه ی آقا امیرالمومنین (ع) باید بدانیم تا برای رسیدن به قرب باید مراحل كمال را طی كنیم. هرچند بارها گفتیم كه عشق میانبر ما بوده و هست و در گذر از بسیاری مراحل ما را یاری كرده اما به یاد داشته باشیم كه در جایی عشق ما باید تماماً‌ به شناخت و شعور تبدیل شود تا ما را به سرمنزل مقصود برساند.

برای رسیدن به كمال نمی توان تنها به عشق بسنده كرد، پیمودن مسیر تكامل نیاز به خودشناسی دارد. خودشناسی می تواند ما را در تشخیص كمال از غیركمال، ظلمت و نور، بد و خوب، زشت و زیبا كمك كند، تا خودشناسی صورت نپذیرد ممكن نیست به خداشناسی برسیم.

شناخت لازمه ی عشق است، شناخت سد ورود شیطان به وجود ماست. بارها اشاره كردیم، شیطان از افرادی كه با ایمان و انسانیت بیگانه اند، فرسنگ ها فاصله دارد و فرصت خویش را برای گمراهی چنین افرادی هزینه نخواهد كرد. چرا كه چنین افرادی به خودی خود دچار گمراهی شده اند. شیطان در پی انسان هایی است كه منقلب شده اند و در ره عشق راه می پیمایند. غفلت نكنیم شیطان در كمین انسان های با ایمان است تا با دست خود انسان زمینه ظلمانی شدن را برای او فراهم كند.

در داستان حضرت موسی (ع) و فرعون، زمانی كه فرعون نزد خداوند اقرار به گناه و كبر و غرور كرد و برای پیروزی در مسابقه با حضرت موسی (ع) تمامی شب را به دعا و نیایش پرداخت، خداوند وعده خویش را محقق كرد و همان طور كه فرمود كه مرا بخوانید تا اجابت كنم شما را؛ فرعون را اجابت كرد و او را در مسابقه با حضرت موسی (ع) به پیروزی رساند. این داستان به روشنی بیان می كند كه نباید هیچ زمان و فرصتی را برای چنگ زدن به ریسمان الهی از دست داد و بر مقام و جایگاهی كه سال ها با زحمت كسب كردیم، مغرور شویم. مراقب باشیم چرا كه هم می توانیم موسی ای باشیم كه در خواب غفلت به سر برده است و هم فرشته ی مقربی كه عدم اطاعت الهی او را رجیم و لعین كرد.

از خودمان و از قدرت فكر و اندیشه ای كه خداوند به ما اِعطا كرده است، غفلت نكنیم. از انتقام جویی، لعن و نفرین كردن به شدت پرهیز كنیم كه برازنده رهروی مولا نیست كه به چنین اعمال ناشایستی بپردازد. به دیگران فرصت دهیم، چه بسا این فرصت، بازگشتی برای فرد خاطی باشد تا به جبران اشتباه و خطای خویش بپردازد. تجربه ثابت كرده است كه در بازگشتِ چنین افرادی ماندگاری بیشتری نهفته است. نعمت اندیشه را قدر بدانیم تا از این موهبت الهی نهایت بهره و سود را برای زندگی و بندگی بهتر ببریم. والسلام …

Check Also

حُسن خلق(گشاده رویی و گشاده دستی)، پایان سال 94

بسم ا… الرحمن الرحیم شناخت فرزندان و مادران ائمه و همسران این بزرگواران تأثیر به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »