بسم ا… الرحمن الرحیم
خداوند رحیم همهی نعمات و علوم را در جهت بهتر زیستن انسان و غنیتر شدن کوله بار آخرت او آفریده است. از جمله این علوم، فرمایشات و توصیههایی است که ائمه و خصوصاً آقا امیرالمومنین (ع) خطاب به انسان ها در همه اعصار فرمودند.
امیدواریم از آن دسته انسانهایی نباشیم که سنگینی بار حق الناسی شروع زندگی جاودانه آن ها را تحت تأثیر قرار داده است. گاهاً بودند افرادی که فقر در مقطعی از زندگی اسباب نجات آنها بوده و بالعکس گاهی نیز افراد در شرایطی مناسب با آسودگی خیال زندگی می کنند اما ورود ثروت و تغییر سبک زندگی، آن ها را دچار تشویش مدام و مستمر می کند. این است که انسان را مجاب می کند تا باوری عمیق بر قضا و قدر الهی و تقدیری که خداوند برای او مصلحت دیده است، داشته باشد و خود را از گمراهی ها و سردرگمی ها برهاند.
رسیدن به مقام رضا و راضی شدن به رضای پروردگار عالمین، نهایت و غایت ایمان و اعتقاد به قَدَر الهی است.
همان طور که قبلاً نیز اشاده کردیم، انسان باید بر حس ارزشمندی خود متمرکز باشد. به دست آوردن این حس در هر فردی به مراتب مهمتر از به دست آوردن موفقیت در اوست. موفقیت، زمانی با ارزش است که با ارزشمندی وجود انسان مطابقت داشته باشد. متأسفانه پرداختن به نهج البلاغه در بین ما مسلمانان آن طور که شایسته بهره وری از این کتاب مقدس است صورت نمیگیرد و این درحالی است که نهج البلاغه در اوج یأس، فشار و سختی، دریچههایی از امید را به روی ما باز میکند.
هیچ کس از داشتن فقر، ذلت و سختی شاداب و خوشحال نیست و از بخل و حسد در امان نمی ماند مگر عاشقی که با ایمان تمام عشق میورزد. تنها عاشق است که جز معشوق نمی بیند و نمیشنود. گذران زندگی در سطح پایین مالی پس از بخشیدن انبوه مال، رفاه و موقعیت والای اجتماعی حضرت خدیجه (س) نمونهای روشن از این عشق است.
وقتی انسانی عشق را میپذیرد و عاشقی پیشه میکند، تنها در جهت رضایت معشوق و معبود گام بر میدارد چرا که تنها رضایت معشوق است که انسان را به بینیازی میرساند.
عشق بهترین و مطمئنترین راه برای رشد و رسیدن به کمال و قرب الهی است. عشق، عاشق را صاحب بالی از جنس نور خواهد کرد که قادر است او را در کوی یار ساکن کند و درست با همین درجه از عشق است که میتوان، حس و حال بانو حضرت زینب (س) را دریافت کرد و متوجه شد که ایشان علیرغم همهی رنج، سختی و مصیبتها چطور فقط زیبایی دیدند.
بالاترین هدف هر عاشقی، کسب لبخند رضایت از سوی معشوق است. خانم حضرت زینب (س) همین لبخند را دیدند که فرمودند: ما رَأیتُ اِلاّ جمیلاً.
داستان معروف داناعلی که به توسط پیامبر اعظم آقا رسول ا… (ص) مأموریت یافت تا مسافر ناتوانی که در شهر مکه بدون اندوختهای باقی مانده بود را به طُرفَة اَلعِینی به شهر و دیار خویش برساند؛ به طور واضح بیان میکند که ظاهری دیوانهوار و با البسهی ژنده و کهنه در شهر گشتن را نمی گشود از انسانیت محروم دانست. چه بسا چنین انسانی هم چون داناعلی عارفی بزرگ و نامی با مقامات معنوی والا باشد.
دقت کنیم ثروت همیشه خوشایند و فقر همیشه کشنده نیست.
بدترین نوع فقر، فقر فکری، باوری و اعتقادی، منش و رفتاری است. هستند افرادی که در کنترل زبان و شیوه صحیح بیان بسیار تند زبانند و یا این که قادر به حفظ اسرار دیگران نیستند. فردی که غیبت میکند و تهمت میزند، بیترید دچار فقر اندیشهای و اعتقادی است. طمعورزی در قالبهای کوچک هم چون ولع داشتن برای خوردن غذا نیز نوعی دیگر از فقر فکری است. حرص و ولع و خسیس بودن غالباً در قشرهای ثروتمند جامعه دیده می شود نیز بیان گر همین نوع فقر (فقر فکری) است.
در راستای این فقر فکری افرادی مدام خود را با دیگران قیاس می کنند و صرف نظر از شرایط زندگی خویش درصدد به دست آوردن اسباب و لوازمی بهتر از دیگری هستند. برخی نیز بالعکس طمع خود را صرف علم آموزی، کسب ادب، دینداری و افزودن تقوای خود میکنند. روزه داری به معنای واقعی آن، یکی از راه های تشخیص انسان های عاری از حرص و طمع است. چنین انسانهایی در مواجهه با سختی و تنگدستی هرگز به سمت و سوی حرام و خلاف نخواهند رفت.
نفس اماره سیری ناپذیر است و همواره دوستدار طمع ورزی و کسب و ازدیاد ثروت و متأسفانه تحت کنترل قرار ندادن نفس اماره است که حق کشی ها، رشوه ها، مال یتیم خوردن ها و دست دراز کردن به بیت المال را سبب می شود. آقا امیرالمومنین (ع) در زمان حکومت میتوانستند کاخ نشینی کنند اما همواره خود و همراهانشان را به رعایت حقوق مردم و یکدیگر دعوت می کردند تا نفس افسار گسیخته، انسان را به هر سو نکشاند.
فقرها را بشناسیم و ضعف خود را در این زمینه مورد توجه قرار دهیم. ثروت اندوزی حاصل شناسایی نکردن ضعفهای ناشی از فقر فکری است. فردی که طمع در به دست آوردن زیور آلات، لباس و یا هر چیز دیگر دارد در واقع به نوعی دچار بیماری است. چنانچه ثروتی نیز کسب می کنیم آن ثروت باید در خدمت انسان باشد و نه انسان در خدمت ثروت.
باور این که خداوند رازق و روزی دهنده است و روزی در ازای تلاش ما حاصل میشود، می تواند در کاهش حس طمع ورزی مؤثر واقع شود و به انسان آرامش دهد. اکنون که اینجا هستیم و ادعای عشق و رهروی مولا را داریم آیا تنها به ثواب محب علی (ع) بودن می اندیشیم؟ قطعاً چنین عشقی مورد پذیرش مولا نخواهد بود. اما اگر رهرو شدیم تا همانند آقا امیرالمومنین (ع) در جهت رشد و کمال انسانی و به دست آوردن جایگاه و شأن واقعی انسان قدم برداریم نه تنها مورد پذیرش مولا خواهیم بود بلکه ایشان یاور ما در این مسیر خواهند بود.
جایگاه انسانی به دست نمیآید مگر با تلاش برای کسب روزی حلال، قرار دادن فکر و کلاممان در حیطه ادب، بدی نکردن و دروغ نگفتن و بسیاری از فرمایشات و توصیه های الهی که عمل به آن ها ما را به کمال نزدیک خواهد کرد. به کمال رسیدن برابر با قرار گرفتن در قرب الهی است و پس از رسیدن به قرب است که با اعمالی خاص می توان به معشوق و معبود خویش نزدیک تر شد.
برای کسی که عاشق است، افکار باید به سوی مهر و عشق باشد. هیچ یک از ما جایز نیستیم تا نسبت به پروردگار خویش فکری منفی و توأم با عذاب داشته باشیم. در ازای هر عمل خود را مورد عذاب تصور کردن به ما اجازه نمی دهد تا عاشق بمانیم. ما بندهایم و درست عمل کردن در بندگی، ما را صاحب مقامات عالی معنوی میکند.
توصیف عذابها در قرآن نیز برای روشنتر کردن ذهن هایست که گمراه شدند و به بیراهه رفتند. احترام به ائمه و معصومین (س) به جهت الگوگیری ما از آن بزرگواران و در روز رستاخیز به واسطه آن عزیزان بخشیده شدن و مورد رحمت قرار گرفتن است. اگر نه ما جایز نیستیم تا حتی در مقام معصومین (س) بنده پرستی کنیم. چگونگی زندگی معصومین (س) را فرا گرفتن و مطابق با اصول و شیوه الهی آنان زندگی کردن، ما را به ضریب بالای عشق و باور و یقین خواهد رساند که دیگر داشتن ها و نداشتن ها ما را مورد آزار و اذیت قرار نمی دهد و حکمت نداشتن ها و سختی ها بر ما روشن و آشکار می شود.
گاهی احتیاجات ما مایه نجات ماست. ماه رمضان، تمرین خویشتن داری و دوری از طمع ورزی ها در ما تقویت می کند و به رشد و بالندگی ما کمک می کند. وقتی خداوند ناظر است که بنده ای، بندگیش را به خاطر کمی مال و کمی غذا بهم نمی زند، قطعاً با فضل و کرم بینهایتش برای آن بنده اندوخته ای انبوه در نظر می گیرد. عشق خدایی اگر درست در قلب و جان ما بنشیند، هرگز اجازه نمی دهد تا ما به تباهی و گمراهی برویم.
تلاشمان را بر دوری از فقرهای فکر و اندیشه ای بگذاریم و به بندگی هایمان رنگ عملی و الهی ببخشیم. هستند افراد مهربان و خوش قلبی که فقر گفتاری، آسیب های زیادی به آن ها تحمیل کرده است. قبل از به دست آوردن ثروت در پی رهایی از چنگال فقرها باشیم. برای زبان، دل و مغز عاری از فقر، بود و نبود ثروت یکسان است و وجود ثروت نمی تواند گمراه کننده باشد. فقر در هر شکلش انسان را به سوی فنا خواهد برد و او را از داشتن آخرتی آباد محروم خواهد کرد. در عشقِ معشوق نمی تواند حسادت، منیت و کینه ورزی خطور کند. عشق در دستان بانویی بود که تنها قرص نان خانه را به یتیم و مسکین و در راه مانده، بخشید و به دور از هر گله گذاری، درس بی نیازی داد و در نهایت خود و اطرافیانش را از مائده ای آسمانی طعام داد.
بارها گفتیم، معشوق و معبود ما خود عاشقترین است. این تنها ما نیستیم که در انتظار معاشقه و مناجات با یار هستیم، خداوند نیز مشتاقانه در انتظار معشوق خود است و خاصیت عشق پاک همین انعکاس عشق است. والسلام…
دیدگاهتان را بنویسید